در ۲۴ ساعت اخیر، در میدان خبر «جبهه تازه» یا «ضربه تعیینکننده» کمتر از روزهای قبل بود. اما همین خلأ خبری یک معنای مهم دارد. جنگ وارد مرحلهای شده که ارزیابی توان باقیمانده، مهمتر از شمارش خبرهای روزانه است.
امروز دو روایت همزمان از میدان منتشر شد: واشنگتنپست نوشت چهار سایت کلیدی سوخت و پیشران موشکی ایران و دستکم ۲۹ پایگاه پرتاب بهشدت آسیب دیدهاند و این ضربات توان تولید و پرتاب ایران را مختل کرده است. اما همزمان گاردین به نقل از ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نوشت فقط حدود یکسوم زرادخانه موشکی و پهپادی ایران مختل شده و بخش قابلتوجهی از آن یا سالم مانده یا در تونلها و پناهگاهها پنهان است.
معنای این دو گزارش کنار هم این است که ایران ضربه خورده، اما از کار نیفتاده و همین، دلیل اصلی ناکامی دشمن در تحقق اهدافش بوده است.بخش دوم | نقدها به ترامپ شدیدتر میشوددر سیاست، مهمترین تحول این بود که لحن نقد به ترامپ در رسانههای جریان اصلی غرب تندتر شده است. واشنگتنپست صریحاً نوشته جنگ ایران «در حال سرایت» است و ترامپ باید بالاخره میان اجبار، دیپلماسی یا ترکیبی از هر دو، یک راهبرد روشن انتخاب کند. نیویورکر هم پا را فراتر گذاشته و نوشته نخستین قربانی این جنگ، حقیقت بوده است؛ یعنی کاخ سفید همزمان با ادعای «آزادیبخشی»، رفتاری ریاکارانه و دروغین دارد.
در گاردین هم نقد حتی تیزتر شده و این پرسش مطرح شده که آیا ترامپ برای فرار از شکست سیاسی، به سمت قمار «نیروی زمینی» میرود یا نه. جمع این صداها یک معنا دارد: مسئله امروز فقط ادامه جنگ نیست، مسئله این است که ترامپ هنوز نقشه پایان قابلباوری برای جامعه آمریکا عرضه نکرده است.این تردید سیاسی حالا به سطح تصمیمگیری نظامی هم رسیده است. واشنگتنپست گزارش داده پنتاگون برای عملیات زمینی محدود و چندهفتهای در ایران آماده میشود و سناریوهایی مثل حمله به خارک یا برخی مواضع ساحلی نزدیک هرمز را روی میز دارد، ولی در همان گزارش آمده که بیش از ۳۰۰ نظامی آمریکایی زخمی شدهاند و افکار عمومی آمریکا هم با نیروی زمینی مخالف است.
بنابراین، سیاست آمریکا بر سر یک دوگانگی بزرگ میچرخد: کاخ سفید از توافق و مهلت و دیپلماسی حرف میزند، اما همزمان برای گام سختتر بعدی هم آماده میشود. همین تناقض است که نقدهای تیز رسانهها را به دنبال داشته است.بخش سوم | نه فقط «نه به جنگ»، بلکه «نه به شاه»!در آمریکا، تظاهرات سراسری «No Kings» در بیش از ۳۰۰۰ نقطه برگزار و جنگ ایران به یکی از محورهای اصلی اعتراضها علیه ترامپ تبدیل شد. جامعه آمریکا، جنگ را دیگر فقط یک پرونده امنیتی نمیبیند، بلکه آن را به مسئلهای درباره اقتدارگرایی، هزینه اقتصادی و مسیر دموکراسی در داخل آمریکا گره زده است.
حالا دیگر فشار اجتماعی روی ترامپ فقط از بازار و بنزین نمیآید؛ از خیابان هم میآید.نشریه تایم در دو گزارش جداگانه تأکید کرده که در داخل ایران نه اپوزیسیون سازمانیافتهای آماده جانشینی وجود دارد و نه رضا پهلوی نیروی زمینی، شبکه داخلی و مشروعیت کافی برای اقدام دارد. حالا رسانههای آمریکایی هم کاملا دریافتهاند که فضای اجتماعی-سیاسی ایران را نمیشود به دوگانه ساده «جمهوری اسلامی یا پهلوی» فروکاست. حتی در دیاسپورا هم گاردین از تنش و احساس ناامنی میان مخالفان غیرسلطنتطلب در برابر فشار و ارعاب فعالان هوادار سلطنت گزارش داده است.
تعطیلات نوروزی در ایران به روزهای پایانی نزدیک میشود. در بسیاری از شهرهای ایران، حس و حال جنگ با دلتنگی هوای بارانی پیوند خورده است. گفته میشود میزان بارش تا این لحظه در مقایسه با سال گذشته ۵ درصد رشد داشته است و اغلب سدهای کشور تا ۵۰ درصد پر شدهاند. عجیب نیست اگر بغضهای در گلو مانده زیر باران خالی شوند. ببار ای ابر بهار / با دلم به هوای زلف یار / داد و بیداد از این روزگار / ماهو دادن به شبهای تار ای بارون ...




نظر شما