تحولات منطقه

در شرایطی که مدارس ما مجازی است و اکثر دانش‌آموزان ارتباطی با معلم و مدرسه خود ندارند، یک ماه است که مدرسه‌ای دیگر در سطح شهر و به‌صورت حقیقی شکل گرفته است.

خیابان‌هایی که با حضور کودکان و نوجوانان، این شب‌ها تبدیل به مدرسه شده‌اند/ مشق حضور در خیابان و میدان‌داری
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

در شرایطی که مدارس ما مجازی است و اکثر دانش‌آموزان ارتباطی با معلم و مدرسه خود ندارند، یک ماه است که مدرسه‌ای دیگر در سطح شهر و به‌صورت حقیقی شکل گرفته است. اکنون شاهد دانش‌آموزان کودک و نوجوانی در گوشه‌های مختلف این شهر و کشور هستیم که فراتر از سن و سال خود، میکروفن به دست، رجزخوانِ دشمن اسرائیلی و آمریکایی ما شده‌اند و لیدر شعارهای انقلابی.
در ترافیک حماسه شبانه مردم مشهد، روی خودرو پدرشان می‌نشینند یا تا کمر از آن بیرون می‌آیند و پرچم در دست، مشقِ احترام نظامی به سربازان و مردم کف خیابان می‌کنند.
از تئوری باطل خطرناک‌ بودن این اتفاقات و ایجاد ترافیک در این وضعیت جنگی که بگذریم، افزون بر ۴۰ روز از این شرایط کشور و آغاز جنگ تحمیلی گذشته و مردم با آمدن به خیابان‌ها همراه با کودک و نوجوان خود، درس و مشق جدیدی را در کنار هم تجربه می‌کنند.

درس بخوانیم و برای «خودمان» کسی شویم، غلط است

محبوبه خادم که مدیر یک مرکز آموزشی است و خودش از همان روزهای نخست شروع جنگ رمضان در خیابان‌ها به همراه دانش‌آموزانش حضور دارد، در این باره می‌گوید: هدف‌ ما در حوزه‌های آموزشی، باید پرورش دانش‌آموزان در زمینه‌های اجتماعی باشد تا آن‌ها به عنوان الگوهای مؤثر اجتماعی بار بیایند؛ چه در داخل مدرسه و چه در فضای اجتماعی. تلاش می‌کنیم همراهی و واکنش بچه‌ها را در موضوعات مختلف داشته باشیم. در زمان جنگ غزه، با کمک خانواده‌هایی که تعدادشان محدود است و حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانواده بودند، توانستیم چندین میلیارد تومان کمک جمع‌آوری کنیم. بچه‌ها و خانواده‌هایشان از دارایی‌های خود؛ مانند طلا، برای کمک به غزه بخشیدند. در وضعیت جنگ رمضان نیز شرایط به همین گونه است با وجود اینکه مدارس مجازی شده و ما ارتباط حقیقی از طریق مدرسه با بچه‌ها نداریم؛ ولی همچنان این مسائل را در اولویت قرار می‌دهیم. برای مثال، در تعطیلات عید، یکی از کارهایی که بچه‌ها انجام دادند، البته نه به‌عنوان تکلیف، پیگیری موضوعات با تأثیر اجتماعی بود. ما به آن‌ها گفتیم برای جبهه مقاومت دعا کنند و از دیگران هم دعوت کنند تا مشارکت داشته باشند و به معلم خود گزارش دهند که چه تعداد سوره فتح یا دعا خوانده‌اند.
وی با بیان اینکه هدف ما این است که بچه‌ها از فضای شخصی و منفعت فردی فراتر بروند و به رشد جامعه کمک کنند، ادامه می‌دهد: این عبارت که «ما درس بخوانیم تا برای خودمان کسی شویم» درست نیست. بچه‌ها باید بیاموزند که درس بخوانند تا به رشد جامعه کمک کنند و خود را در قبال آن مسئول بدانند. در همین راستا، چند شب به بچه‌ها، چهارراهی را برای فعالیت گروهی اعلام کردیم و آن‌ها با خانواده‌هایشان آمدند. پرده‌هایی با موضوعات اجتماعی نوشتیم و بچه‌ها همراه خانواده این پرده‌ها را جلو خودروها نگه داشتند. هدف ما از چنین فعالیتی، تبیین فضای اجتماعی و مقاومت در برابر چالش‌هاست.
این مدیر دبستان با اشاره به صحبت‌های اخیر رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم می‌افزاید: کاری که ما در حال حاضر می‌توانیم انجام دهیم، دعا و حضور در میدان است. از دوشنبه ۱۱ اسفند موکبی در میدان جانباز تشکیل دادیم و دانش‌آموزان خود را هر شب در این موکب به همراه خانواده‌ها می‌بینیم. همچنین در این شرایط که آموزش مجازی است، فضایی را در نظر گرفتیم تا اگر دانش‌آموزی، پرسشی از معلم خود داشت، بتواند بپرسد. نماز استغاثه نیز از فعالیت‌های مستمر ماست و فقط در شب‌هایی که باران شدید بوده، برگزار نشده است. امیدواریم این تلاش‌ها تأثیر مثبتی بر جامعه داشته باشد. گروه‌های مردمی و مساجد هر شب به میدان جانباز می‌آیند و در حال حاضر اینجا یکی از پایگاه‌های مهم مشهد شده است. به بچه‌ها اعلام کردیم هر چه درس و آزمون دارند، انجام دهند و ساعت ۸ شب آماده باشند تا به میدان جانباز بروند و تا ساعت ۱۲ آنجا بمانند. این برنامه برای آن‌ها به یک روال عادی تبدیل شده است. فعالیت‌های متنوعی که برای بچه‌ها انجام می‌شود، تأثیر زیادی بر اشتیاق آن‌ها دارد. وقتی بچه‌ها همراهی کنند، خانواده‌ها خسته نمی‌شوند؛ اما اگر آن‌ها نخواهند همراهی کنند، خانواده‌ها هم خسته خواهند شد. بنابراین باید فضایی فراهم کنیم که بچه‌ها مانع خانواده نشوند و برعکس، مشوق آن‌ها باشند. ما از خود بچه‌ها در فضای موکب استفاده می‌کنیم؛ برای پذیرایی، شابلون‌نویسی برای خودروها و تهیه پرچم‌ها که پسران و دختران هم در آن مشارکت می‌کنند. این حضور فعال بچه‌ها در فعالیت‌های اجتماعی سبب می‌شود که خودشان رغبت داشته باشند در این فضا حاضر شوند و خانواده‌ها نیز راحت‌تر باشند.
به گفته خادم، خانواده‌هایی که هر شب به موکب جانباز می‌آیند، چندین هزار لیوان چای و ظرف سوپ و عدسی را به مردم ارائه می‌دهند. این خدمات به صورت کاملاً خودجوش است و خانواده‌ها خودشان هزینه‌ها را تأمین می‌کنند. مدرسه فقط امکانات را مهیا کرده است.

مشق مسئولیت‌پذیری

وی با اشاره به دیگر فعالیت‌های موکب میدان جانباز اظهار می‌کند: از زمان شروع جنگ تاکنون، چرخ‌های خیاطی ما تقریباً تمام روز مشغول دوخت پرچم بوده‌اند و ما چندین میلیون تومان پرچم رایگان به مردم داده‌ایم. معلمان نیز در این امور حضور فعال دارند، هرچند وظیفه‌شان نیست و تأثیری در حقوقشان ندارد. آن‌ها در تعطیلات نیز وقت گذاشته و به مدرسه می‌آیند تا در کارهای اجتماعی مشارکت کنند. این فعالیت‌ها نه تنها برای بچه‌ها الهام‌بخش است؛ بلکه آن‌ها را به عمل دعوت می‌کند؛ آن‌ها می‌بینند که معلمانشان در این فعالیت‌ها مشارکت دارند و این یک رفتار عملی است. بچه‌ها شاهدند که معلمانشان فرش‌های نماز را پهن می‌کنند و از میان خانواده‌های آن‌ها کسی به‌عنوان امام جماعت می‌آید. این نشان‌دهنده‌ این است که صرفاً یک تکلیف آموزشی نیست؛ بلکه یک تجربه‌ عملی و اجتماعی است.
مدیر دبستان لبیک با بیان اینکه چنین مشارکت‌هایی به بچه‌ها مسئولیت‌پذیری را در قبال اتفاقات جامعه آموزش می‌دهد، می‌افزاید: آموزش ما باید در خدمت پرورش شخصیت باشد. نباید هدف ما فقط به تربیت دانش‌آموزان تیزهوش خلاصه شود. ما می‌خواهیم بچه‌ها نسبت به کشور و جامعه خود مسئولیت‌پذیر باشند و بدانند که آن‌ها تنها یک عضو مصرف‌کننده نیستند؛ بلکه باید بتوانند دیگران را به مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی ترغیب کنند وگرنه تنها دانش‌آموز تیزهوشی را تربیت کرده‌ایم که باید برود به سایر کشورهای دنیا خدمت کند. ما باید تلاش کنیم هر یک از بچه‌ها به عنوان یک سفیر مؤثر در جامعه عمل کند. این موضوع فراتر از آموزش و پرورش عمومی کشور است که دانش‌آموزانی تأثیرپذیر تربیت می‌کند. هدف ما تربیت افرادی با فرهنگ اسلامی و تأثیرگذار است که بتوانند دیگران را به سمت فعالیت‌های مثبت اجتماعی همراهی کنند.

تهدیدهای نظام آموزشی

استاد گروه فلسفه، تعلیم و تربیت دانشگاه فردوسی مشهد نیز در گفت‌وگو با طوس از اختلالی که ممکن است با وقوع بحران در جامعه در فرایندهای عادی اتفاق بیفتد، سخن گفته و اظهار می‌کند: ما در شرایط جنگ تحمیلی از طریق متجاوزانی چون آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داریم که به هیچ قانونی پایبند نیستند. به همین دلیل مراکزی که خدمات عمومی ارائه می‌دهند؛ مانند مدارس، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز امدادی، متأسفانه بر خلاف پروتکل‌ها و قواعد بین‌المللی آسیب دیده‌اند و افزون بر ناجوانمردی دشمن، شرایط غیرمتعارفی را بر جامعه تحمیل کرده به‌طوری که مدارس تعطیل شده و خدمات به صورت حضوری ارائه نمی‌شوند. تجربه ما در دوران کرونا نشان داد بحران‌های مشابه در بخش سلامت می‌تواند نظام آموزشی را تحت تأثیر قرار دهد. در آن زمان برای مدیریت این بحران، آموزش مجازی از طریق پیام‌رسان‌ها در دستور کار قرار گرفت و شبکه‌های اجتماعی مانند «شاد» مورد استفاده واقع شدند. این تجربه هر چند مثبت بود و توانست بخشی از تعطیلی‌ها را جبران کند؛ اما هنوز از نظر کیفیت و فراگیری با مشکلات جدی مواجه است.
مجتبی همتی‌فر ادامه می‌دهد: زمانی که مدارس حضوری تعطیل می‌شوند، ما باید راهکارهای جبرانی مانند آموزش در بستر شاد و تلویزیون مدرسه ایران را در نظر بگیریم؛ اما این روش‌ها به دلیل محدودیت‌های خود نمی‌توانند همه مباحث آموزشی را پوشش دهند و متأسفانه منجر به افت کیفی در آموزش می‌شوند. همچنین در بخش پرورشی نیز دانش‌آموزان از خدمات مورد نیاز خود محروم می‌مانند و این فرصت‌ها به شکل رسمی در قالب مدرسه ارائه نمی‌شود. سیاست‌گذاری در نظام آموزشی کشوری که با بحران‌های طبیعی و تعطیلی‌های پیش‌بینی نشده ناشی از آلودگی هوا و ناترازی انرژی مواجه است، امری پیچیده و چالش‌برانگیز محسوب می‌شود. افزون بر این، متأسفانه در سال ۱۴۰۴ دو جنگ و یک کودتا رخ داده که دشمنان نقش مؤثری در آن ایفا کردند. تمامی این عوامل فضای مدارس و دانشگاه‌های ما را تحت تأثیر قرار داده و به نوعی تهدیدی برای نظام آموزشی به شمار می‌آید. بنابراین ضروری است تدابیری اتخاذ شود تا خدمات آموزشی با کمترین آسیب ممکن ادامه یابد.
وی با اشاره به اقدام‌هایی که می‌توان در این حوزه انجام داد، می‌افزاید: مسئولان و متولیان باید اصلاح تقویم آموزشی، تنوع‌بخشی به روش‌های آموزشی و ارائه راهکارهای جایگزین را در دستور کار خود قرار دهند. همچنین باید مناطق مختلف را بر اساس شدت بحران دسته‌بندی کنیم. در شرایط جنگ، برخی مناطق هیچ درگیری ندارند و می‌توانند خدمات آموزشی عادی خود را ارائه دهند؛ اما متأسفانه در ساختار برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری متمرکز، مدارس این مناطق نیز تعطیل شده‌اند که این وضعیت نادرست است و نشان‌دهنده یک اشکال جدی در نظام آموزشی کنونی ماست.

تربیت فعال در میدانِ خیابان

استاد گروه فلسفه، تعلیم و تربیت دانشگاه فردوسی مشهد تأکید می‌کند: در عین حال می‌توان نگاهی فرصت‌محور به این موضوع داشت که تربیت در موقعیت‌های خاصی رخ می‌دهد؛ به‌ویژه در جنگ اخیر؛ یعنی جنگ تحمیلی رمضان، شاهد بودیم حضور مردم در میدان به یک سنت تبدیل شده است. این سنت شامل اجتماعات مردمی و خانوادگی بوده که به مدت چهل و چند شب حول محور دفاع از کشور و با نگاهی حماسی و ملی شکل گرفته است. مردم در این اجتماعات رجز می‌خوانند، شعار می‌دهند و برنامه‌های فرهنگی متنوعی را اجرا می‌کنند. این فعالیت‌ها به‌وضوح نشان‌دهنده تربیت فعال است؛ چرا که خانواده‌ها به‌ویژه نسل جوان جامعه و کودکان و نوجوانان نقش پررنگی در این اجتماعات دارند. آن‌ها کنشگران فعالی هستند که موکب‌ها را راهبری کرده و پرچم‌داری می‌کنند و شعار می‌دهند. این فرصت‌ها که پیش از این وجود نداشتند، یکتا، ویژه و ارزشمند هستند و تا پیش از این ما از آن‌ها غافل بودیم.
همتی‌فر با بیان اینکه حضور خانواده‌ها در این فعالیت‌ها، بستر مناسبی برای تربیت و رشد فراهم کرده، تصریح می‌کند: فعالیت‌هایی مانند گفت‌وگو با بچه‌ها، نقاشی کشیدن و تکمیل کاربرگ‌ها به غنای این محیط کمک می‌کند. به‌تدریج سازماندهی توسط خود مردم و نهادهای فرهنگی در برخی از مراکز تجمع شبانه شکل گرفته که بر اساس آن خدمات فرهنگی، ارزش افزوده‌ای به آن محیط ارائه می‌دهد. در غیاب تربیت رسمی مدرسه‌ای، این فرصت فراهم شده تا نسل جدید و افراد جامعه تجربه‌ای تازه و جمعی را در یک محیط واقعی کسب کنند. پرچم‌ به عنوان نمادی از هویت ملی در دستان مردم قرار دارد و شباهتی میان افراد از نظر سن، علاقه‌مندی‌ها و طبقه اجتماعی ایجاد کرده است. این نماد به دنبال خود حس همدلی و بینش مشترکی را به وجود آورده‌ که چرا این پرچم باید بلند شود. شعارهایی که بچه‌ها می‌شنوند؛ از رجزها و سرودهای حماسی تا شعارهای متعارف از زمان نهضت و پیروزی انقلاب، در ذهن آن‌ها تکرار می‌شود و همین‌طور شعارهای ابداعی که در این شب‌ها در خیابان تولید شده و بزرگ‌ترها تکرار می‌کنند. این تکرار به بچه‌ها اعتماد به نفس می‌دهد و آن‌ها را تشویق می‌کند تا خودشان نیز شعارها را تکرار کنند. در سنین بالاتر، بحث‌های محتوایی و بینشی که از طریق تلویزیون مطرح می‌شود، عمق بیشتری را به این تجربیات می‌دهد. افزون بر شورانگیزی و وجه عاطفی که در دل بچه‌ها نسبت به پرچم، ایران، ولایت‌فقیه و خود مردم وجود دارد، احساس بغض و نفرتی نسبت به دشمن نیز شکل می‌گیرد. به‌طور کلی، علاوه بر هسته مقاومتی که به وجود آمده، عرصه‌های خدمات نیز شکل گرفته که نوجوانان بیشتر از طریق موکب‌داری درگیر آن هستند و خودشان بخشی از محصولات فرهنگی را تولید می‌کنند که در حاشیه این فعالیت‌ها ارائه می‌شود.
وی با اشاره به اینکه تجمع‌های شبانه با محوریت پلاکاردها، نقاشی‌ها و کاریکاتورها به‌عنوان یک فعالیت هنری و اجتماعی، به نوعی تربیت اعتقادی و سیاسی نیز تبدیل شده، می‌گوید: در این فضا افراد از طریق تعامل با یکدیگر، مهارت‌هایی چون تأمین مالی، تولید محتوا و حتی فراوری چندرسانه‌ای را یاد می‌گیرند. این فرصت، یک موقعیت ویژه و بی‌نظیر است که پیش از این در دسترس نبود و به نظر می‌رسد این رویداد اخیر و نرم‌افزار جدیدی که به انقلاب اسلامی ما اضافه شده، زمینه‌ساز رشد و شکوفایی نسل جدیدی است که فرصت حضور در این فعالیت‌ها را دارند. در این میان، بخشی از جامعه به‌طور مستقیم در این تجمع‌ها شرکت می‌کنند و قسمتی دیگر ممکن است تنها از طریق تردد در خیابان‌ها شاهد این فعالیت‌ها باشند که این مشاهدات نیز تأثیر خود را بر نسل جوان خواهد گذاشت.
استاد گروه فلسفه، تعلیم و تربیت دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تجمع‌ها در شهرهای مختلف، از کوچک تا بزرگ و همچنین حس حماسی ناشی از پیروزی، در برخی شهرها به شکل راهپیمایی‌های متعارف جمعی تجلی یافته، ادامه می‌دهد: خلاقیت مردم در ایجاد اشکال مختلف تجمع، از خودروهای متحرک تا راهپیمایی‌های پیاده و ثابت در حاشیه خیابان‌ها و میادین، نشان‌دهنده تنوع و ابتکار عمل آن‌هاست. افراد پرچم را یک سلاح و حضور در خیابان را یک مجاهده می‌دانند و با رجزهایشان احساس نقش‌آفرینی می‌کنند. از طرفی هوشمندی نیروهای نظامی و مسلح ما در این مسئله به‌عنوان پیوست فرهنگی و شناختی جنگ نظامی بسیار حائز اهمیت است؛ وقتی می‌بینیم در پاسخ به دختر بچه‌ای که تقاضای موشک صورتی دارد، درخواستش عملی می‌شود و این رفت و برگشت تعاملی، قوت قلبی برای مردم و نیروهای مسلح ما به شمار می‌آید و اتفاق ویژه‌ای در حال رقم خوردن است که در جای خود نیاز به تحلیل و تعمیق بیشتری دارد.

آموزش فشرده میدان‌داری و افتخار به وطن

اگر چه با وجود مجازی بودن آموزش‌ها و تعطیلی‌های مختلف ناشی از جنگ، ناترازی انرژی و آلودگی‌ هوا، زمزمه‌هایی از سوی اولیا و معلمان شنیده می‌شود مبنی بر اینکه امسال بچه‌ها درسی یاد نگرفتند و آموزشی ندیدند؛ اما گویا این تئوری چندان هم دقیق نیست.
بزرگ‌ترین درسی که دانش‌آموزان ما در کنار دروس مجازی خود می‌آموزند؛ چه آن‌ها که در خیابان هستند و چه آن‌ها که نیستند و از دیگران می‌بینند و می‌شنوند، میدان‌داری، مؤثر بودن، مسئولیت‌پذیری، تقویت حس همبستگی، افزایش اعتماد به نفس و از همه مهم‌تر افتخار به وطن و ایران قوی است؛ گزاره‌ای کم‌نظیر که ساعت‌ها آموزش تئوریک پشت نیمکت مدرسه نیز نمی‌تواند تا این حد و به‌صورت فشرده تأثیرگذار باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha