دکتر جهانشاه صالح، یکی از هفت فرزند میرزاحسنخان مبصرالممالک، در سال ۱۲۸۳هـ.ش، در کاشان متولد شد؛ تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رساند و برای ادامة تحصیل در کالج آمریکایی، به تهران رفت و همچون برادرانش اللهیار و علیپاشا که از درسآموختگان این مدرسه بودند، به تحصیل در کالج آمریکایی پرداخت و تحصیلات عالیه خود را در رشته پزشکی، با تخصص در امراض زنان، در آمریکا پی گرفت. او پس از اخذ مدرک، چند سالی در ایالات متحده به کار طبابت پرداخت. بزرگترین برادر او، عباسقلی خان، از نزدیکان علیاکبر داور در دوران رضاخان بود که هرگز در کمک به دیگر برادران کوتاهی نمیکرد و در برکشیدن آنان نقش مهمی داشت. جهانشاه پس از ورود به ایران، بارتبة دانشیاری وارد دانشکده پزشکی شد؛ ریاست بیمارستان وزیری، ریاست بخش جراحی بیمارستان زنان، ریاست آموزشگاه مامایی از جمله مشاغل اولیه او بود.
ورود به عرصه سیاست
جهانشاه صالح از اواسط دهه ۱۳۲۰، وارد عرصة سیاست شد و در کابینه رزمآرا به وزارت بهداری رسید و این سمت را در کابینه علاء نیز حفظ کرد. او پس از کودتای ۲۸ مرداد، در کابینه نظامی زاهدی، مجدداً وزیر بهداری شد. جهانشاه صالح مدتی نیز وزیر فرهنگ بود و در این پُست، سوی شاه به مأموریتهای ویژه اعزام میشد. او در سال ۱۳۴۴ به ریاست دانشگاه تهران رسید. اما به علت اعتراض گروههای زیادی از دانشجویان، ناچار استعفا داد. جهانشاه، به دلیل تخصص پزشکی و پزشک مخصوص زنان دربار بودن، همواره با شاه، ملکه و ... ارتباط نزدیک داشت. این نزدیکی تا آن حدی بود که طبق برخی از اسناد، «وساطت» وی برای برادرش اللهیار، نزد شاه و مقامات مورد پذیرش واقع شد.
عضویت در لژ فراماسونری
جهانشاه به خاطر تنزل شخصیت و ابتذال فرهنگی درونیاش، در تملقگویی و چاپلوسی همچون دیگر درباریان و تمامی رجال عصر پهلوی بود. عضویت وی در تشکیلات فراماسونری و حضور در کنار افرادی همچون جعفر شریفامامی، استاد اعظم لژ ماسونی، بر بدنامیها و فاش شدن وابستگیهای او افزوده است. هنگامی که صالح به ریاست دانشگاه تهران رسید، تلاش کرد که دانشگاه را با الگوی آمریکایی تطبیق دهد و به همین دلیل بسیاری از استادان را که در برابر این تغییر مقاومت میکردند، بازنشسته کرد. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ماند و سرانجام در دی ماه سال ۱۳۷۶، در ۹۳ سالگی، در تهران درگذشت.





نظر شما