تحولات منطقه

۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۵:۱۱
کد مطلب: ۱۱۳۶۹۷۸

خسارت کافی نیست

محمد ولیان‌پور، روزنامه‌نگار

حملات موشکی و پهپادی کشورمان به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، تهدید جنگ منطقه‌ای که رهبر شهید انقلاب مطرح کرده بودند را عملی کرده و از این‌رو گام بزرگی برای دفاع از میهن و پاسخ به تعدیات دشمن برداشته شده است.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه


حملات موشکی و پهپادی کشورمان به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، تهدید جنگ منطقه‌ای که رهبر شهید انقلاب مطرح کرده بودند را عملی کرده و از این‌رو گام بزرگی برای دفاع از میهن و پاسخ به تعدیات دشمن برداشته شده است. اما آیا حملات معمول به این پایگاه‌ها و وارد کردن خسارت می‌تواند تنبیه متجاوز را درپی داشته باشد؟
تجربه جنگ‌های قبلی آمریکا نشان می‌دهد هزینه‌های مادی میلیارد دلاری، مانع مؤثری در برابر سیاست تجاوزکارانه این کشور نیست. هزینه اشغال افغانستان توسط آمریکا بیش از ۲تریلیون دلار بوده و مجموع هزینه‌های اشغال عراق نیز طبق برخی گزارش‌ها به ۷تریلیون دلار بالغ شده است.
چنین ارقامی نشان می‌دهد تصور بازدارندگی با وارد کردن خسارت و هزینه به دشمن یا برقراری معادله قیمت بین پهپاد چند هزار دلاری با موشک رهگیر چند میلیون دلاری نمی‌تواند چندان جدی باشد. طبیعتاً خسارت‌های منطقه و بازارهای مالی هم تا وقتی به بحران فراگیر و پایدار نرسیده اهمیتی برای دشمن ندارد.
اما تجربه‌هایی هم وجود دارد که نتیجه داده است. ازجمله انفجارهای آبان ۱۳۶۲ در لبنان و مقر نیروهای ویژه آمریکا و فرانسه که ۲۴۹ نظامی آمریکایی و ۵۸ چترباز فرانسوی را به کام مرگ کشاند. این اقدام برخلاف تصوراتی که ضربه عمیق به دشمن را موجب جری شدن و بهانه حملات گسترده او می‌دانند، نه‌تنها به افزایش بحران نینجامید، بلکه به خروج سریع همه نیروهای خارجی منجر شد. با اینکه هنوز حزب‌الله لبنان قدرت نگرفته بود و عمده خاک این کشور نیز در اشغال اسرائیل بود.
آمریکا پس از چهار دهه و برخلاف همه کشورهای منطقه، هنوز به لبنان بازنگشته و هیچ پایگاهی در لبنان ندارد. همین خروج نیروهای نظامی خارجی از لبنان، میدان را برای نیروهای مقاومت باز کرد و لبنان با وجود جنگ داخلی و اشغال خارجی به ستون اصلی مقاومت تبدیل شد.
حزب‌الله لبنان برپایه همین راهبرد توانست اسرائیل را در چارچوب جنگ ۳۳روزه از جنوب لبنان اخراج و نزدیک ۲۰ سال معادله بازدارندگی را برقرار کند. راهبردی که شهید سیدحسن نصرالله به‌صراحت بیان کرده بود و به‌نظر می‌رسد برای شرایط فعلی ما نیز کاربرد دارد:
«نمی‌شود که ما را بکشید و فقط پایگاه‌ها و تجهیزات آهنی و حلبی را بزنیم! پول تمام جهان دست شماست و جایگزین می‌کنید. این کارها در مقابل اسرائیل معادله بازدارندگی درست نمی‌کند!
برای روحیه‌بخشی یا مصرف رسانه‌ای می‌توانستیم چند موشک به یک پایگاه نظامی شلیک کنیم و استحکامات و تجهیزاتش را تخریب کنیم و بگوییم الله‌اکبر... به شهادت برادرانمان پاسخ دادیم! ولی طبیعتاً هیچ سربازی کشته نمی‌شد! ما می‌خواهیم یک معادله را تثبیت کنیم: وقتی یکی از مجاهدان ما را می‌کشید، ما یکی از سربازانتان را می‌کشیم؛ تمام!».
اهمیت تلفات نیروی انسانی را در مبادلات جبهه مقاومت با اسرائیل و آمریکا هم می‌توان دید. جایی که برای رهایی یک اسیر یا حتی دریافت یک جنازه، حاضر به آزادی صدها نفر می‌شوند. از همین‌رو است که نیروهای دشمن به‌شدت محتاط هستند و برای مقابله با این وضعیت، پروتکل‌های محکم امنیتی وضع کرده‌اند.
با این تفاصیل به نظر می‌رسد وارد کردن تلفات به دشمن، به‌ویژه آمریکایی‌ها راهبرد مناسبی برای موازنه با دشمن باشد. البته نه تلفات حسی، حدسی و ادعایی که برای طرفین کارکرد جنگ روانی دارد؛ بلکه تلفات انبوه قطعی و دفعی که برای افکار عمومی دشمن قابل کتمان نباشد و بتواند هزینه انسانی جنگ را برای مردمشان پررنگ کند. آمریکا تا وقتی مستقیماً تلفات قابل توجهی دریافت نکرده است، عملاً هزینه‌ای نداده و نمی‌توان انتظار کاهش تنش را داشت.
گرچه دستیابی به این هدف با وجود ابتکار عمل دشمن در آغاز جنگ و کاهش نیروهای مستقر در پایگاه‌ها و سیستم‌های اخطار زودهنگام و پناهگاه و... کار دشواری به‌نظر می‌رسد، ولی تمرکز بر این هدف به‌جای تمرکز بر خسارت می‌تواند نتایج نسبی را رقم بزند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha