تحولات منطقه

۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۲
کد مطلب: ۱۱۳۶۳۷۰

حقوق عامه؛ مسئله قانون یا اجرای قانون؟

علی نباتی دکترای حقوق کیفری و جرم‌شناس

حقوق عامه مفهومی تازه در ادبیات حقوقی ایران نیست. این عنوان مجموعه‌ای از حقوق بنیادین شهروندان، از حق سلامت و محیط زیست سالم گرفته تا امنیت، عدالت قضایی، آزادی‌های مشروع، شفافیت و برخورداری برابر از خدمات عمومی را شامل می‌شود.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه


حقوق عامه مفهومی تازه در ادبیات حقوقی ایران نیست. این عنوان مجموعه‌ای از حقوق بنیادین شهروندان، از حق سلامت و محیط زیست سالم گرفته تا امنیت، عدالت قضایی، آزادی‌های مشروع، شفافیت و برخورداری برابر از خدمات عمومی را شامل می‌شود. صیانت از این حقوق، در هر نظام حکمرانی، معیاری جدی برای سنجش کارآمدی و پایبندی به عدالت است.
در سال‌های اخیر، تدوین «لایحه صیانت از حقوق عامه» با هدف ایجاد سازوکارهای مشخص‌تر برای حمایت عملی از این حقوق در دستور کار قرار گرفت. با این حال، این لایحه هنوز به سرانجام نرسیده است. پرسش مهم اینجاست: آیا مشکل اصلی، نبود قانون جدید است؟
نگاهی به ساختار حقوقی کشور نشان می‌دهد پاسخ چندان ساده نیست. در قانون اساسی، از الزام دولت به رفع تبعیض و تأمین عدالت اجتماعی گرفته تا تأکید بر برابری شهروندان، حق دادخواهی، امنیت قضایی و حفاظت از محیط زیست، در اصول متعددی به‌صراحت از حقوق عامه سخن گفته‌اند. افزون بر آن، منشور حقوق شهروندی و مجموعه‌ای از قوانین عادی نیز ظرفیت‌های قابل توجهی برای حمایت از منافع عمومی فراهم کرده‌اند.
با وجود این پشتوانه قانونی، آنچه در عمل دیده می‌شود فاصله‌ای محسوس میان قانون و اجراست. آلودگی‌های زیست‌محیطی، ساخت‌وسازهای غیرمجاز، فساد اداری، تبعیض در ارائه خدمات، اطاله دادرسی و نبود شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها، نمونه‌هایی از چالش‌هایی هستند که بیش از آنکه ناشی از خلأ تقنینی باشند، ریشه در ضعف نظارت و ضمانت اجرا دارند.
در همین چارچوب، یکی از مسائل مهم در بحث حقوق عامه، تعریف دقیق نهاد مسئول پیگیری و پاسداری از این حقوق است. در بسیاری از نظام‌های حقوقی، دادستان به عنوان «مدعی‌العموم» نه تنها در حوزه جرایم کیفری، بلکه در دفاع از منافع عمومی نیز نقش فعالی ایفا می‌کند. این نقش زمانی مؤثر خواهد بود که دادستانی بتواند مستقل، سریع و بدون ملاحظات غیرحقوقی به موارد نقض حقوق عامه ورود کند.
در ایران نیز در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای فعال‌تر شدن دادستانی‌ها در حوزه‌هایی مانند محیط زیست، منابع طبیعی، سلامت عمومی و حقوق مصرف‌کنندگان صورت گرفته است، با این حال این ظرفیت هنوز به‌طور کامل نهادینه نشده است.
تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد صیانت از حقوق عامه تنها با تصویب قانون جدید محقق نمی‌شود. استقلال نهادهای نظارتی و قضایی، شفافیت اطلاعات، پاسخ‌گویی مدیران و نقش فعال رسانه‌ها و جامعه مدنی، ارکان اصلی این مسیرند.
در بسیاری از کشورها، دادستانی‌ها اختیارات گسترده‌ای برای ورود به پرونده‌های مرتبط با منافع عمومی دارند و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند به نمایندگی از جامعه طرح دعوا کنند. دسترسی آزاد به اطلاعات نیز ابزار مهمی برای نظارت عمومی است.
در کنار این عوامل، ضعف فرهنگ حقوقی در حوزه مطالبه حقوق عمومی نیز قابل توجه است. در بسیاری از موارد، شهروندان از حقوق قانونی خود آگاهی کافی ندارند یا سازوکارهای پیگیری آن را نمی‌شناسند. این موضوع موجب می‌شود بسیاری از تخلفات مرتبط با منافع عمومی بدون پیگیری باقی بماند. آموزش حقوق شهروندی، دسترسی آسان به سازوکارهای شکایت و حمایت از گزارش‌دهندگان تخلف می‌تواند به تقویت این فرهنگ کمک کند.
از سوی دیگر، نقش رسانه‌ها در صیانت از حقوق عامه نقشی تعیین‌کننده است. رسانه‌های آزاد و مسئول می‌توانند با اطلاع‌رسانی دقیق، طرح پرسش از مسئولان و انعکاس مطالبات عمومی، به عنوان یکی از ابزارهای مهم نظارت اجتماعی عمل کنند.
تجربه جهانی نشان می‌دهد بسیاری از پرونده‌های مرتبط با فساد، تخریب محیط زیست یا تضییع منابع عمومی ابتدا از طریق گزارش‌های رسانه‌ای یا تحقیقات روزنامه‌نگاری افشا شده‌اند.
همچنین گسترش دولت الکترونیک و شفافیت داده‌ها می‌تواند ابزار مؤثری برای پیشگیری از نقض حقوق عامه باشد. هرچه فرایندهای اداری شفاف‌تر، قابل رصدتر و مبتنی بر داده‌های عمومی باشند، امکان سوءاستفاده و فساد کاهش می‌یابد. انتشار اطلاعات مربوط به قراردادهای عمومی، بودجه‌ها، مجوزها و تصمیمات مدیریتی، زمینه نظارت همگانی را فراهم می‌کند.
با این مقایسه، می‌توان گفت چالش اصلی در ایران کمبود قانون نیست، بلکه اجرای بی‌طرفانه و قاطع همان قوانینی است که وجود دارد. تقویت نقش دادستانی در پیگیری حقوق عامه، افزایش شفافیت، حمایت از افشاگران فساد، ارتقای آگاهی حقوقی شهروندان و استقلال نهادهای نظارتی، گام‌هایی عملی‌تر از افزودن یک متن قانونی دیگر به مجموعه قوانین خواهد بود.
از این منظر، تصویب نشدن لایحه صیانت از حقوق عامه را نمی‌توان صرفاً یک فرصت از دست‌رفته دانست. آنچه تعیین‌کننده است، اراده اجرای قانون است. بدون حاکمیت واقعی قانون، شفافیت و پاسخ‌گویی، حتی بهترین قوانین نیز تنها کلماتی روی کاغذ باقی می‌مانند.
صیانت از حقوق عامه در نهایت به ترکیبی از قانون کارآمد، اجرای مؤثر، نظارت عمومی و مطالبه‌گری اجتماعی نیاز دارد، مسیری که بدون مشارکت فعال شهروندان، جامعه مدنی و رسانه‌ها به نتیجه نخواهد رسید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha