بهگزارش قدس آنلاین، در میانه تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، تنگه هرمز بار دیگر به کانون توجه جهانی تبدیل شده است؛ نه فقط بهعنوان یک گلوگاه حیاتی انرژی، بلکه بهعنوان ابزار بالقوه درآمدزایی و اهرم قدرت اقتصادی و سیاسی برای ایران.
با آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران از نهم اسفند ماه و پاسخ ایران به این حملات و بستن تنگه هرمز، جهان وارد یک شوک عظیم شد، چراکه در ۴ حوزه نفت خام، الانجی، فرآورده نفتی و موادشیمیایی تا ۳۰ درصد تجارت جهانی به تنگه هرمز اختصاص دارد.
به همین دلیل گفته میشود که تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین و حساسترین تنگههای جهان، جایگاهی ممتاز در ژئوپلیتیک انرژی و امنیت بینالملل دارد و اخلال در تنگه هرمز اثرات دومینویی بر اقتصاد جهانی برجای میگذارد؛ از جهش قیمت نفت و گاز و افزایش هزینههای حملونقل دریایی گرفته تا تشدید تورم. که البته طی یک ماه اخیر شاهد همین افزایش قیمتها به ویژه در بحث انرژی بودهایم.
سوختهای فسیلی دوباره روی میز
شوکهای عظیم قیمتی که طی روزهای اخیر بر بحث انرژی جهان وارد شد باعث شده که بسیاری از کشورها به فکر استفاده مجدد از سوختهای فسیلی بیفتند. به تازگی گاردین در گزارشی نوشته است که جنگ آمریکا علیه ایران میتواند جهان را بیش از پیش به زغالسنگ وابسته کند و تلاشهای چند دههای برای کاهش استفاده از سوختهای فسیلی را تضعیف نماید.
به گفته این رسانه وضعیت کنونی یادآور بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ است؛ زمانی که دولت آمریکا برای مقابله با کمبود انرژی، توسعه منابع داخلی زغالسنگ را در اولویت قرار داد و اکنون نیز با افزایش قیمت سوخت و نگرانی از تورم، سیاستگذاران دوباره به سمت سوختهای فسیلی متمایل شدهاند.
طبق این گزارش بسیاری از کشورها یا استفاده از زغالسنگ را افزایش دادهاند یا برنامههای حذف آن را به تعویق انداختهاند. این روند نشان میدهد که بیثباتیهای جهانی میتواند گذار به انرژیهای پاک را کند کرده و وابستگی به سوختهای آلاینده را تقویت کند.
آیا امکان جایگزینی مسیر جدید وجود دارد؟
از طرفی ایجاد اخلال در این تنگه باعث شده که آمریکا و اسرائیل از مسیرهای جایگزین به جای تنگه هرمز نام ببرند. نخستوزیر رژیم صهیونیستی اخیرا مدعی شد که طرحهایی برای تغییر مسیر خطوط لوله نفت و گاز از خلیج فارس به بنادر دریای مدیترانه وجود دارد.
نتانیاهو در مصاحبه با شبکه «نیوزمکس» مدعی شد که تنگه هرمز قابل دور زدن است و دستیابی به این هدف و اجازه دادن به جریان آزاد نفت و گاز، منافعی را به دنبال دارد. طرحهای پس از جنگ برای تغییر مسیر خطوط لوله انرژی و نفت از خلیج فارس به بنادر مدیترانه وجود دارد».
اما آیا دور زدن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای جایگزین به همین راحتی که نخست وزیر رژیم صهیونیستی مدعی شده، است؟ دبیر انجمن شرکتهای کشتیرانی در این رابطه ادعای نتانیاهو مبنی بر جایگزینی تنگه هرمز را رد کرده و گفته که بنادر دریای سرخ فاقد ظرفیت لجستیکی و فنی لازم برای جایگزینی بندر استراتژیک جبلعلی هستند، بنابراین این ادعا غیرعقلی است.
مسعود پلمه، اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در خصوص دور زدن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای جایگزین را «اظهاراتی سیاسی و غیرعقلی» خواند و با اشاره به جایگاه بندر جبلعلی به عنوان بزرگترین بندر منطقه، انتقال توان لجستیکی و بندری آن به مسیرهای جایگزین را غیرممکن دانست و تأکید کرد که بنادر حوزه دریای سرخ از جمله بندر جده، فاقد ظرفیت فنی، دریایی و لجستیکی لازم برای ایفای نقش استراتژیک بندر جبلعلی هستند، هرچند که پروژههای توسعهای در دست ساخت وجود دارد.
بهصورت کلی بررسیها و اظهارات کارشناسان نشان میدهد که در حال حاضر، دور زدن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای جایگزین که بتوانند جایگاه استراتژیک آن را در تجارت جهانی، به ویژه در حوزه انرژی، اشغال کنند، با چالشهای بسیار جدی روبرو است و در عمل بیشتر به یک “خیالپردازی” یا “فشار سیاسی” شبیه است تا یک واقعیت عملیاتی.
۴ علتی که امکان تغییر مسیر را سلب میکند
به گفته کارشناسان نبود زیرساختهای لجستیکی و فنی کافی، موقعیت جغرافیایی و استراتژیک تنگه هرمز، هزینههای گزاف و زمانبر بودن مسیرهای جایگزین(به گفته برخی کارشناسان حداقل دو تا سه سال) وابستگی زیرساختهای احتمالی به مناطق ناامن(به طور مثال یکی از بنادری که از آن تحت عنوان مسیر جایگزین نام برده میشود بنادر دریای سرخ است که خود تحت تأثیر تنشهای منطقهای قرار دارند. به عنوان مثال، گزارش شده است که استفاده از ظرفیت دریای سرخ نیز تحت رصد و کنترل انصارالله یمن قرار دارد. این بدان معناست که جایگزینی تنگه هرمز لزوماً به معنای حذف ریسک نیست، بلکه ممکن است ریسک به منطقه دیگری منتقل شود.)؛ چالشهای اصلی در یافتن مسیرهای جایگزین تنگه است.
همه این موارد باعث شده که به عقیده تحلیلگران انرژی و ژئوپلیتیک هرگونه تلاش برای دور زدن آن را در حال حاضر غیرعملی و بیشتر نمایشی بدانند.
بنابراین در شرایط فعلی و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی، لجستیکی، جغرافیایی و اقتصادی، دور زدن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای جایگزین که بتوانند جایگاه آن را به طور کامل پوشش دهند، امکانپذیر نیست.
این تنگه به دلیل موقعیت منحصربهفرد و زیرساختهای موجود، همچنان گلوگاه اصلی تجارت انرژی جهان باقی خواهد ماند. اظهارات مبنی بر یافتن مسیرهای جایگزین، بیشتر در چارچوب فشارهای سیاسی و روانی قابل تحلیل است و نمیتواند جایگزین عملی برای این آبراهه استراتژیک باشد. هرگونه اختلال در تنگه هرمز، تأثیرات عمیقی بر بازارهای جهانی خواهد گذاشت و روند دلارزدایی و تغییر نظم مالی جهانی را تسریع خواهد کرد، اما این تحولات به معنای حذف فیزیکی تنگه هرمز از نقشه تجارت جهانی نیست.





نظر شما