سفر وزیر امور خارجه کشورمان به اسلام آباد برای رایزنی با مقامات این کشور که نقش میانجی و واسط سومین مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا را ایفا میکند پس از چندین روز فشار سنگین سیاسی بر تهران پس از نپذیرفتن و دست رد به دور دوم مذاکرات برای پایان جنگ، یک تاکتیک هوشمندانه بر مبنای تابآوری و پاتک ببه موقع ه بازی کثیف و نمایشی ترامپ برای متهم کردن ایران و تکرار (blame game) بازی سرزنش کردن و متهم جلوه دادن ایران با برچسب عدم تمایل به مذاکره و توافق بود. پاتکی که توپ را به زمین آمریکاییها باز گرداند و سبب شد ترامپ ناگزیر در یک حرکت تبلیغاتی مدعی شود سفر نمایندگان خودش یعنی کوشنر و ویتکوف را به اسلام آباد لغو کرده و گفت که مذاکرات تلفنی هم میتواند انجام شود. این در حالی بود که عباس عراقچی صراحتا پیش از این سفر گفته بود برنامهای برای دیدار و مذاکره با نمایندگان ترامپ ندارد.
ترامپ این پروژه را با همان توییت جنجالی درباره مفاد توافق ایران و آمریکا با کلید واژه موافقت تهران با تحویل اورانیوم خود، بازکردن تنگه هرمز و دریافت نکردن هیچ پولی شروع کرد. این در حالی بود که تهران تنها پس از تحقق شروط اولیه آتش بس پذیرفته بود تنگه هرمز را بر روی کشتیهای تجاری و غیر متخاصم در چارچوب روزهای باقی مانده از آتش بس باز کند.
توییت رئیس جمهور آمریکا قطعا ضربهای مهلک بر آتش بس نیم بند میان ایران و آمریکا بود که به کرات از سوی طرف مقابل مورد تعرض قرار گرفته و شکسته شده بود که تا امروز هم ادامه دارد.
از همان آغاز، نقض سه بند از توافق که مهمترین آن تداوم حمله به مواضع حزب الله . اجرا نکردن آتش بس در لبنان بود، نشان داد ترامپ الگوی رژیم صهیونیستی در بیاعتنایی به توافقات و آتش بسها را بکار گرفته و این مدل با اقدام به محاصره دریایی بنادر ایران در میانه آتش بس با این بهانه که تهران را برای پذیرش توافق زیر فشار بگذارد کامل شد.
واشنگتن در روزهای منتهی به پایان آتش بس دو هفتهای با گذاشتن طرحی ۱۵ بندی روی میز با عنوان بسته آخر و غیر قابل تغییر، با تکرار مطالبات حداکثری ترامپ از یک سو و ایجاد فضای محدودیت و ضرورت زمانی با تهدید به بمبارات و تخریب زیر ساختهای ایران از سوی دیگر و همزمان اجرای یک عملیات رسانهای و تبلیغاتی برای ایجاد اختلاف داخلی و فضای چند قطبی میان ارکان نظام و جریانهای سیاسی با انتشار خبرها و دیتاهای دروغ، مانند اختلاف میان قالیباف مسئول جدید و بلند پایه مذاکرات با مسئولان مدان و فرماندهان سپاه و سپس ادعای استعفا و کنارهگیری او از مدیریت مذاکرات تلاش کرد واکنش چهره ها، ارکان و بخشهای مختلف نظام و میزان انسجام داخلی مسئولان نظام و بازخورد آن در جامعه ایران را بسنجد و احتمالا آنرا متزلزل کند تا در نهایت با ایجاد بنبست در مسیر دیپلماسی، تهران را متهم به ناتوانی در تصمیمگیری و عدم تمایل به توافق کرده و بهانه لازم را برای حمله غیر قانونی به زیر ساختهای ایران و آنچه از بین بردن یک تمدن یا باز گرداندن آن به عصر حجر خوانده بود ،فراهم کند.
فاز اول این پروژه قرار بود با تکرار مدل دور اول مذاکرات در اسلام آباد با حضور جیدی ونس برگزار شود. منابع آمریکایی بارها در آستانه روز آخر آتش بس خبرهای ضد و نقیض از اعزام هیئت آمریکایی به ریاست جی دی ونس به پاکستان مخابره کردند. ترامپ شخصاً نقش محوری در این پروژه رسانهای و تبلیغاتی را بر عهده گرفت و از تغییر تصمیم خود درباره حضور ونس و سطح تیم مذاکره کننده خبر داد.
حتی تیمهای پیش قراول آمریکایی برای انجام امور تشریفاتی و امنیتی هم عازم پاکستان شدند تا ضرب الاجل و شمارش معکوس را برای لحظه خطر را به ایران یادآور شوند. اما تهران با تمانینه و اعصابی پولادین در مقابل این مانورهای فشار صبر اختیار کرد و در تله آمریکاییها قرار نگرفت تا در کمال ناباوری در ثانیه صفر ترامپ وقتی دید ماهی طعمه را گاز نگرفته، یک طرفه و بدون محدودیت آتش بس را به صورت یک طرفه تمدید کند.
پس از این تحولات، حضور مجدد عباس عراقچی در اسلام آباد به دعوت همتای پاکستانی خود و دیدار و رایزنیاش با عاصم منیر رئیس ارتش این کشور و میانجی اصلی مذاکرات و انتقال نظر تهران درباره بسته ۱۵ بندی آمریکاییها با پیوست ایدهها و نظرات تهران، نقشههای ترامپ و تیمش را نقش بر آب کرد.
ایران با اعزام هیئتی در سطح وزیر امور خارجه و نهوعی تنزل سطح رایزنیها، نه ضرب الاجلها و تهدیدهای ترامپ را وقعی نهاد، نه تنگه هرمز را زیر فشار و در سایه نقض آتش بس گشود، نه در تله مذاکره سوری و فریب افتاد و اجازه نداد برای بار سوم از این سوراخ گزیده شود و نه به قول آمریکاییها آخرین بسته شان را بی پاسخ گذاشت.
تهران مقابل مطالبات حداکثری ترامپ عقب نشینی نکرد و در حالی که دست بالا را دارد و پایداری مطلوب خود را نمایان ساخته، حالا سانتر بلندی به میانه زمین حریف انجام داده و توپ را در زمین آمریکاییها جای داده است.
ترامپ هنوز به تهدیدها و مهلت تعیین کردنهایش ادامه میدهد اما نه او، نه کشورهای منطقه که تاوان سنگینی برای جنگ او پرداختهاند و نه جامعه جهانی که از آثار سنگین و وحشتناک اقتصادی بحران امنیتی در تنگه هرمز در حال آسیب دیدن است نمیخواهند آتش جنگ دوباره برافروخته شود.
حالا یا ترامپ قانع می شود که این توپ را پاس بدهد و راه را برای توافقی باز کند یا به اوت بفرستد که تبعاتش را همه متحمل میشوند.





نظر شما