در سالی که کشور به لطف تحریم های ظالمانه و کمک های استکبار دروغگو در محاصرهی تنگنای معیشت بود و نفس را به زحمت از سینه بیرون میداد، باری مضاعف و ظلم و تجاوزی آشکار بر شانه های خسته ملت مظلوم و روزه دار ایران بار شد.
اما ما میدانیم این جنگ به لطف خدای بزرگ به نفع ملت تاریخ ساز ایران تمام می شود و ملت فریاد پیروزی سر خواهند داد، اما آیامردانگی است ما که سالها در شرایط امن و بستر آرام در سینما و تاتر و موسیقی و ورزش قد کشیدیم، نام گرفتیم، جایزه اندوختیم و احیانا درآمد درو کردیم، امروز در لحظهی حساب، یا کنج عافیت بگیریم یا در میانه لحاف جاخوش کنیم و یا خدای ناکرده سمت دشمن بایستیم و مردم مظلوم دردکشیده را رها کنیم؟
راستش به بعضی خارج نشینان همه چیز به حراج گذاشته که امیدی نیست. آنان را در باتلاق انتظار کمک از دشمن که برای خود ساختهاند وا میگذاریم تا در آن بمانند و فربه تر شوند، اما حالا که متجاوزی ملعون قصد پاره پاره کردن وطن نازنینمان را دارد سکوت و بی تفاوتی انتخابی منصفانه است ؟! حالا که چهره های مطرح و البته آزادیخواه فرهنگ و هنر دنیا نسبت به متجاوزین اعلام انزجار کرده اند ما ساکت باشیم ؟!
کیست که منتقد شرایط و مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور نباشد اما قطعا اگر بی تفاوت باشیم فقط بی وطن و عافیت طلب نیستیم، که این عین فرسایشِ اخلاق است؛ اخلاق انسانی یا به قول دیگران مرام آریایی.
ایمان دارم امروز اگر ملک مطیعی و شکیبایی و مشایخی و کشاورز و انتظامی زنده بودند مرام و مردانگی شان نمی گذاشت سکوت کنند.
اگر تختی و ناصر حجازی و هادی نوروزی و انصاریان و میناوند بودند غیرت ورزشکاری شان اجازه نمی داد در مقابل تجاوز کثیف ترین موجودات روی زمین بی تفاوت باشند. اگر مرتضی حنانه و بنان و شجریان بودند لطافت و معرفتشان نمی گذاشت در مقابل تکه تکه شدن ۲۱۰ کودک و مجروح شدن بیش از ۱۵۰۰ طفل مظلوم بی زبان این خاک بی خیال باشند.
من ایمان دارم ایمان دارم امروز خسرو آواز ایران که خود جان خواندن ندارد در گوش خلفش می گوید که " همایون؛ ای ایران بخوان "
ای کاش فرصتی بود تا لباس رزم می پوشیدیم و در کنار مدافعان وطن در مقابل متجاوز نحس و نجس جان ناقابل فدا می کردیم اما حسرت و افسوس که امروز سهم ما فقط دعای خیر است و انتظار، حضور در مجامع است و امید، اظهار نظر است و اعلام انزجار و چه مردانه سهم خود را انجام دادند مردم مهربان و هوشیار این سرزمین تا در روزگاری که جامعه در سوگ، در زخم، در خشم و در عزایی بیپایان معلق مانده، چراغِ غیرت در این شبِ بلند خاموش نشود. و امیدِ به مردانگی به دست فراموشی سپرده نشود.




نظر شما