بهگزارش قدس آنلاین، همزمان با سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به ایران و دیدار با وزیر خارجه کشورمان، شهباز شریف نیز روز گذشته عازم ریاض شد تا سفر چند روزه خود به منطقه را از این کشور آغاز کند. گفته شده نخست وزیر پاکستان پس از ریاض به آنکارا خواهد رفت و البته از قطر نیز به عنوان یکی از مقاصد احتمالی سفر منطقهای وی یاد شدهاست. اما در حالی که سفر مقامات عالیرتبه پاکستانی به عربستان امری معمول محسوب میشود، آنچه به این سفر اهمیت و حساسیتی دو چندان بخشیده، شرایط زمانی وقوع آن است.
شهباز شریف در زمانی عازم ریاض میشود که منطقه جنگ ۴۰ روزه ناشی از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی را پشت سر گذاشته و در سایه یک آتشبس بسیار شکننده، دور اول گفتوگوهای صلح با میانجیگری اسلامآباد به شکست انجامیده است. در عین حال چالش بهوجود آمده بر سر تنگه هرمز نیز شرایط ویژهای را در حوزه تأمین انرژی برای بسیاری از کشورها و بهخصوص پاکستان رقم زده است. بنابراین هدف سفر فوری و به تعبیری «اضطراری» نخستوزیر پاکستان به منطقه و بهویژه عربستان را میتوان از دو جنبه مورد توجه قرار داد.
رایزنی منطقهای و ادامه میانجیگری
از جلب حمایت ریاض تا امکان ترتیبات امنیتی مشترک در منطقه: باوجود شکست دور اول گفتوگوهای میان ایران و آمریکا در اسلامآباد، مقامات پاکستان انگیزههای زیادی برای پیگیری این مذاکرات و جلوگیری از بالا رفتن سطوح تنش در منطقه دارند. هرگونه تشدید تنش در منطقه میتواند ناخودآگاه اسلامآباد را به معرکه درگیریها بکشاند، بهخصوص با توجه به توازن دشواری که اسلامآباد تاکنون در روابط با کشورهایی همچون ایران، آمریکا و عربستان برقرار کرده است.
علاوه بر این، موفقیت اقدامات میانجیگرانه پاکستان میتواند در تقویت موقعیت منطقهای و بینالمللی این کشور، بهویژه در برابر رقیب سنتی آن هند، نقشی تعیینکننده ایفا کند. بدین ترتیب به باور تحلیلگران سیاسی، سفر اخیر نخستوزیر پاکستان به عربستان و متعاقب آن به برخی دیگر از کشورهای منطقه، میتواند تلاشی از جانب اسلامآباد درراستای جلب حمایت برای برگزاری دور دوم گفتوگوها میان ایران و آمریکا تلقی شود.
به نظر میرسد برخلاف کشورهایی همچون امارات متحده عربی و بحرین، مواضع ریاض در این مورد با اسلامآباد نزدیک است. بر همین اساس، منابع رسانهای از شکلگیری ائتلافی برای صلح، با مشارکت و حمایت چین، ترکیه،عربستان، مصر و البته به همراه آنها قطر خبر دادهاند. در عین حال اخباری از ترکیه به گوش میرسد که این کشور طی چند روز آینده میزبان نشستی چهارجانبه با مشارکت وزرای خارجه مصر، عربستان و پاکستان خواهد بود. البته ممکن است این هماهنگیها صرفاً به تلاشهای میانجیگرانه محدود نمانده و به ارائه پیشنهادهایی همچون ایجاد ترتیبات امنیتی مشترک منطقهای مانند راهاندازی گشتزنی مشترک در خلیج فارس و تنگه هرمز نیز منجر شود.
روابط دوجانبه و توافقنامه دفاعی
اما سفر شهباز شریف به ریاض از جنبه روابط دوجانبه نیز از اهمیتی خاص برخوردار است. این اهمیت به طور عمده در دو حوزه قابل بررسی است.
۱) اقتصادی: بحران و جنگ اخیر در منطقه وضعیت اقتصادی دشواری را برای بسیاری از کشورها، بهخصوص در حوزه انرژی رقم زده است. بدون تردید کشورهای ضعیف و پرجمعیتی همچون پاکستان، بیشترین آسیبها را در این حوزه شاهد خواهند بود. برقراری ارتباطات عمیقتر و وسیعتر در حوزه اقتصادی و مهمتر از آن، تأمین انرژی با عربستان را میتوان به عنوان یکی از راهکارهای پیش روی اسلام آباد در نظر گرفت.
اما صرفنظر از حوزه انرژی، این همکاری در مقطع فعلی برای اسلامآباد از جهت مالی نیز ارزشمند تلقی میشود. در جنگ اخیر و در سایه تفاوت مواضع و اختلاف نظرهای میان امارات متحده عربی و پاکستان بر سر ایران، ابوظبی حاضر به تمدید بازپرداخت وامهای کلان خود به اسلامآباد نشد. در حالی که این مطالبه فوری حدود ۳.۲ میلیارد دلاری ابوظبی میتوانست پاکستان را با بحران عمیق مالی مواجه کند، اعلام آمادگی ریاض برای پرداخت سپرده جدید ۳میلیارد دلاری و تعویق بازپرداخت سپردههای سالانه ۵میلیارد دلاری این کشور به مدت طولانیتر (تا سال ۲۰۲۸) کمک بزرگی به اسلامآباد کرد تا از این تنگنای مالی مهم به سلامت عبور کند.
۲) توافقنامه دفاعی و امنیتی اسلامآباد و ریاض: نخستوزیر پاکستان در زمانی وارد ریاض میشود که منابع وزارت دفاع عربستان از حضور حدود ۱۳هزار سرباز و ۱۰ تا ۱۸ فروند جنگنده نیروی هوایی پاکستان در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز در شرق این کشور خبر دادهاند. به گفته مقامات دفاعی عربستان، این نیروها در چارچوب توافقنامه دفاعی مشترک امضا شده میان دو کشور در سپتامبر ۲۰۲۵ به عربستان اعزام شدهاند. این موضوع در حالی از سوی مقامات پاکستانی مورد تأیید قرار میگیرد که میتواند به منشأ تحول و درواقع جنجال بزرگی در منطقه تبدیل شود. از آنجا که براساس پیمان دفاعی و امنیتی دو کشور، تهاجم به یکی، تهاجم به هر دو کشور تلقی میشود، روشن نیست که در صورت بروز مجدد درگیری میان ایران و آمریکا و هرگونه مداخله عربستان در این تنش، تکلیف این نیروها چه خواهد بود و آیا آنها وارد نبردی مستقیم با ایران خواهند شد یا نه. این موضوع بهخوبی میتواند یکی دیگر از دلایل و انگیزههای اصرار پاکستان بر پیگیری دور جدید گفتوگوهای صلح میان تهران و واشنگتن را نمایان کند.




نظر شما