تحولات منطقه

صبح نهم اسفند همه چیز عادی بود. طبق برنامه هر روزه زهرا کوچولو برای دیدن پدربزرگ با مادرش به بیت رهبری رفته بود و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای طبق برنامه روزانه‌شان در حال خواندن قرآن بودند.

از فرماندهی بسیج خراسان تا شهادت در رکاب رهبر معظم انقلاب
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

صبح نهم اسفند همه چیز عادی بود. طبق برنامه هر روزه زهرا کوچولو برای دیدن پدربزرگ با مادرش به بیت رهبری رفته بود و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای طبق برنامه روزانه‌شان در حال خواندن قرآن بودند. مسئولان بیت رهبری هم با وجود همه تهدیدهای دشمن، مانند روزهای عادی مشغول کار خود بودند؛ اما در یک لحظه همه چیز غیرعادی شد و بیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به تلی از خاک تبدیل شد. در میان این غبار و خاک و خاکستر، جان یک ایران که نه، جان آزادگان جهان همراه با برخی از اعضای خانواده، فرماندهان نظامی و مسئولان بیت رهبری به آسمان پرکشید و میهمان و همنشین دردانه خدا، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) شد.
در میان این یاران سفر کرده، نام سردار شهید اکبر ابراهیم‌زاده، جانشین رئیس دفتر فرمانده معظم کل قوا دیده می‌شود؛ سردار شهیدی که از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در جایگاه‌های مختلف نظامی منصوب شده و آخرین حکم مسئولیتی را هم از رهبر شهید انقلاب اسلامی دریافت کرده بود.
برای شناخت بیشتر این شهید والامقام و کهنه‌سرباز ولایت به سراغ رسول منفرد، یکی از مسئولان سپاه خراسان در دوران دفاع مقدس که دوست و همکار شهید ابراهیم‌زاده بود، رفتیم.
او درباره آغاز آشنایی‌اش با این سردار شهید می‌گوید: سال ۶۱ از جبهه برگشتم و به من مأموریتی در بسیج سپاه دادند. آن زمان تازه بسیج عمومی زیرمجموعه سپاه شده بود و سردار شهید اکبر ابراهیم‌زاده نخستین فرمانده بسیج سپاه مشهد بود. ایشان رشته جامعه‌شناسی خوانده و انسان بسیار مؤمن، پاک و ساده‌زیستی بود. من از همان زمان با سردار ابراهیم‌زاده آشنا شدم و رفاقتمان شکل گرفت. رفت و آمد خانوادگی هم داشتیم. من معلم دبیرستان ابن‌یمین بودم و به سردار ابراهیم‌زاده در زمینه طرح‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت‌های بسیج کمک می‌کردم. در مدرسه، سازماندهی دانش‌آموزان را در بسیج و انجمن اسلامی انجام می‌دادم و اتحادیه انجمن‌های اسلامی مشهد از آن زمان شکل گرفت. سپس این اتحادیه استانی و پس از آن کشوری شد.
منفرد خاطرنشان می‌کند: سردار شهید ما در زمان مدیریتش بسیج را در مشهد سازماندهی کرد و بخش‌های مختلفی از جمله بسیج صنوف و سایر قسمت‌ها را به وجود آورد. پس از آن مسئولیت فرماندهی بسیج خراسان بزرگ را برعهده گرفت و برادرم شهید علی‌اصغر منفرد که زمانی که فرمانده لشکر ۵ نصر بود، به شهادت رسید، در آن موقعیت مسئول استانی معاون سردار ابراهیم‌زاده شد.
این پاسدار بازنشسته مشهدی می‌افزاید: شهید ابراهیم‌زاده پس از این مسئولیت هم مدت زیادی در جبهه حضور داشت و مسئولیت‌های مختلفی را در آنجا بر عهده گرفت. سپس به تهران رفت و در یکی از معاونت‌های ستاد کل نیروهای مسلح مشغول خدمت شد. من هم با او رفت و آمد داشتم.

سرداری مهربان، متواضع و مشکل‌گشا

او با بیان اینکه سردار ابراهیم‌زاده بسیار متواضع، مهربان و خوشفکر بود و با همین اخلاق زیبا با همه رفتار می‌کرد، عنوان می‌کند: شهید ابراهیم‌زاده در ادامه، جانشین رئیس دفتر فرمانده معظم کل قوا شد. او در زمان خدمت در این مسئولیت بسیار خالصانه تا زمان شهادتش در دفتر رهبر شهید انقلاب خدمت کرد. حضرت آقا نیز خیلی به او علاقه داشتند.
منفرد با بیان اینکه سردار ابراهیم‌زاده بسیار متواضع و ساده‌زیست بود به‌گونه‌ای که اگر او را بیرون از محل کار می‌دیدید، فکر نمی‌کردید یک سردار است، چرا که خیلی ساده‌پوش و متواضع بود، خاطرنشان می‌کند: زمانی که در دفتر کارش حضور داشت، نماز را در مسجد دفتر رهبر معظم انقلاب می‌خواند. شب‌ها هم برای نماز به مسجد شهید عراقی می‌رفت. هنگامی که تهران می‌رفتم به دلیل وضعیت جسمی نامساعدی که داشتم، شهید ابراهیم‌زاده با خودرو دنبالم می‌آمد و کمک می‌کرد تا سوار خودرو شوم و راننده من را به جایی که می‌خواستم برساند. او با تواضعی که داشت، مثل یک پرستار با من برخورد می‌کرد. وقتی با یکدیگر بیرون می‌رفتیم و آن جمع او را نمی‌شناختند، چون دوست نداشت بقیه بدانند چه سمتی دارد، من هم او را معرفی نمی‌کردم.
این مسئول سپاه خراسان در دوران دفاع مقدس می‌گوید: هنگامی که کسی کارش در ارگان‌های نظامی به مشکل می‌خورد، من به شهید ابراهیم‌زاده آن را منتقل می‌کردم و او با پیگیری، سفارش‌های لازم را به مسئولان نظامی می‌کرد و مشکل افراد با همین روند حل می‌شد؛ چرا که وقتی از دفتر فرمانده کل قوا با آن‌ها تماس گرفته می‌شد، باید آن موضوع را حل می‌کردند در غیر این صورت اگر مشکل مطرح شده حل نمی‌شد، سردار ابراهیم‌زاده آن را به رهبر معظم انقلاب منعکس می‌کرد. در این زمینه این شهید بزرگوار خیلی مشکل‌گشای مردم بود.
او یادآور می‌شود: از نظر سبک زندگی، زندگی‌اش از ما هم ساده‌تر بود. به همین دلیل وقتی خبر شهادتش را شنیدم، به او غبطه خوردم؛ چرا که ما از او عقب ماندیم و نتوانستیم به زیبایی او زندگی کنیم و مثل او خدمتگزار باشیم.

باید شهید زندگی کنیم تا خدا شهادت را قسمتمان کند

نجمه ابراهیم‌زاده، فرزند سردار شهید ابراهیم‌زاده نیز در گفت‌وگو با طوس درباره این سردار شهید می‌گوید: ویژگی مهم پدرم که در او مشهود بود و همه درباره‌اش می‌گفتند، اخلاصش بود. به دلیل همین اخلاص بالایی که داشت، نمی‌خواست دیده شود. همه کارهایی که انجام می‌داد برای خدا بود. حتی در ارتباط گرفتن با افراد نیز آن کار را برای خدا انجام می‌داد. او خیلی به صله ارحام تأکید می‌کرد و با وجود مشغله کاری زیاد و زمان آزاد کمی که داشت، تا حد ممکن وقتی از تهران به مشهد می‌آمد، به خانواده و اقوام سر می‌زد.
او درباره نظر پدر شهیدش در مورد شهادت نیز بیان می‌کند: پدرم معتقد بود که باید شهید زندگی کنیم تا اگر می‌خواهیم رفتنمان با شهادت باشد، خدا آن را قسمتمان کند. هر وقت به پدرم می‌گفتم دعا کنید که شهید شوم، می‌گفت: «دعا کنید که بتوانیم شهید زندگی کنیم، خداوند خودش شهادت را قسمتمان می‌کند».

«رهبر معظم انقلاب را از فرزندانم بیشتر دوست دارم»

ابراهیم‌زاده با بیان اینکه پدرم در منزل اصلاً مسائل کاری را مطرح نمی‌کرد، متذکر می‌شود: همه می‌دانستند که پدرم فرزندانش را خیلی دوست دارد و همیشه در جمع خانواده هم می‌گفت «فرزندانم جزو دوست‌داشتنی‌ترین چیزها در زندگی‌ام هستند»؛ اما هنگامی که حرف از رهبر شهیدمان می‌شد، پدرم می‌گفت «رهبر معظم انقلاب را از فرزندانم بیشتر دوست دارم». درباره هر موضوعی که با پدرم حرف می‌زدم، به صحبت حضرت آقا استناد می‌کرد. به طور مثال می‌گفت آقا در این زمینه نظرشان این است و این‌گونه رفتار کنید.
او با بیان اینکه پدرم به شدت به انقلاب و نظام متعهد بود، اظهار می‌کند: پدرم خیلی به مادرم احترام می‌گذاشت و بسیار ابراز علاقه می‌کرد. از این رو شهادتش برای ما و مادرم خیلی سخت است.
سردار شهید اکبر ابراهیم‌زاده در حالی در ۷۲ سالگی در کنار مقتدای خود به شهادت رسید که حدود نیم قرن در راه اسلام و انقلاب در کارزارهای مختلف نبرد، به ایران عزیز خدمت کرده بود. او که سال‌ها در گمنامی در حال خدمت بود، با همان خلوص و مهربانی که همه از او سراغ داشتند، با شهادت، مزد همه سال‌هایی را که شهادت‌گونه زیسته بود، از خدا گرفت و در کنار ولی امر مسلمین جهان به آسمان‌ها عروج کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha