تقویم مقاومت ملت ایران حالا به مرز ۴۰روزگی رسیده است؛ ۴۰منزل ایستادگی در برابر هجمهای ددمنشانه و صبوری بر داغ سنگین رهبری که یادش، رمق جانهای ماست. در کشاکش این کارزار که دشمن بیخرد با هدف قرار دادن خانهها و زیرساختها، آرامش ملی را نشانه رفته، توسل به آستان خورشید توس(ع)، ما را به سرچشمهای از حکمت رضوی هدایت میکند تا در میانه دود و باروت، راه را گم نکنیم. در این روزهای سرنوشتساز، مروری بر منشوری حکیمانه از ثامنالحجج(ع) در کتاب «مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار» (جلد ۱، ص ۴۵۵) پنجرهای از امید و اقتدار به روی خستگیهایمان میگشاید. آنجا که امام رئوف(ع) خطاب به شخصی، گوهر بندگی را نه در هیاهو، که در تقوا، سکوت، صبر و بردباری معنا کرده و صراحتاً میفرمایند بنده به مقام واقعی عبودیت نمیرسد مگر آنکه حلیم و بردبار باشد.
«عَنِ اَلرِّضَا عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لِرَجُلٍ مِنَ اَلْقُمِّیِّینَ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّمْتِ وَ اَلصَّبْرِ وَ اَلْحِلْمِ فَإِنَّهُ لاَ یَکُونُ اَلرَّجُلُ عَابِدا حَتَّی یَکُونَ حَلِیما». این کلام، در روزگاری که دشمن با سلاح اضطراب و تهاجم به میدان آمده، نه فقط یک توصیه اخلاقی، که یک راهبرد پیروزی برای عبور از فتنههاست. برای واکاوی نسبت این نگاه رضوی با مقاومت جانانه ملت در برابر مستکبران عالم، با حجتالاسلام والمسلمین محسن اکبری شاهرودی، استاد حوزه علمیه قم گفتوگو کردهایم؛ او معتقد است حلم مدنظر امام رضا(ع)، همان آرامش پیش از پیروزی نهایی است.

با توجه به این روزهای سخت و پرالتهاب، اگر بخواهیم این حدیث را بهعنوان یک راهنمای عملی بخوانیم، آن را چگونه توضیح میدهید؟
در این حدیث شریف، امام رضا(ع) در ظاهر چهار واژه را کنار هم مینشانند اما در حقیقت یک نظام تربیتی و یک طرح جامع برای ساختن انسان مؤمن ارائه میکنند؛ طرحی که اگر با نگاه علمای اخلاق، فقها، مفسران و حکمای شیعه خوانده شود، عمق و گسترهاش بسیار فراتر از یک توصیه اخلاقی ساده است. این روایت، بهویژه در روزگار ما که جامعه در معرض تهدیدهای روانی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی است، معنایی تازه و کاربردی پیدا میکند. اگر بخواهیم این حدیث را با نگاه عالمانه و فقیهانه شرح دهیم، باید آن را همچون یک جریان پیوسته ببینیم: تقوا، سکوت، صبر و حلم، چهار مرحله از یک مسیرند؛ نه چهار توصیه پراکنده. هر مرحله، مقدمه مرحله بعد است و بدون آن، مرحله بعدی تحقق نمییابد و در نهایت، همه اینها به «عبودیت» ختم میشود؛ عبودیتی که امام، آن را نه در اعمال ظاهری، بلکه در اخلاق و رفتار درونی انسان جستوجو میکند.
چرا امام رضا(ع) بحث را با «تقوا» آغاز میکنند؟ عبارت «اتَّقُوا الله» در شرایط امروز جامعه، بیشتر چه پیامی برای زندگی فردی و اجتماعی ما دارد؟
وقتی امام(ع) میفرمایند «اتقوا الله»، این جمله در نگاه عالمانه، یک حکم عام و فراگیر است؛ حکمی که در همه شرایط، بهویژه در زمان فتنهها و بحرانها، اهمیت مضاعف پیدا میکند. تقوا در اینجا تنها به معنای پرهیز از گناه نیست؛ بلکه به تعبیر علما، «حفظ نفس از ورود در باطل» است؛ چه در اندیشه، چه در گفتار، چه در رفتار. در روزگار ما که اخبار و تحلیلها با سرعتی سرسامآور منتشر میشود، تقوا یعنی مراقبت از ذهن؛ یعنی انسان اجازه ندهد هر سخنی، هر شایعهای، هر تحلیل هیجانیای، ذهن او را اشغال کند. تقوا یعنی انسان در قضاوتهایش عجله نکند، در تحلیلهایش جانب انصاف را رها نکند و در واکنشهایش از حدود الهی خارج نشود. فقها فرمودهاند: «القول بغیر علم حرام»؛ سخن گفتن بدون علم، حرام است. این یعنی تقوا در روزهای پرالتهاب، یک تکلیف شرعی است. تقوا یعنی انسان در میان فشارها، همچنان بر مدار حق بایستد؛ نه بر مدار احساسات.
در بُعد قلبی نیز تقوا یعنی انسان دلش را از یأس، اضطراب و ترسهای فلجکننده حفظ کند. بزرگان شیعه فرمودهاند: «تقوا حضور قلب در محضر حق است»؛ یعنی انسان در هر حادثهای، خدا را حاضر ببیند و از این حضور، آرامش بگیرد. آنچه در این روزها، مردم شجاع ایران و نیروهای عزیز مسلح را در جهاد اصغر که مبارزه با دشمنان است، پیروز و سرافراز نگه داشته، جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس و همان تقواست.
امام رضا(ع) در ادامه به «صمت» میرسند؛ این سکوت را در این ایام چگونه باید فهمید؟
این ترتیب کاملاً حکیمانه است؛ زیرا تا انسان مراقب ذهن و دل خود نباشد، نمیتواند زبانش را کنترل کند. صمت در این حدیث، سکوت بیتفاوتی نیست؛ بلکه سکوت حکیمانه است. در فقه آمده است سخنی که موجب فتنه، اختلاف، تهمت یا نشر باطل شود، گفتنش حرام است. بنابراین سکوت در چنین شرایطی، نه تنها اخلاقی، بلکه شرعی است. در فضای مجازی امروز، صمت امامرضایی یعنی انسان هر خبری را بازنشر نکند، هر تحلیلی را نپذیرد و هر واکنشی را ابراز نکند. سکوت در این معنا، نوعی تقوای زبانی است؛ تقوایی که از عقل و ایمان سرچشمه میگیرد، بهویژه در این شرایط که شرط پیروزی ملت ایران بر مستکبران، اتحاد و انسجام ملی است، سکوت حکیمانه که از تشتت، تفرقه و اختلاف جلوگیری میکند، بر همگان واجب است.
مرحله بعدی در این حدیث «صبر» است؛ صبری که این روزها برای خیلیها، فقط یک واژه اخلاقی نیست، بلکه یک نیاز واقعی است.
اشاره درستی است. صبر در نگاه دینی، سه گونه است: صبر بر طاعت، صبر از معصیت و صبر بر مصیبت. در شرایط سخت اجتماعی و اقتصادی، هر سه نوع صبر لازم است. لذا گفتهاند: «الصبر واجب فی موارد ترک الواجب أو فعل الحرام»؛ یعنی صبر در جایی که انسان ممکن است به دلیل فشار، واجبی را ترک کند یا حرامی را مرتکب شود، واجب است. علمای اخلاق، صبر را ثبات نفس تعریف کردهاند؛ یعنی انسان در برابر سختیها نلرزد، از پا نیفتد و امیدش را از دست ندهد. صبر، یک نیروی فعال است؛ نه یک حالت منفعل. صبر یعنی انسان در برابر فشارهای اقتصادی، اجتماعی یا روانی، دچار فرسودگی نشود. در عرفان، صبر یعنی انسان خود را در تدبیر خدا ببیند؛ نه در تدبیر نفس. این نگاه، انسان را از اضطراب و پریشانی نجات میدهد. در این اوضاع و شرایط، آنچه میتواند ملت را روز به روز مقاومتر، پیروزتر و سرافرازتر کند، صبر است. صبوری ملت در برابر مصیبتها و سختیها، پیروزی را به ارمغان خواهد آورد.
و در نهایت به «حلم» میرسیم؛ بردباریای که امام رضا(ع) آن را نشانه بلوغ بندگی میدانند. این بخش از حدیث را چگونه باید فهمید؟
وقتی امام(ع) به حلم میرسند، در حقیقت به نقطه اوج این مسیر اشاره میکنند. حلم در اخلاق اسلامی، از عالیترین مقامات نفس است. حلم یعنی انسان در اوج خشم، عقل را حاکم کند. حلم یعنی قدرت کنترل واکنشها. لذا گفتهاند: «الحلم رأس الأخلاق»؛ حلم سرآمد و اصل اخلاق است، زیرا اگر انسان حلیم باشد، سایر فضائل نیز در او شکوفا میشود. در فقه نیز آمده است کنترل خشم واجب است، اگر خشم موجب ظلم، ضرب، توهین یا فساد شود. بنابراین حلم یک سپر شرعی است؛ سپری که انسان را از لغزشهای بزرگ حفظ میکند.
در روزهای پراضطراب، حلم یعنی انسان به جای واکنشهای تند، قضاوتهای سریع و رفتارهای احساسی، با وقار و آرامش رفتار کند. همچنین جامعه حلیم و بردبار میتواند از مشکلات، سختیها و اختلاف نظرها عبور کند و به اوج افتخار برسد.
امام(ع) در پایان، عبادت را به حلم گره میزنند؛ این پیوند چه چیزی را درباره دینداری واقعی به ما میگوید؟
امام(ع) جملهای میفرمایند که تمام این مسیر را معنا میکند: «لا یکون الرجل عابداً حتی یکون حلیماً». این جمله، یک انقلاب در فهم عبادت است. عبادت در نگاه امام رضا(ع) تنها نماز، روزه و دعا نیست؛ بلکه اخلاق است. عبادت یعنی انسان در رفتارهایش، در واکنشهایش، در برخوردهایش، رنگ خدا بگیرد. «العبادة بلاأخلاق جسد بلا روح»؛ عبادت بدون اخلاق، جسدی بیروح است. امام رضا(ع) میفرمایند: اگر انسان حلیم نباشد، عبادتش به بلوغ نرسیده است. یعنی دینداری واقعی در کنترل خشم، آرامش، وقار، مهربانی، انصاف، صبر و در سکوت حکیمانه آشکار میشود.
پیام نهایی این حدیث برای امروز ما چه خواهد بود؟
پیام عظیم این حدیث برای امروز ما یک سطر است: دینداری یعنی آرامشآفرینی، نه التهابآفرینی. دینداری یعنی اخلاق و عبادت، نه صرفاً اعمال ظاهری. دینداری یعنی حلم، یعنی وقار، یعنی کنترل نفس. انصافاً این حدیث، نسخهای است برای عبور از روزهای سخت؛ نسخهای که اگر جامعه ما آن را به کار ببندد، از بسیاری از بحرانها عبور خواهد کرد. امیدوارم خداوند متعال به آبروی حضرت ثامنالحجج امام رضا(ع) که ولی نعمت ما هستند، هر چه زودتر ملت ایران را به پیروزی نهایی برساند و شر مستکبران عالم بهخصوص آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب کودککش را به خودشان برگرداند و نابودشان کند.






نظر شما