تشبیه وطن به مادر، تشبیهی رایج و عمیق در فرهنگها و ادبیات گوناگون است؛ تشبیهی که نشاندهنده پیوند عاطفی و روحی انسان با سرزمین خویش است. همانگونه که انسان به مادر خود عشق میورزد و از او پاسداری میکند، نسبت به سرزمین مادری نیز احساس تعلق و مسئولیت دارد.
وطندوستی امری فطری و طبیعی است و در متون دینی نیز مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم اخراج انسانها از سرزمینشان را امری نکوهیده میداند و میفرماید: «أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ» (ممتحنه/۹) و نیز از کسانی یاد میکند که «أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ» (حج/۴۰). این آیات نشان میدهد که حفظ سرزمین و دفاع از آن از حقوق بنیادین انسانهاست.
از همین رو جهاد برای حفظ سرزمین اسلامی و دفاع از وطن، جهادی در راه خدا دانسته شده است: «وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ أَبْنائِنا» (بقره/۲۴۶)؛ چگونه در راه خدا پیکار نکنیم در حالی که از خانهها و فرزندان خود رانده شدهایم.
برای بسیاری از انسانها، وطن فراتر از یک مکان جغرافیایی است و بخشی از هویت و وجود آنان را شکل میدهد. همین پیوند عمیق سبب میشود که پاسداری از وطن به عنوان وظیفهای اخلاقی، انسانی و دینی تلقی شود.
ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود همواره در کانون توجهات منطقهای و بینالمللی قرار داشته است. ملت ایران نیز در بزنگاههای تاریخی نشان دادهاند که پشتیبان نظام، انقلاب و رهبران انقلاب بودهاند و در بحرانها با بصیرت، اتحاد و همدلی از کشور خود دفاع کردهاند؛ مردمی که حاضرند برای پاسداری از سرزمین خود تا پای جان بایستند، اما وجبی از خاک وطن را به دشمن واگذار نکنند.
رهبر معظم انقلاب در این باره میفرمایند: «در دفاع مقدس، نقش پشت جبهه به قدر جبهه اهمّیّت داشت. برخی با حمایتهای فرهنگی و تبلیغاتی دائم مشغول خنثیسازی عملیّات روانی دشمن بودند؛ از شعر و شعار و پذیرایی از جنگزدهها تا ماندن مردم شهرها زیر موشکباران دشمن، مثل دزفول. یکی از موارد افتخارآمیز پشت جبهه، ماندن مردم در شهرهای زیر موشکباران بود.» (بیانات ۱۳۹۹/۰۶/۳۱)
در روایات اسلامی نیز وطندوستی و دفاع از خانه و سرزمین جایگاهی والا دارد. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «إنَّ اللّهَ عَزَّ و جلَّ یُبغِضُ رجُلاً یُدخَلُ علَیهِ فی بَیتِهِ و لا یُقاتِلُ» (عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۴)؛ خداوند از مردی که در خانهاش بر او هجوم آورند و او دفاع نکند، بیزار است. این روایت بیانگر آن است که دفاع از خانه، ناموس و سرزمین نهتنها یک واکنش طبیعی بلکه وظیفهای اخلاقی و دینی است و بیتفاوتی در برابر تجاوز، امری ناپسند شمرده میشود.
در حکمت ۳۰۳ نهجالبلاغه نیز از امام علی(ع) نقل شده است: «وَالنَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْیَا، وَلا یُلَامُ الرَّجُلُ عَلَی حُبِّ أُمِّهِ»؛ مردم فرزندان دنیا هستند و انسان به سبب دوست داشتن مادرش سرزنش نمیشود.
شارحان نهجالبلاغه توضیح دادهاند که تشبیه دنیا به مادر از آن روست که انسان از این خاک آفریده شده و در دامان آن پرورش یافته است؛ از این رو علاقه به سرزمین مادری امری طبیعی و قابل درک است. همانگونه که علاقه به مادر طبیعی است، علاقه به وطن نیز امری فطری و انسانی به شمار میآید.
امام علی(ع) همچنین در خطبه ۲۷ نهجالبلاغه با هشدار نسبت به سستی در برابر دشمن میفرمایند:
«فَوَ اللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا»؛ به خدا سوگند هیچ ملتی در درون خانه و سرزمین خود مورد هجوم قرار نگرفت مگر آنکه به خواری افتاد.
ایشان در خطبه ۲۹ نیز با گلایه از بیتفاوتی برخی مردم در برابر تجاوز دشمن میفرمایند:
«أیَّ دارٍ بَعدَ دارِکُم تَمنَعونَ؟! و مَعَ أیِّ إمامٍ بَعدی تُقاتِلونَ؟!»؛ اگر از خانه و سرزمین خود دفاع نکنید، پس از این از کدام خانه پاسداری خواهید کرد و با کدام پیشوا به نبرد خواهید رفت؟
این سخنان نشان میدهد که دفاع از سرزمین و عزت جامعه نهتنها وظیفهای سیاسی یا نظامی، بلکه مسئولیتی عمومی برای همه مردم است. تجربههای تاریخی نیز گواهی میدهد که هرگاه ملتی در دفاع از سرزمین و هویت خود متحد و هوشیار بوده است، توانسته از سختترین تهدیدها عبور کند.
بنابراین، دفاع از وطن و پاسداری از امنیت و استقلال آن، وظیفهای مشترک برای همه آحاد جامعه است؛ وظیفهای که ریشه در فطرت انسانی، آموزههای دینی و تجربههای تاریخی دارد و میتواند ضامن عزت، استقلال و آینده یک ملت باشد.





نظر شما