بهگزارش قدس آنلاین، در حالیکه روابط اسپانیا و آمریکا به پایینترین سطح خود در دهههای اخیر رسیده، واشنگتن بهصراحت اخراج مادرید از ناتو را روی میز گذاشته است. این شکاف عمیق نهتنها امنیت اسپانیا را در اقیانوس اطلس به چالش میکشد، بلکه کنترل جبهه غربی بر تنگه جبلالطارق را نیز به مسئلهای داغ تبدیل کرده است. در این میان، اسپانیا با تکیه بر مواضع مستقلانه خود در برابر قلدریهای آمریکا، در عین حال شمال استراتژیکترین گذرگاه دریایی دنیا را در اختیار دارد؛ برتریای که در صورت تشدید تنشها، میتواند سلاحی کلیدی در دست مادرید باشد و این سؤال را به ذهن متبادر میکند که آیا جبهه غربی، تنگه جبلالطارق را از دست میدهد؟
طلاق عاطفی واشنگتن و مادرید: از فلسطین تا هزینههای نظامی
شکاف عمیق کنونی حاصل انباشت اختلافات بنیادین طی سالهای اخیر است. در ماجرای غزه، اسپانیا یکی از صریحترین منتقدان سیاستهای آمریکا در اتحادیه اروپا بوده و سانچز بهطور آشکار به حمایت از راهحل دو دولتی و پایان بمبارانها پرداخته است. همزمان در ماجرای جنگ ایران، مادرید با توسل به حقوق بینالملل و با استناد به فاجعه عراق ۲۰۰۳ صریحترین صدای اروپایی علیه حملات موسوم به «عملیات خشم حماسی» بوده و استفاده از پایگاههای هوایی و دریایی مشترک با آمریکا (روتا و مورون) برای بمباران ایران را کاملاً ممنوع کرده است. از ابتدای جنگ ۲۸ فوریه، تمام طرحهای پرواز مرتبط با عملیات علیه ایران رد شده و چندین هواپیمای نظامی آمریکا مجبور به ترک حریم هوایی اسپانیا شدهاند. علاوه بر این دو محور، سانچز یکی از معدود کشورهای ناتو است که اهداف هزینهای نظامی ۵درصد از تولید ناخالص داخلی را «غیرمنطقی» و «ضد بهرهور» خوانده و معتقد است کشورش میتواند با سرمایهگذاری ۲.۱درصد از تولید ناخالص داخلی به تعهداتش عمل کند. این موضوع خشم دولت ترامپ را برانگیخته تا جایی که اسپانیا را «عقبمانده» خطاب کرده است.
آیا اسپانیا از ناتو اخراج میشود؟
اوج تنشها اما روز گذشته با افشای یک ایمیل داخلی پنتاگون که به دست رویترز افتاده رقم خورد. در این سند محرمانه، مقامات آمریکایی گزینههای متعددی ازجمله تعلیق عضویت اسپانیا در ناتو و بازنگری در حمایت واشنگتن از حاکمیت بریتانیا بر جزایر فالکلند را به عنوان ابزار «تنبیهی» علیه متحدان «غیرهمکار» مطرح کردهاند. یک مقام ارشد پنتاگون با بیان اینکه «استفاده از پایگاهها و حق عبور هوایی، مبنای مطلق ناتو است» عنوان کرده تعلیق اسپانیا «تأثیر عملیاتی محدود اما پیامدهای نمادین قابل توجهی» خواهد داشت. با این حال، واکنش فوری ناتو نشان میدهد چنین تصمیمی در چارچوب حقوقی پیمان واشنگتن نمیگنجد. یک مقام ناتو به بیبیسی گفت: «معاهده تأسیس، هیچگونه پیشبینی برای تعلیق یا اخراج اعضا ندارد». اما صرفنظر از امکان عملی، وجود چنین ایمیلی در بالاترین سطوح پنتاگون حاکی از آن است که روابط فراآتلانتیکی وارد مرحله جدید و بیسابقهای از بیاعتمادی شده است. پدرو سانچز با اعلام «آرامش مطلق» و تکیه بر اسناد رسمی تأکید دارد: «اسپانیا عضو قابل اعتمادی در ناتو است. ما براساس ایمیل کار نمیکنیم».
رقابت سایهها بر سر یک تنگه تاریخی
تنگه جبلالطارق کمتر از ۱۴ کیلومتر عرض دارد و سالانه هزاران کشتی تجاری و نظامی توسط این تنگه بین اقیانوس اطلس و مدیترانه جابهجا میشوند. شمال این تنگه متعلق به اسپانیاست و جنوب آن میان مراکش و جبلالطارق (تحت حاکمیت بریتانیا) تقسیم شده است. در ماههای اخیر و همزمان با تنش با آمریکا، اسپانیا حضور نظامی خود را در این نقطه حساس به طرز چشمگیری افزایش داده است. نیروی دریایی اسپانیا سه ناو گشتی - Medas, Isla de León و Isla Pinto - را در چارچوب عملیات «حضور، نظارت و بازدارندگی» در تنگه و دریای آلبوران فعال کرده تا کنترل بر این مسیر دریایی حیاتی را تثبیت کند. این ناوها از پایگاههای ساحلی در کادیس، سئوتا و ملیلیه فعال هستند و عملیاتشان بهصراحت «افزایش فشار در تنگه» توصیف شده است.
در سوی جنوبی، وضعیت به مراتب حساستر است. بریتانیا با استفاده از پایگاه نظامی جبلالطارق و اسکادران سلطنتی خود، حضور نظامی فعالی دارد. یک زیردریایی کلاس اوهایو موشکانداز آمریکایی نیز بهتازگی وارد خلیج جبلالطارق شده و تحت حمایت نیروی دریایی بریتانیا عملیات جابهجایی خدمه را انجام داده است. مراکش و اسرائیل نیز یک «برنامه نظامی مشترک» را برای سال ۲۰۲۶ امضا و آن را تحولی کیفی در همکاریهای امنیتی دوجانبه توصیف کردهاند که شامل خرید تجهیزات تهاجمی و دفاعی گسترده برای ارتش سلطنتی مراکش است. این همکاری مراکش و رژیم صهیونیستی با گزارشهایی درباره بحثهای بریتانیا و مراکش برای تحکیم همکاریهای نظامی و دفاعی همراه است.
آینده جبهه غربی در صورت تشدید تنش
اما سؤال کلیدی این است که آیا با فشار آمریکا (و شاید انگلیس) بر متحدان جنوبی خود و اسرائیل، امکان «دریای بسته» در جبهه غربی تنگه علیه اسپانیا وجود دارد، بهطوری که اسپانیا از سواحل شمال عملاً دریایی مسدود شده یا زیر فشار داشته باشد؟ براساس اطلاعات موجود، چنین سناریویی محتمل اما دشوار به نظر میرسد. اسپانیا چند برگ برنده کلیدی در اختیار دارد که ازجمله میتوان به جغرافیای طبیعی اشاره کرد: تمامی کشتیهایی که بخواهند از دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس بروند، ناگزیر باید از آبهای شمالی تحت نظارت اسپانیا یا تنگههای باریک نزدیک آن عبور کنند و هیچ مسیر جایگزینی وجود ندارد.
همچنین اسپانیا علاوه بر شبهجزیره، دو شهر خودمختار سئوتا و ملیلیه را در ساحل شمالی آفریقا در اختیار دارد که به آن امکان نظارت دو سوی تنگه را میدهد. وجود بندرگاههای عظیم و مجهز در جنوب، بهویژه بندر آخسیراس به عنوان یکی از شلوغترین مجتمعهای بندری اروپا و اتکای انرژی اسپانیا به الجزایر که روزانه حدود ۱۰میلیون مترمکعب گاز از خط لوله مدگاز دریافت میکند، دیگر برگهای برنده مادرید هستند. الجزایر (که خود در جبهه ضدغربی تعریف میشود) به عنوان رقیب مراکش، با اسپانیا روابط استراتژیک دارد و بیش از ۲۹درصد از واردات گاز اسپانیا در دو ماه نخست ۲۰۲۶ را تأمین کرده است.
در مقابل، آمریکا و متحدانش نیز اهرمهای فشاری در اختیار دارند. پایگاه نظامی بریتانیا در جبلالطارق به عنوان سکوی پرش برای استقرار ناوشکنهای تایپ ۴۵ و سوخترسانی به زیردریاییهای هستهای در بحبوحه جنگ با ایران شناخته میشود. همچنین همگرایی نسبتاً تازه مراکش، رژیم صهیونیستی و آمریکا اگرچه از نظر سیاسی همجهت است، اما منافع اقتصادی و امنیتی مستقلی نیز دارد. در نهایت تهدید اقتصادی مستقیم آمریکا توسط ترامپ مبنی بر قطع کامل تجارت با اسپانیا میتواند سالانه میلیاردها یورو خسارت به اقتصاد مادرید وارد کند. قرار گرفتن تعلیق اسپانیا از ناتو روی میز، بزرگترین چالش دیپلماتیک در ۴۰ سال اخیر برای مادرید است.
در نهایت باید گفت هرچند اسپانیا با انتخاب رویکرد «نه به جنگ» خود تنها کشوری نیست که در برابر قلدری آمریکا قد علم کرده، اما بهای سنگینی پرداخت میکند. وضعیت تهدیدآمیز جبهه غربی تنگه در حالی که مادرید تلاش میکند بر شریانهای حیاتی مسلط بماند، برگ برنده او در برابر فشارهای خارجی است؛ چراکه هر دشمنی برای بستن این مسیر باید با چالشهای فنی و سیاسی شکنندهای روبهرو شود. باوجود این آنچه تاکنون شکلگرفته، نوعی واگرایی تاکتیکی و گفتمانی است، نه شکاف راهبردی. اسپانیا سعی میکند درون اتحادیه اروپا و ناتو، یک «گزینهی دیگر» را نمایندگی کند: اروپایی که در برابر قلدری آمریکا حرف خودش را بزند، حتی اگر هزینهاش را بپردازد. اما این بازی خطرناکی است، زیرا در شرایطی که جنگ در شرق اروپا و خاورمیانه شعلهور است، «مستقل بودن» میتواند به «منزوی شدن» تبدیل شود.





نظر شما