«با کمال تواضع، خوشحالم اعلام کنم که ایران و آمریکا به همراه متحدانشان، با آتشبس فوری در همه جبههها از جمله لبنان موافقت کردهاند». این بخشی از پیام شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان در شبکه ایکس است که از توافق بزرگ میان تهران و واشنگتن بر سر یک آتشبس فوری با میانجیگری اسلامآباد خبر میدهد. از سوی دیگر ترامپ نیز اعلام کرد به درخواست شهباز شریف، نخست وزیر و ژنرال عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان، با تعویق حمله برنامهریزی شده به ایران به مدت دو هفته توافق کرده است. در کنار اینها، جمهوری اسلامی ایران هم مراتب قدردانی خود از میانجیگری و نقش پاکستان در برقراری آتشبس موقت را اعلام میکند.
با این حال و با وجود فضای بسیار امیدوارکننده، ایفای این نقش میانجیگرانه از جانب پاکستان با سایه روشنهایی برای این کشور توأم شده است؛ در وهله نخست این تحرکات دیپلماتیک پاکستان و به قولی «دیپلماسی بیصدای» اسلامآباد میان واشنگتن و تهران میتواند بر موقعیت و جایگاه منطقهای و بینالمللی این کشور تأثیری بسزا داشته باشد. اینکه پاکستان پس از مدتها میزبان حل یک بحران بینالمللی شده، آن هم در شرایطی که خود در تنش شدید با همسایگانی همچون هند و افغانستان به سر میبرد، میتواند دستاورد و پیروزی بزرگ دیپلماتیک تلقی شود. دقیقاً بر همین اساس است که اپوزیسیون دولت مودی در هند، انفعال این کشور در این قضیه را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را نشانه ضعف دیپلماسی دهلینو در برابر اسلامآباد دانستهاند.
از سوی دیگر موفقیت پاکستان در برقراری توازن ارتباط و همکاری همزمان با پکن و واشنگتن را نیز باید از دیگر نکات درخور تأمل این نقشآفرینی بینالمللی تلقی کرد. رایزنی مداوم اسلامآباد با پکن و اعلام حمایت چین از تلاشها و طرح میانجیگرانه پاکستان و اذعان واشنگتن بر نقش مثبت پکن در این معادلات، خود گویای موفقیت اسلامآباد در حفظ چنین توازن ظریفی است.
اما در وجهی دیگر، به نظر میرسد این میانجیگری بیش از همه میتواند به خود اسلامآباد برای خروج از دشواریهای چندجانبه ناشی از این بحران کمک کند. در این راستا، این طرح پیش و بیش از همه میتواند به پاکستان برای خروج از تنگنای روابط میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس و بهویژه عربستان سعودی کمک کند. با توجه به پیمان امنیتی ریاض و اسلامآباد و وابستگی پاکستان به کمکهای مالی عربستان از یک سو و روابط پایدار ایران و پاکستان و به خصوص ادعای خسارت چند میلیارد دلاری تهران از اسلامآباد در قضیه خط لوله صلح از سوی دیگر، بالا رفتن سطوح تقابل و تنش میان تهران و ریاض میتواند اسلامآباد را در معرض هزینههای سنگین و حتی انتخابهای دشوار قرار دهد. علاوه بر این، ایفای نقش میانجی میتواند به بهبود موقعیت و اعتبار دولت و ارتش پاکستان در میان مردم کمک کند. با توجه به حساسیت افکار عمومی پاکستان به قضیه فلسطین و همچنین حمایت آنها از ایران در برابر تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی، نقشآفرینی اخیر اسلامآباد میتواند در رفع پارادوکس میان مردم پاکستان و دولت و ارتش این کشور نقشی مهم ایفا کند.
اما با وجود همه نکات روشن ذکر شده، این میانجیگری میتواند با نکات مبهم و در واقع با نقاط تاریکی نیز مواجه شود. شخصیت غیر قابل پیشبینی و غیر قابل اعتماد ترامپ، وابستگی تصمیمهای واشنگتن به تلآویو، نبود توجه کافی به نقش رژیم صهیونیستی در ایجاد این بحران و در نهایت عهدشکنی رژیم صهیونیستی، همگی بخشی از این نقاط تاریک هستند. اختلاف نظر بر سر لبنان نخستین جلوه این موضوع است که با تأکید نخست وزیر پاکستان بر فراگیری آتشبس به لبنان و عدم پذیرش آن از سوی تلآویو همراه شده است. در هر حال به نظر میرسد دولت اسلامآباد حیثیت و اعتبار خود را بر سر این توافق به گرو گذاشته است، آن هم در شرایطی که به عنوان میانجی نمیتواند بر فرایند اعتمادبخشی و تضمین نهایی توافقها کنترل چندانی داشته باشد.




نظر شما