بهگزارش قدس آنلاین، در شرایطی که تهدیدهای شدید دونالد ترامپ مبنی بر نابودی کامل تمدن ایران تنها کمتر از دو ساعت پیش از ضربالاجل حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران مطرح شده بود، تیم او ناگهان به طرح ۱۰مادهای ایران برای آتشبس دو هفتهای بله گفت و راهی مذاکرات در اسلامآباد شد. این تصمیم ناگهانی که تحلیلگران آمریکایی آن را عقبنشینی اجباری توصیف کردهاند، در کنار مقاومت ملت ایران که عملاً ترامپ را متوجه اشتباه محاسباتیاش کرده بود، نتیجه فشارهای سنگین و چندلایهای هم بود که از عمق اقتصاد، افکار عمومی، نهادهای سیاسی و رسانههای ایالات متحده بر کاخ سفید وارد آمد. این فشارها ترامپ و دستیاران نزدیکش را به جایی رساند که ادامه درگیری نه تنها غیرممکن، بلکه ویرانگر برای موقعیت سیاسی او به شمار میرفت.
بنزین ۴ دلاری و والاستریت در آستانه سقوط
قویترین فشار داخلی به ترامپ از جبهه اقتصاد وارد شد. بستن تنگه هرمز توسط ایران بهسرعت قیمت نفت خام را به سطوح بیسابقهای رساند و قیمت بنزین در پمپبنزینهای سراسر آمریکا را بیش از ۱۰۰درصد افزایش داد و در برخی ایالتهای غربی و مرکزی حتی به بالای چهار دلار در هر گالن رسید. این جهش ناگهانی، تورم را شعلهور کرد، هزینه زندگی خانوارهای متوسط را بالا برد و اعتراضات رانندگان کامیون و شرکتهای حملونقل را به دنبال آورد.
مدیران بزرگترین شرکتهای انرژی و بانکهای والاستریت مستقیماً با کاخسفید تماس گرفتند و هشدار دادند اگر درگیری ادامه یابد، رکود اقتصادی حتمی است. هزینههای مستقیم جنگ تا ۴۰میلیارد دلار تخمین زده شد و این ارقام سنگین سبب شد ونس، معاون رئیسجمهور و دیگر مشاوران اقتصادی ترامپ به این نتیجه برسند که ادامه جنگ پیش از انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به معنای فاجعه سیاسی خواهد بود.
نظرسنجیها فریاد میزنند جنگ بس است
افکار عمومی آمریکا نیز به عنوان یک نیروی قدرتمند عمل کرد. نظرسنجیهای متعدد و معتبر نشان میدهد اکثریت قاطع آمریکاییها با ادامه درگیری مخالف هستند. براساس این نظرسنجیها، ۵۹درصد شهروندان در ایالات متحده معتقدند جنگ بیش از حد پیش رفته است و ۶۱ تا ۶۶ درصد بهطور صریح با هرگونه اقدام نظامی در ایران مخالفت میکنند.
حتی در میان حامیان سنتی ترامپ، نگرانی از طولانی شدن جنگ و هزینههای آن پیش از آتشبس بهشدت افزایش یافته بود. محبوبیت ترامپ در این میان به پایینترین سطح دومین دوره ریاستجمهوریاش یعنی ۳۵ تا ۳۶ درصد سقوط کرد؛ رقمی که مستقیماً بهخاطر افزایش قیمت بنزین و تصاویر جنگ در رسانهها بود. این موج مخالفت مردمی، کاخ سفید را مجبور کرد به جای ادامه تهدیدها، به فکر راه خروج باشد.
حمله دموکراتها، جدایی جمهوریخواهان
فشار سیاسی و نهادی نیز بر تصمیم ترامپ برای پذیرش طرح ایران نقش کلیدی داشت. در کنگره، دموکراتها آتشبس را فرصتی طلایی برای پاسخگو کردن ترامپ دانستند. رهبر اقلیت مجلس نمایندگان و چهرههای برجسته حزب دموکرات، تهدیدها را غیرقانونی و خطرناک ارزیابی کردند و خواستار جلسه فوقالعاده کنگره شدند تا جلو اقدامات یکجانبه گرفته شود.
درون حزب جمهوریخواه نیز شکاف عمیقی ایجاد شده بود. جناح جنگطلب به رهبری لیندزی گراهام همچنان بر ادامه عملیات نظامی اصرار داشتند، اما جناح وفادار به ترامپ و مخالف دخالتهای خارجی تأکید کردند ارسال نیروهای زمینی به ایران مدنظر نیست و هزینههای هنگفت جنگ را محکوم کردند. نگرانی از انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ سبب شد معاون رئیسجمهور که خود سرپرست تیم مذاکره بود، بر ضرورت پایان سریع درگیری تأکید کند تا حزب در انتخابات آینده آسیب نبیند.
ترامپ، بازنده اصلی رسانههای آزاد
در نهایت، پوشش گسترده رسانهها و فضای فرهنگی، فشار روانی سنگینی بر تیم ترامپ وارد کرد. رسانههای اصلی، تهدیدهای ترامپ را به عنوان تصمیمی غیرمنطقی و خطرناک بازتاب دادند و حتی برخی نمایندگان جمهوریخواه در مصاحبههای زنده از ادامه این مسیر فاصله گرفتند. این روایت رسانهای، ترامپ را در تنگنا قرار داد: یا باید حمله میکرد و با موج خشم اقتصادی و مردمی روبهرو میشد، یا عقبنشینی میکرد و آن را به عنوان پیروزی جلوه میداد. تحلیلگران داخلی معتقدند این آتشبس دو هفتهای فقط یک تنفس کوتاه بود و مذاکرات آینده با پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران همچنان پر از ابهام و چالش خواهد ماند.
در نهایت، این فشارهای چندجانبه داخل آمریکا ثابت کرد حتی قدرتمندترین رهبران نیز نمیتوانند هزینههای اقتصادی، مردمی، سیاسی و رسانهای یک جنگ طولانی را نادیده بگیرند. تصمیم به پذیرش آتشبس نه از روی ضعف، بلکه نتیجه محاسبه سرد و واقعبینانهای بود که تیم ترامپ را وادار به بازگشت به میز مذاکره کرد.





نظر شما