از افق روشن قم، نسیم «کرامت» وزیدن گرفته است. اینک در این دهه فرخنده، از حرم بانوی کرامت تا بارگاه ملکوتی خورشید خراسان، زمین و زمان آکنده از عطر بهشتی آلالله(ع) است. این ۱۰ روز، نه فقط یک بازه زمانی در تقویم، که یک توفان معنوی است که از دل تاریخ برخاسته تا غبار غفلت را از چهره زمان بزداید. گویی آسمان، به شوق این میلادهای نورانی، نردبانی از جنس «مقاومت» به زمین آویخته تا انسان عصر غیبت، از آن بالا رود و قلههای «تمدن» را فتح کند. این کرامت، نه صرفاً یک هدیه الهی، بلکه یک مسئولیت سنگین است که بر دوش ما گذاشته شده تا میراثدار آن باشیم و آن را به مقصد نهایی برسانیم.
مقاومت در میدان تبیین
دهه کرامت تنها تقویمی از جنس شادی و شربت و نقل نیست؛ «خیزشی تمدنی» است. این خیزش، ریشههای عمیقی در تاریخ دارد؛ ریشههایی که از دل جهاد و مقاومت سر برآوردهاند. نگاهی به مسیر تاریخی این دو امامزاده بزرگوار نشان میدهد که کرامت در منظومه فکری اهلبیت(ع) هرگز از مقاومت جدا نبوده است. گامهای استوار حضرت معصومه(س) به سوی دیار غربت، خود حماسهای از «جهاد تبیین» بود. در روزگاری که دستگاه خلافت عباسی میکوشید نور امامت را خاموش کند و حقیقت را به انحراف بکشاند، حرکت بانوی کرامت به سوی ایران، یک حرکت روشنگرانه و افشاگرانه بود. او با این سفر، پیامی روشن به شیعیان میداد که مسیر حق، از مسیر حکومت جور جداست و باید در برابر تحریف، ایستادگی کرد. حضور غریبانه ولینعمتمان امام رضا(ع) در توس نیز سند زنده «مقاومت نرم» در برابر سیاهی جهل و جور عباسیان بود. در شرایطی که مأمون عباسی میخواست با ترفندهای سیاسی، امام را در دستگاه خلافت هضم کند و از اعتبار معنوی ایشان برای توجیه حکومت خود بهره ببرد، امام رضا(ع) با هوشمندی و درایت، نه تنها در این دام نیفتاد، بلکه از همین فرصت برای تبیین معارف ناب شیعی و افشای چهره حقیقی قدرت استفاده کرد. این مقاومت، نه در میدان جنگ سخت، که در میدان مناظرات علمی و تبیین عقلانیت امامت رخ داد و میراثی ماندگار برای شیعیان به جا گذاشت.
«سایه مقاومت رضوی»، چتر امنیتی برای نهال شکننده تمدن اسلامی
در این میانه، «سایه مقاومت» همان چتر امنیتی است که نهال شکننده تمدن اسلامی در زیر آن قد کشیده است. مقاومت، نه تنها یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک اصل حیاتی برای بقای هویت شیعی است. اگر مقاومت نبود، حرمی برپا نمیشد و امروز اثری از این بارگاههای ملکوتی وجود نداشت. اگر پایداری نبود، معارف اهلبیت(ع) در توفان تحریف گم میشد و دشمنان بهراحتی میتوانستند روایتهای دروغین از امامت و ولایت بسازند. این مقاومت، در برابر دو دشمن اصلی ایستاده است: دشمن بیرونی(استکبار و ظلم) و دشمن درونی(تحریف و انحراف). ما امروز وارث آن کرامتِ مقاوم هستیم؛ کرامتی که دست نوازش بر سر یتیمان میکشد اما در برابر زیادهخواهی مستکبران، قامت خم نمیکند. این کرامت نه به معنای سازش و عقبنشینی، بلکه به معنای حفظ عزت و هویت در برابر هرگونه فشار است. این دهه، یادآور این حقیقت است که تمدن اسلامی، بر پایه عزت و مقاومت بنا شده است.
پناهگاه فکری و معنوی شیعه
پس بیایید در این دهه، از زیر سایه رضوی بیرون نرویم. این سایه نه تنها یک مکان جغرافیایی برای زیارت، بلکه یک پناهگاه فکری و معنوی است. بیایید این خیزش را با «امید» و «ایستادگی» گره بزنیم. امید به آیندهای روشن که در آن، عدالت جهانی برقرار میشود و ایستادگی در برابر تمام موانعی که ما را از رسیدن به آن هدف بازمیدارند. این دهه فرصتی است تا نویدبخش فردایی باشیم که در آن، تمدن اسلامی نه با شعار، که با شمشیر عدالت علوی و مهربانی رضوی بر بلندای تاریخ بدرخشد. این تمدن، تمدنی است که در آن، کرامت انسانی نه تنها یک ارزش، بلکه یک واقعیت جاری در جامعه خواهد بود. اینجاست که در این «دهه کرامت» با خود زمزمه میکنیم: ما ایستادهایم، پس تمدن فردا از آنِ ماست. این ایستادگی، تنها با پیروی از سیره عملی اهلبیت(ع) امکانپذیر است؛ سیرهای که در آن، مقاومت، ستون فقرات کرامت است.
دکتر حمیدرضا بیگدلی،عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم





نظر شما