تحولات منطقه

۱۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۴
کد مطلب: ۱۱۴۱۳۰۰

دیروز، وقتی دیدم خواهرزاده‌ کوچکم، ظروف آشپزی پلاستیکی‌اش را برداشته و آن‌ها را در نقش هواپیمای جنگی، میان خانه‌مان می‌چرخاند و صدای انفجار درمی‌آورد، یکباره یک سؤال مثل پتک به سرم خورد.

اول ذهنت را نجات بده
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

بیشتر از یک ماه از جنگ گذشته و ماجرا ادامه دارد. همه جا حرف از حمله است، از ویرانی‌ها از لزوم مقاومت و از احتمال اینکه جنگ از این هم طولانی‌تر شود. جنگ حتی دنیای بازی بچه‌های دور از بمباران و جنایت‌های دشمن را تحت تأثیر قرار داده است. دیروز، وقتی دیدم خواهرزاده‌ کوچکم، ظروف آشپزی پلاستیکی‌اش را برداشته و آن‌ها را در نقش هواپیمای جنگی، میان خانه‌مان می‌چرخاند و صدای انفجار درمی‌آورد، یکباره این سؤال مثل پتک به سرم خورد: «آیا واقعاً این‌قدر درگیر شدن، تا این حد فکر کردن به جنگ، درست است؟» جواب این سؤال، نه در دانش اندک من بود و نه حتی در برنامه‌ای که برای مواجهه با این بحران برای خودم داشتم. فقط می‌دانستم که این حجم از تمرکز، دارد خفه‌ام می‌کند. گوشی را برداشتم، شماره‌ تراپیستم را گرفتم و بعد از سلام بلافاصله دغدغه‌ام را، این اضطراب مدام را، این تصویر خواهرزاده‌ام را برایش تعریف کردم.

خانم روان‌شناس بعد از سکوت همدلانه و شنیدن همه اضطراب و نگرانی‌ام گفت: «ببین! تمرکز بیش از حد روی یک موضوع دردناک، مخصوصاً اگر مدام باشد و هیچ راه گریزی هم نداشته باشی، نه تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه می‌تواند مخرب باشد. ذهن ما مثل یک عضله است. اگر مدام تحت فشارِ یک نوع خاص از فعالیت - مثل اضطراب و فکر دائمی درباره‌ جنگ- باشد، تحلیل می‌رود. توانایی تفکرِ روشن، دیدن راه‌حل‌ها، حتی دیدن جنبه‌های دیگر زندگی، از بین می‌رود. ما را در یک دایره بسته از ترس و بدبینی گرفتار می‌کند. در روان‌درمانی تروما، ما از مفهومی به نام پندولیشن (pendulation) صحبت می‌کنیم. این یعنی رفت و برگشت. یعنی توانایی تماس پیدا کردن با درد، با واقعیت تلخ جنگ، اما به شرط اینکه توانایی فاصله گرفتن و بازیابی خودمان را هم پیدا کنیم. مثل یک آونگ که بین درد و تسکین در نوسان است. اگر مدام در نقطه‌ درد بمانیم، می‌شکنیم. این رفت و برگشت، برای پردازش سالم تروما، برای حفظ سلامت روان و حتی برای اینکه بتوانیم با دید بازتر به آینده‌ خودمان و دیگران فکر کنیم، حیاتی است».

بعد از حرف‌هایش دارم به این فکر می‌کنم که ما اگر قرار است بمانیم و برای ایرانمان کاری بکنیم شرط حیاتی‌اش این است که اول، ذهن و روح خودمان را از مخمصه نجات بدهیم. توان ایستادن در روزهای سخت، حضور داشتن در تجمعات شبانه، ادامه دادن مسیر و نشکستن زیر بار اخبار و بحران‌ها و... بستگی دارد به اینکه یاد بگیریم به همان اندازه که نیاز است به جنگ، سختی‌ها و تاب‌آوری فکر کنیم، نیاز داریم که از تمرکز روی نکات منفی و ویرانی فاصله بگیریم. نجات دادن ذهنمان از سیاهچاله اخبار تلخ و تاریک، خودش یک مبارزه و یک گام مهم برای «ایران» است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha