ریاستجمهوری دونالد ترامپ، از هر زاویهای که نگاه شود، تصویری از شرّ معاصر را نشان میدهد؛ شرّی که همزمان مضحک، بیرحم و ترسناک است. در هفتههای اخیر، جهان شاهد فجایعی بوده که ذهن هر ناظری را به خود مشغول میکند؛ اجساد بیرون کشیده شده از زیر آوار در غزه، مدرسه منفجر شده در ایران و آواره کردن گسترده بیش از یک میلیون نفر از جنوب لبنان؛ این تصاویر نه تنها وحشتآور بلکه نماد خشونت بیحد و غیرقابل پیشبینی هستند؛ خشونتی که رئیسجمهور آمریکا نه تنها به آن دامن میزند بلکه در اجرای آن نقشی فعال دارد.
ترامپ اغلب به دلیل فقدان ایدئولوژی مشخص و برنامهریزی کلان، رهبر کمخطری تصور میشود. اما این تصور اشتباه است. خشونتها و تهدیدهای او ناشی از انگیزههای لحظهای، کینههای شخصی و خودستایی است. اعمال او، از جنگها و کشتار بیگناهان تا تهدید تمدنها، بدون طرح و برنامه کلان انجام میشوند و همین عدم انسجام، اثرگذاری و خطر آنها را افزایش میدهد.
برخلاف دیکتاتورهای کلاسیک یا فاشیست که با تجمعات میلیونی، سخنرانیهای پرشور و نمایش قدرت، پایگاه خود را تثبیت میکنند، ترامپ شخصیتی کمدیگونه دارد. عصبانیتهای او در شبکههای اجتماعی، سخنرانیهای بیسر و ته و حرکات غیرمنسجم، باعث میشود ظاهر اعمالش مضحک به نظر برسد، اما همین ظاهر بازیگوشانه و غیرقابل پیشبینی، خشونت و خطر اقداماتش را پنهان نمیکند.
یکی از ویژگیهای بارز ریاستجمهوری ترامپ، ترکیب سرگرمی، بیتفاوتی و خشونت است. خودستایی مداوم، کینهجویی علیه رقبای سیاسی، خشم از انتقاد رسانهها و تهدید مستقیم به نابودی حکومت ایران، همه نمونههایی از اعمالی هستند که نه با هدف استراتژیک بلکه برای حفظ جایگاه شخصی و فرار از تحقیر انجام میشوند. این رفتارها نشان میدهد که شرّ ترامپ ریشه در نیازهای شخصی و روانشناختی او دارد و نه در یک برنامه سیاسی یا نظامی منسجم.
نکته کلیدی دیگر، نحوه درک عمومی و رسانهای از شرّ است. انسانها تمایل دارند خشونت و شر را در قالب دیکتاتورهای کلاسیک ببینند؛ افرادی که با سازماندهی دقیق و نمایش قدرت، جهان را تحت تأثیر قرار میدهند. اما شرّ معاصر اغلب در قالب مضحک، غیرمنسجم و سرگرمکننده ظاهر میشود و همین ویژگی باعث میشود تشخیص و مقابله با آن دشوار شود. ترامپ نمونهای کامل از این پدیده است؛ او خشونت را با نمایش، اغراق و خودستایی ترکیب میکند، و همین مسئله خطر اقداماتش را چندین برابر میکند.
همانند فیلمهایی مانند «فیلم پاکسازی»(The Purge) که نمونهای از این ترکیب خشونت و نمایش را به تصویر میکشند؛ یعنی جایی که خشونت تنها وقتی رضایتبخش است که با نمایش، لباس و مراسم همراه باشد، ترامپ نیز اعمالش را به نوعی جشن و نمایش تبدیل میکند، که این مسئله قدرت تخریبی و تأثیرگذاری اقدامات او را بیشتر میکند.
در نهایت، ریاستجمهوری ترامپ نشان میدهد که قدرت و تهدید واقعی همیشه در شکل ظاهری و ایدئولوژیک آن نمایان نمیشود. اعمال او که مضحک، غیرقابل پیشبینی و گاه کودکانه به نظر میرسند، در عین حال پیامدهای گسترده و جدی دارند. ترکیب دسترسی به ابزارهای هستهای، میل به تشدید بحرانها و خشونت بیحد و مرز، او را به تهدیدی منحصر به فرد تبدیل کرده است که تنها مقابله جدی و فوری میتواند آن را مهار کند.
به بیان ساده، ترامپ نمونهای از شرّ است که از ترکیب ضعف شخصیتی، کینهجویی و دسترسی به قدرت ناشی میشود؛ شرّی که با ظاهر مضحک خود، جهان را به مخاطره میاندازد و نشان میدهد که در دنیای امروز، تهدید واقعی لزوماً در قالب دیکتاتور کلاسیک ظاهر نمیشود، بلکه در چهرهای که همزمان خندهدار و وحشتناک است، پنهان است.
در نهایت شرّ از سرخوشی، بیتفاوتی و شکنندگی و همچنین بیرحمی، سیریناپذیری و خشونت تشکیل شده است؛ نشانههایی که در ترامپ به وضوح قابل مشاهده هستند.





نظر شما