ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین. إنهم لهم المنصورون. وإن جند الله لهم الغالبون.
در زمانهای که ایران ما پس از امام شهید، در بزنگاهی تاریخی وسرنوشتساز، در اوج هجومی همهجانبه قرار گرفته است که از یورش ویرانگر وتمدنسوز مغولان هم جهنمیتر است، تقدیر چنین بود که در نخستین شب قدر، سرشک اندوه ما در فقدان خامنهای تاریخساز، به اشک شوق انتخاب خامنهای جوان آیندهساز بدل شود.
نه تنها ایرانِ جان که منطقه و جهان هم از شهوت شروران وشرر آتش وشرزگی زمخت ستمگری دندهکج وبرهنهدندان رنج میبرد که میخواهد، با سرکوب تمدن وحقوق بینالملل ونظم جهانی وقدرتهای رقیب، هژمونی یکجانبه آمریکای بردهکُش تاریخ وحامی رژیم کودککش صهیونی را بر انسان وخرد انسانی، پیش از عباد وبلاد وملک وملت وحجر وشجر ودانش وانرژی ومقدرات جهان حاکم کند؛ غافل از آن که انسان وخرد ایرانی، تاریخی از شکستن شاخ شاهان شرفسوز عالم دارد که در این نبرد روزهای اخیر، بار دیگر بهمنصه ظهور رسید.
انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، نه از آنرو که نماد اجرای قانون در کشوری قانونبنیاد ونهادبنیان، آن هم در کارزار نبرد با نامردان وناامنی ناشی از آن یا نشانگر توان مردمان سرزمین ما ایران در عبور از بحران وهدایت سکان کشتی میهن به ساحل امن بوده، ارجمند و اثرگذار است، بلکه در دوران جدید پس از امامین انقلاب وبایستههای دنیای نوین، پایههای روندی ماندگار در مدیریت جامعه وجغراسیای میهن ومنطقه وجهان خواهد گذاشت و بر ساخت تمدن نوین اسلامی تمهیدگر ظهور را نفسی تازه خواهد بخشید.
سومین ولی فقیه، منتخب خبرگانی است که نسل دوم اهل حل و عقد در ایران اسلامی پسا انقلاب هستند. او هم سنت امامین فقید وشهید را بر دوش خواهد کشید وهم سازوکارهای زیست فجازی ودیجیتال ونسلهای نوین و نظام مسایل دنیای معاصر را با آن سنت آشتی خواهد داد.
سید مجتبی گرچه خود در نکوداشت مقام علمی پدر شهیدش میگوید، بهرغم داشتن امهات کتب فقهی و اصولی در کتابخانه خود، اما نسخ موجود در کتابخانه پدری را میگرفته تا با مطالعه آنها، از حاشیههای عالمانه پدر بر اغلب کتب ومصادر بهره جوید، اما او در فقاهت وعلم، بیگمان در مواردی فرصت آن را یافته تا بر پدر پیشی گیرد.
امام شهید در تسلط بر علم رجال وتاریخ اسلام وبهکارگیری آن دو در فرآیند استنباط فقهی شهره بود، اما فرق است میان پدر که رجال وتاریخ را در بحث حجیت نص ضروری میداند، تا فرزند که علاوه بر آن، تاریخ وگفتمان حاکم بر عصر صدور را در درایة الحدیث وفهم نص ودلالتهای آن بهکار میگیرد.
دو دیگر آنکه خامنهای دوم هم مانند خامنهای پدر متتبع نگارشها وتالیفات عالمان پیشین وهمعصر خود بود، اما چهبسا بیش از پدر فرصت غور در مصادر فقه واصول وعلوم دینی را یافتهبود. امام شهید، در میان مجذوبان خود به مرحومان آیتین شیخ اسدالله زنجانی و سید علینقی حیدری ارادتی خاص داشت؛ زنجانی که مخطوطات او را در علوم غریبه در کتابخانه آستان قدس رضوی، نزدیک به نیم قرن پیش مطالعه کرده بود وتا پایان عمر شریفش، نکاتی از آن را به تفصیل وبا دقت به یاد داشت و سید حیدری که ظاهراً کتاب اصول الاستنباطش را خوانده و پسندیده و همیشه از آن به نیکی یاد میکرد. امام شهید تنها از مخطوطات زنجانی در علوم جفر وجامعه یاد میکرده، در حالی که فرزند، از چندین رساله مخطوط دیگری از وی در کتابخانه آستان قدس یاد میکند که به گفته و گمان او چه بسا از چشم پدر دور مانده، اما او آنها را دیده و مطالعه کرده است. گمان دارم، پدر در ایام جوانی بهدنبال علوم غریبه و جاذبههای آن بوده اما فرزند در روند مطالعات علمی حوزوی به مصادر بیشتر وکتب فقهی مرحوم شیخ اسدالله زنجانی توجه کرده است.
سوم آنکه آنچه سید مجتبی را از پدر وامام شهید در حوزه علم وفقاهت متمایز میکند، آن است که او در جوانی فرصت تدریس سطوح عالی ودرس خارج فقه را یافته، اما امام شهید در این بازه سنی، در کار مبارزه وفرار وتبعید وزندان بوده و تنها پس از رهبری فرصت شاگردپروری داشته است. در درس پسارهبری هم وجهه سیاسی واداری ونه حوزوی به معنای اتم کلمه بر نوع شاگردان ایشان غالب بود وجز در یکی دو مورد، احدی از تلامذه او به تدوین تقریرات درس ایشان همت نگماشت، در حالی که فقها را به شاگردان وآثار وتقریرات دروسشان معمولا میتوان شناخت. افسوس که درس خارج پرارج سید مجتبی هم به دلایلی که جای ذکرش نیست، ناتمام ماند و گمان میرود با شرایط روزگار در تقوای سید مجتبی هم بسیار میتوان گفت. گمان دارم که بعضی از آنچه شنیده ودیدهایم، اگر بازگفته شود، به مذاق ایشان خوش نیاید. نمیخواهم در نخستین روز زعامتش، خاطرش را برای بیان فضائلش که بهویژه در تقوای مالی ملاک انتخاب خبرگان امت بود، مکدر بدارم. همینکه او درس خود را تعطیل کرد تا در اثر اقبال طلاب علم، بر دروس سایر اساتید سایه نیندازد وهمین که در این روزهای پس از شهادت امام شهید، از پذیرش بار مسئولیت رهبری امتناع میکرد، خود گویای اوج تقوای او بود. زندگی او از نوجوانی که در دفاع مقدس شرکت کرد وجانباز جنگ رمضان شد تا رمضان سخت امسال که در میانه این نبرد سنگین وپس از شهادت عزیزترین بستگان خود وبا همه تهدیدها رهبری امت را برعهده گرفت، گویای روشن شجاعت اوست، اما در این مقال، از آگاهی به زمان وشجاعت و تدبیر که از صفات مقرر در قانون اساسی برای رهبری است، بیشتر باید گفت.
سالها پیش، در همایشی پیرامون مبانی فقهی امام شهید، با اشاره به تجربه بیبدیل وزیست دوجانبه او در مبارزه وحکومت، در دانش حوزوی وعلوم و ادبیات و هنر معاصر، در جنگ وصلح، در رهروی امام و انقیاد در برابر او ورهبری وقیادت خود، در هدایت معنوی ومدیریت ایندنیایی جامعه، در کنار احاطه بر علوم دینی وفقه واصول، از او فقیهی ساخته بود که اعلم از هر فقیهی دیگر در مقام رهبری جامعه وحکومت وتعامل با فضای بینالملل بود.
سید مجتبی تنها کسی است که در این زیست همهجانبه وتجربه زیسته بیمانند، همواره در کنار پدر وامام شهید بوده است. در طول سالها، او در تمام موضوعات مربوط به ولایت ورهبری، سیاستها، ارتباط با همه سران کشوری وفرماندهان لشکری وحضور در تصمیمسازی ها وانتقال پیام میان رهبری و مدیران عالی جامعه نقشی یگانه ایفا کرده است؛ نقشی که از او امام خامنهای دیگری، اما جوانتر وشادابتر واحتمالا با تحولات زمانه همگامتر ساخته است.
سید مجتبی انقلاب اسلامی ایران را که احیاگر ستمستیزی وحقمداری بوده وبا مقوله تمدنی «ما میتوانیم» به یاری مستضعفان، در برابر ستم مستکبران برخاسته وایستادگی کرده، دفاع از فلسطین را به عرصه بازآورده، معادلات سیاسی استعمارساخته را برهمزده، موازنه قدرتی نو در منطقه درانداخته که در آن، سرنوشت ملتها را ملتها تعیین کنند، نه بیگانگان بنیانبرافکن غارتگر، ودر برابر یکهتازی جریان صهیوآمریکایی وبازمهندسی استکبارخواسته منطقه ایستاده است، با تمام وجود درک کرده، وقتی در عنفوان جوانی، به رغم آقازادگی در جبهههای دفاع مقدس حضور واصرار بر حضور داشته، هرگز نمیتواند بار دلت وخفت وشکست را از مغولان عصر جدید در نبرد جاری تحمل کند.
باید افزود که مسأله امروز جهان ما تنها توحش افسارگسیخته ترامپیسم ودولت عمیق سرمایهسالار پشت سر آن نیست که در پی ناکامی در تحمیل سلطه بر همه کشورها وپس افتادن اقتصاد اول چهل درصدی جهان وافول سیطره دلار، سر در سودای سلطه مطلق بر جهان وانرژی دارد وبراندازی ایران وسپرسازی در برابر نوصعودها را در دستور کار دارد. مسأله امروز ما وانسان وجهان، بازی وقیحانه ارادهای دریده وچاکبریده وبیبنیاد، با خرد انسانی و فرهنگ وتمدن بشری، ستاندن اراده انسان وستیز با فطرت انسانی وجایگزینی تمدنوارهای برساخته نئوکانهای مدافع سرمایه انسانکش در غرب غروب ارزشهای انسانی است.
ایران فرهنگی، ایران تاریخی، فرهنگ و تمدن کهن ما که در سایه اسلام ناب وجاودانه وفصلالخطاب وخاتم رسالتهای آسمانی، شکوهی دوچندان یافت وزنجیره مبارزات هزار و چهارصد ساله مردم ما وپیروان مکتب ولایت اهل بیت ع را به پیروزی وبنیانگذاری نظام مقدس جمهوری اسلامی به رهبری امام راحل فرزانه مبدل ساخت وراه ماندگار او را در عصر رهبری بیمانند امام خامنهای شهید، تنها رهبر تاریخ این سرزمین که پاسدار آگاه ومدیر وشجاع ملک وملت در برابر توفانهای سهمگین دشمنان مرزوبوم بوده است، ادامه داد، این ملت، امروزه در پیشانی وخط مقدم این نبرد تاریخی تمدنی وانسانی بهرهبری فقیهی قرار گرفته است که تداوم این راه طی شده پرخار وطریق ذاتالشوکه تنها با زعامت او امکان دارد.
نه تنها ایرانیان که همه جهانیان، امروزه در مبارزه با روندهای متعارض با فطرت بشری وبرای دفاع از عدالت، هنجارهای قانونی، برابری ابناء بشر در بهرهمندی از امکانات و فرصتهای جهان ومیراث مشترک بشریت، حقوق بنیادین بشر واصول حقوق بینالملل ایستادهاند تا ضمن ابراز نگرانی از روندهای کنونی وبازتابهای شوم آن بر اندیشه، فرهنگ وتمدن بشری واراده، حاکمیت و استقلال ملتها وبا اعلام ایستادگی در پای آرمانها بهرهبری انسان اندیشمندی که دیدگاه های فرهنگی ودوراندیشی او چهبسا در سایه صلابت وستیز امام شهید با ستمگران کمتر برای جهانِ زیر بمباران رسانههای روایتساز عالمسوز شناخته است.چنان بماند.
مهدی زنجانی





نظر شما