یکی از اساسیترین نیازهای امروز ما در میانه اتفاقات جاری، آگاهی از آنچه به عنوان میراث فکری و تمدنی از جانب رهبر شهید ما آیتاللهالعظمی خامنهای برای ما بهجا مانده، است. در این راستا با حجتالاسلام والمسلمین هادی عجمی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان و مسئول پژوهش مدرسه عالی فقاهت عالم آلمحمد(ع) به گفتوگو پرداختهایم که مشروح آن در ادامه آمده است.
نظریهای به بلندای عزت اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین عجمی با اشاره به اهمیت جهاد تبیین برای تبیین مفهوم تمدن اسلامی مطرح کرد: درحالی که در دنیا، اسلامهایی مانند اسلام آمریکایی، اسلامی همراه با ضعف، اسلامی همراه با گناه و دوری از خداوند طرح میشود، آیتالله العظمی خامنهای نظریه والای «تمدن اسلامی» را مطرح کردند؛ نظریهای که خط بطلان بر هر نگاه اشتباه دیگر درباره اسلام است. همین نظریه، تفاوت نگاه ایشان را با دیگر علما و روشنفکران جهان اسلامی روشن میکند.
آیتالله العظمی خامنهای بحق درباره نظریه تمدن اسلامی، جهاد تبیین کردند و خود عملکننده به این وظیفه بودند. ایشان نظریه تمدن اسلامی را در هر موقعیتی تبیین و گوشزد میکردند.منظومه فکری و منظم آیتالله العظمی خامنهای کلیدواژهها و محورهایی اصلی دارد؛ ازجمله نظریه تمدن اسلامی. ایشان هدف نهایی حرکت اسلامی را تحقق تمدن اسلامی میدانستند و میفرمودند: آرمان اصلی و واقعی و نهایی، ایجاد تمدن اسلامی است (بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۲۴/۸/۱۳۹۸). البته نه تنها در ایران، بلکه در تمام جهان اسلام، هدف را تحقق آن بیان کردند: اتحاد دنیای اسلام مراتبی دارد؛ پایینترین مرتبهاش این است که جوامع اسلامی، کشورهای اسلامی، دولتهای اسلامی، اقوام اسلامی، مذاهب اسلامی، علیه هم دست به تعرض نزنند، با هم معارضه نکنند، به یکدیگر ضربه نزنند؛ این قدم اول است... مرحله بالاتر هم این است که همه دنیای اسلام متحد بشوند در جهت رسیدن به تمدن نوین اسلامی. این چیزی است که جمهوری اسلامی هدف غایی قرار داده: رسیدن به تمدن اسلامی، منتها تمدن متناسب با این زمان، تمدن نوین اسلام. اینها مراتب وحدت است (بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی ۲۴/۸/۱۳۹۸).
تمدن اسلامی، هدیهای به بشریت
مدرس حوزه در ادامه با اشاره به آثار تمدنی مناسک حج و اجتماع ایمانی مسلمانان افزود: از ظرفیتهای مهم تبیینی، حج و اجتماع مسلمین است. ایشان از این ظرفیت در پیامهای حج و دیدار با برگزارکنندگان آن بهره میبردند. در دیدگاه ایشان «حج یک نمودار کوچکی از جامعه اسلامی برتر و درواقع یک نمونهای از آن چیزی است که ما در تمدن اسلامی، مورد نظر داریم؛ تمدن اسلامی این را باید به بشریت اهدا کند. در تمدن نوین اسلامی، معنویت در کنار مادیت، عروج اخلاقی و معنوی و روحی و تضرع و خشوع، در کنار پیشرفت زندگی مادی [است]؛ حج مظهر یک چنین تمدنی است» (بیانات در دیدار کارگزاران حج ۱۲/۴/۱۳۹۸).
تعریف تمدن اسلامی در نگاه ایشان عبارت بود از اینکه «تمدن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادی میتواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگیِ جهان طبیعت؛ تمدن اسلامی یعنی این؛ هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان نظام جمهوری اسلامی این است» (بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۴/۶/۱۳۹۲).
اسلام واقعی و ناب را معرفی کنیم
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان با اشاره به دیگر صحنهها و میادینی که رهبر شهید ملت از فرصت آنها برای تبیین جایگاه مهم و برتر ایران اسلامی در توسعه تمدن اسلامی ایرانی استفاده کردند، مطرح کرد: ایشان حتی در دیدارهایشان با غیرمسلمانان و میهمانان خارجی این نظریه را طرح میکردند؛ ازجمله در دیدار بانکیمون دبیرکل وقتِ سازمان ملل متحد فرمودند: با توجه به جایگاه مهم و برتر ملت ایران در مسائل فرهنگی و تمدنی، جمهوری اسلامی ایران زمینه بسیار خوبی برای گسترش فرهنگ و تمدن انسانی برخاسته از اسلام دارد (۸/۶/۱۳۹۱).اگر این نگاه را با دیگر نظریات و نگاههای علما و روشنفکران اسلامی مقایسه کنیم، سطح بالای این دیدگاه را متوجه میشویم. در نگاه سکولار ترکیهای و اماراتی به اسلام، اسلام تنها یک پوشش ظاهری است که در عین اجتماعاتی مانند نماز عید فطر و در کنار مساجد زیبا، اما کابارهها به راه باشد. خروجی این نگاه این میشود که در کشوری مانند ترکیه به آمار بالای بیماریهایی مانند ایدز و حرکاتی زشت مانند کارناوال همجنسگرایان برخورد میکنیم. خروجی آن، مسلمانانی میشود که به مرور حتی حداقلیات شریعت اسلامی را نمیدانند، با کفار و قاتلان مسلمانان همسفره اقتصادی میشوند و...؛ در یک کلام، تفکری کافرانهتر از کفار. همانند همان اسلام معاویهای که در زمان حاکمیت آنها تنها نمادهایی حداقلی از اسلام در جامعه مانده بود.






نظر شما