لحظهها و ثانیههای سخت این روزها میگذرد؛ لحظههای سخت ماندن یا جان دادن زیر آوارها، شبهای حضور غیرتمندانه مردم در کف خیابانها، ثانیههای ماندن بیمحابا پای لانچرها.
ظرفِ تاریخ گنجایش بسیاری برای روایت داغ مادران از واگویههای میناب دارد. سطرهای بسیاری از این لحظهها و ثانیههای سخت را باید نوشت. بوم حافظه فردا جای بسیاری برای نشان دادن نقش پررنگ قهرمانان این روزها دارد.
دیگران مجبورند اسطورهسازی کنند
از دیدگاه امام شهید انقلاب در بسیاری از کشورها که قهرمانانی اینچنین ندارند، با حجم وسیع، کار فرهنگی انجام میدهند، «دیگران مجبورند اسطورهسازی کنند؛ یا یک مورد خاصی را پیداکنند، ۱۰۰سال، ۲۰۰سال، ۵۰۰سال درباره آن حرف بزنند! مثلاً زنی را فرض کنید یکجایی در دنیا یک فداکاریای کرده، اسمش را بهعنوان یک نامِ آشنا برای همه بشریت تبدیل کنند. ما صدها و هزارها از این قبیل زن، از این قبیل مرد، از این قبیل جوان، از این قبیل قهرمان، در داخل کشورمان داشتیم و همین دفاع مقدس یک عرصهای بود که اینها بروز کرد، ظهور کرد. نگذاریم این تاریخ از بین برود». ۲۶/۳/۱۳۹۳
دیگران چه کردهاند؟
بزرگداشت قهرمانان جنگها در کشورهای مختلف پیشینهای طولانی دارد؛ بهگونهای که امروزه حتی جوامع مادی نیز نظامهای خاص خود را برای بزرگداشت یاد و نام سربازان قهرمان خود تدارک دیدهاند. قهرمانانی که به تعبیر آنها یادآور حوادثیاند که تاریخ ملتهایشان را ساختهاند و به لحاظ فرهنگی آموزشی امروز در آن جامعه، مهم تلقی میشوند. جشنها، بزرگداشتها، اعیاد یا سوگواریها تقریباً در تمامی فرهنگها با یک هدف برگزار میشود، تا یادآور ازخودگذشتگیهایی باشند که باید از نسلی به نسل بعد منتقل شود و تاریخ آن کشور را بسازد. آنها نمادهای آسایش و امنیتی هستند که جامعه، خود را مرهون آن فداکاریها میداند. اما هر کشور به تناسب برخورداری از امکاناتی که دارد، سازوکارهای متفاوتی برای انتقال ارزشها تعریف میکند. ایجاد موزههای گوناگون و به نمایش گذاشتن آثار بهجا مانده شخصی سربازان و فرماندهان معروف و مشهور، آلات و ادوات جنگی، ساخت مجسمهها و سنگنوشتههای حاوی اطلاعات یا نام درگذشتگان جنگ، تابلوهای نقاشی، بناهای یادبود، حفظ آثاری از تخریب شهرها مانند بناهایی در استالینگراد ناشی از تجاوزات نازیها یا ساختمان ناشی از بمب اتمی هیروشیما به نشانه جنایات گسترده آمریکا، نوشتن صدها و هزاران نمایشنامه، فیلمنامه، رمان، کتاب و خاطرات درباره وقایع جنگ، خلق مجموعههای گوناگون تلویزیونی، فیلمهای سینمایی و تئاترهای جنگی، تهیه و تنظیم سمفونیها، سرودها و مارشهای جنگی، همه نشاندهنده تلاش و کوشش انسانها برای حفظ و نگهداری ارزشها و آثار جنگها به شمار میرود.
برای مثال همین آمریکاییهای متجاوز در واشنگتن دیسی دیواری گرانیتی به یادبود کهنهسربازان ویتنام نگاشته و تدارک دیدهاند.
همچنین نخستین بنای یادبود اختصاصی برای معلولان جنگی در آمریکا برای ۴میلیون آمریکایی که در جنگهای مختلف متحمل جراحات و معلولیت شدهاند. در این بنا روی ۴۸ پنل شیشهای داستان بسیاری از این مجروحان تعریف شده است تا داستان جراحاتشان را با نسلهای بعدی خود شریک شوند.
فرانسویها ۸ ماه می، روز پایان جنگ جهانی دوم و روز شکست آلمان نازی و پیروزی متفقین را تعطیل کردهاند تا در محوطه طاق خیابان شانزهلیزه مقابل مجسمه شارل دوگل با حضور مقامات عالی کشورهای بزرگ با اهدای گل و افروختن مشعل بر مزار سربازان گمنام و قربانیان جنگ جهانی اول و دوم فرانسه، ادای احترام کنند.
در روسیه هم هرسال در نهمین روز ماه می، رأس ساعت۱۹ سکوت بر مسکو حکمفرما میشود. سکوتی که ادای احترام به قهرمانان و سپاهیان روسی در جنگ جهانی دوم است. در این روز رژه نظامی و پرواز ۷۵ هواپیما و بالگرد بر فراز میدان سرخ، بخشی از مراسم بزرگداشت است.
لژیون سلطنتی بریتانیا نیز هرسال به یاد کسانی که برای کشورشان به میدان رزم رفتهاند، بزرگداشت برگزار میکند و به یاد بازماندگان و جانباختگان جنگ گرد هم جمع میشوند و برای لحظهای مکث و تأمل میکنند که روزگاری، گروهی برای این سرزمین فداکاری کردند.
انگلیس هم در برگزاری مراسم یادبود سربازانش، برنامههای سالیانه متنوعی دارد، هر جا که دستش برسد، یادبود سربازانش را حکاکی میکند، مثلاً در ایستگاه راهآهن کاونتری، روی نردههایش نام همه مردان کاونتری که در میدان رزم جان باختهاند را حکاکی کرده است. هنگام ورود به ایستگاه اگر به پنجرههای ایستگاه نگاه کنید، نوشته شده است: «تصور کن هرگز به خانه نمیروی» و رهگذرانی که با دیدن اسم بستگان خود در ایستگاه به یاد عزیزانی میافتند که به خانه بازنگشتند.
کانال مانش هرسال میهمان مسافرانی است که به دعوت دولت انگلیس راهی مناطق جنگی در فرانسه و بلژیک میشوند تا به کشتهشدگان دروازه منین ایپر ادای احترام کنند. سفر ۱۱هزار مرد و زن که به زیارت بزرگ معروف شده است. در این سفر، مسافران دستنوشتههای محصلان را به همراه دارند که موظف شدهاند در مدرسه برای پاسداشت قهرمانان کشورشان، دلنوشتههایی را برایشان بنویسند و با خود اینجا بیاورند تا فرهنگ ایثار و فداکاری را تمرین کنند.
در بسیاری از کشورها برای قربانیان حوادث مختلف بناهای یادبودی ساخته میشود که نهتنها محلی برای ادای احترام است، بلکه به ابزاری آموزشی برای نسلهای آینده تبدیل میشود. این تجربهها نشان میدهد «حافظهسازی» تنها یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه بخشی از هویتسازی ملی است.
کاری که باید کرد
دقایق، ثانیهها و لحظههای دفاع غیورانه سرزمین دلاورپرور ما بهویژه در این روزها نیز سرشار از بهانههای بسیار برای ثبت رشادتهاست، چنانکه میتوان از ناگفتههای ناب میناب گفت و از مظلومیت ۱۶۸ دانشآموز شجره طیبه نوشت تا نقطه عطفی در حافظه جمعی ملتها شود.
باید دیوار روایت مدرسه میناب را فراتر از پروژههای عمرانی بالا برد تا اتفاقی که آن ظهر خونین رخ داد بهخوبی دیده شود.
میتوان از خونهای ریخته روی شاهکار مهندسی پل «بی۱» راهی برای گذر از ذهنهای خفته و بیدار کردن دنیا ساخت.
میتوان برای تسکین و درمان واژه بیدردی سلبریتیها نسخهای از تصاویر ویرانههای «گاندی» و «انستیتو پاستور» نوشت.
حتی روایت کسبههای با انصاف محلههایی را که در این روزهای سخت، از حاشیه سود خود گذشتهاند تا سفره مردم کوچک نشود هم میتوان همراه رنجهای این روزها نوشت. روایت جهادیهای بیادعا برای بستن زخم نشسته بر تن خانهها، روایت بچههای ماهِ «هلال» و نوجوانهای گمنام ترکشخورده پشت خط ایست و بازرسی را هم میتوان در حافظه آینده گنجاند.
برای پیشگیری از تکرار خشونت
یونس نوربخش، استاد دانشگاه تهران معتقد است: ثبت نظاممند روایتهای قربانیان و شاهدان جنایات جنگی، یکی از مهمترین ابزارهای حفظ حقیقت تاریخی، تحقق عدالت و پیشگیری از تکرار خشونت است.
مستندسازی دقیق این وقایع نه تنها به حفظ حافظه جمعی ملت ایران کمک میکند، بلکه پایه محکمی برای پیگیریهای حقوقی در سطوح ملی و بینالمللی فراهم میسازد.
ثبت روایتها و شکلدهی حافظه جمعی، فراتر از یک فعالیت صرفاً تاریخی، یک ضرورت اخلاقی، حقوقی و اجتماعی است. در جوامع پس از جنگ، فراموشی یا تحریف وقایع میتواند به چرخه خشونت دامن بزند؛ در حالی که مستندسازی دقیق، امکان پاسخگویی جنایتکاران و التیام زخمهای جامعه را فراهم میکند.
این فرایند باید بهگونهای انجام شود که برای نسلهای آینده این سرزمین، سندی معتبر و ماندگار باشد.
به گفته وی، جمعبندی ثبت روایتها و حافظه جمعی از جنایات جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران، یک ضرورت اخلاقی-حقوقی و ملی است. این کار فراتر از تاریخنگاری، به عدالت انتقالی، حفظ کرامت انسانی و پیشگیری از تکرار تجاوز کمک میکند.
ایران با تکیه بر تجربیات گرانبهای دفاع مقدس و بهرهگیری هوشمندانه از روشهای استاندارد جهانی و فناوریهای نوین، میتواند نه تنها حقیقت را برای همیشه حفظ کند، بلکه پایهای محکم برای پاسخگویی جنایتکاران و بازسازی اجتماعی فراهم آورد. توسعه ظرفیتهای ملی در این حوزه با تأکید بر همکاری همهجانبه، گامی اساسی در مسیر پاسداشت خون شهدا و مقاومت ملت ایران خواهد بود.
سیدمحمود هاشمی، معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی نیز به ایرنا گفته است: استادان و نخبگان گروههای مختلف علمی هنر با عناصر نمادین، روایات قهرمانی و حماسی و شیوههای روایتپردازی میتوانند بازنمایی و تصویرسازی واژههایی مانند مقاومت، شجاعت، استبدادستیزی، بصیرت و استقلال ملی را در ذهن جمعی و پیامدهای آن را در سطح حافظه جمعی، سیاست داخلی و مناسبات بینالمللی شکل دهند.
تبیین صحیح فرایندهای نمادسازی به تولید نماد قدرتمند کمک کرده و نمادهای قدرتمند پیام همدلانه ایجاد میکنند و روایتهای هنری میتوانند بر قوانین بینالمللی و افکار عمومی اثر بگذارند. تولید مستندهای کوتاه حرفهای روایتمحور، فیلمهای داستانی کوتاه و پویانمایی، موسیقی و نماهنگ، هنر خیابانی و مشارکتی، هنر دیجیتال، نمایشگاههای سیار و موزه دیجیتال، پیشنهاد راهکارهای سیاستی در حوزه فرهنگ و رسانه برای ارتقای گفتوگوی اجتماعی، تقویت حافظهجمعی مبتنی بر انصاف تاریخی، تولید مقالات علمی، گزارش سیاستی و... میتواند بخشی از دستاوردهای این ورود دغدغهمند و بابرکت باشد.
مدیر انتشارات قدیانی هم میگوید: بهترین شرایط و زمان برای قلم زدن و ثبت تاریخ، همین حالاست؛ شاید انتشار آثار هنوز زود باشد، اما ثبت کردن و قلم زدن، لازم و درست است.
نادر قدیانی ادامه میدهد: من دوران هشت سال دفاع مقدس را به خاطر دارم. در جبهه بودم و تعدادی از دوستانم که آن زمان در بخش فرهنگی، کتاب، فیلم و سینما فعال بودند، کمک میکردند. آن زمان مرز مشخصی وجود داشت و جنگ هشت سال طول کشید؛ اما شرایط امروز، اضطراب و دلهرهای که حملات هوایی در شهرها ایجاد کرده است، کمتر از آن هشت سال نیست.
همانطور که امروز هزاران کتاب درباره دوران دفاع مقدس داریم، لازم است در سالهای آینده هزاران کتاب هم درباره این روزهای جنگ داشته باشیم.
چه کردهایم؟
سیمایی صراف، وزیر علوم با تأکید بر ضرورت مستندسازی از صحنه تجاوز دشمن آمریکایی-صهیونیستی به ساختمانها و مراکز آموزشی و پژوهشی دانشگاهها با اشاره به تجاوز رژیم صهیونیستی به دانشگاهها و مراکز علمی گفته بود: باید بخشی از این ساختمانها به عنوان موزه جنایت دشمن حفظ شود. هر چند بازسازیها باید صورت گیرد ولی در برداشت آوار و پاکسازی صحنه تجاوز دشمن نباید تعجیل کرد.
علی دارابی، قائممقام وزیر و معاون میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هم از ثبت مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» میناب بهعنوان یک «مکان–رویداد دفاع مقدس» در فهرست میراث ملی ایران خبر داده و گفته است: این مجموعه با هدف پاسداشت یاد و خاطره دانشآموزان شهید، به «سایتموزه یادمانی شهدای دانشآموز» تبدیل میشود.
ثبت این مدرسه در قالب «مکان–رویداد دفاع مقدس» اقدامی در راستای صیانت از حافظه تاریخی ملت ایران و انتقال حقیقت رخدادهای جنگ تحمیلی به نسلهای آینده است.
دارابی همچنین از ارائه پیشنهادی رسمی به وزارت آموزش و پرورش و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خبر میدهد و میگوید: اعلام آمادگی کردهایم که علاوه بر ثبت این مدرسه بهعنوان یک سند تاریخی، زمینه تبدیل آن به «سایتموزه یادمانی شهدای دانشآموز» فراهم شود؛ مکانی فرهنگی و آموزشی که بتواند روایتگر مظلومیت دانشآموزان و عمق فاجعهای باشد که در این مکان رخ داده است.
صیانت از چنین مکانهایی نهتنها بخشی از وظیفه ملی در حفظ میراث تاریخی کشور است، بلکه مسئولیتی فرهنگی و تمدنی برای ثبت حقیقت و انتقال آن به آیندگان به شمار میآید.




نظر شما