تحولات منطقه

دشت سیستان در شرقی‌ترین نقطه فلات ایران همواره یکی از مناطق کلیدی برای باستان‌شناسان بوده است. جایی که رودخانه هیرمند به آن جان می‌بخشد و سپس با تغییر مسیرش، زندگی را می‌گیرد.

شهر سوخته؛ دفینه اسرارآمیز تمدن‌ باستان / مواریث تاریخی و فرهنگی سیستان در معرض تهدید و تخریب قرار دارد
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

دشت سیستان در شرقی‌ترین نقطه فلات ایران همواره یکی از مناطق کلیدی برای باستان‌شناسان بوده است. جایی که رودخانه هیرمند به آن جان می‌بخشد و سپس با تغییر مسیرش، زندگی را می‌گیرد. این منطقه به دلیل موقعیت ویژه‌اش، پل ارتباطی میان چهار تمدن بزرگ جهان باستان بوده و همین موضوع، آن را به گنجینه‌ای کم‌نظیر تبدیل کرده است.
کاوش‌های علمی در محوطه‌های باستانی سیستان، پرده از رازهای شگفت‌انگیزی برداشته است؛ از سفالینه‌های ظریف گرفته تا اشیای فلزی و گورستان‌هایی که هر کدام داستانی از باورها، خوراک، درمان و تجارت آدمیان را روایت می‌کنند. این یافته‌ها نشان می‌دهند مردمان این سرزمین در گذشته‌های دور، بخشی از شبکه گسترده تبادل فرهنگی و اقتصادی با همسایگان دور و نزدیک خود بوده‌اند.
امروزه این گنجینه‌های تاریخی با تهدیدهای زیادی روبه‌رو هستند؛ از عوامل طبیعی گرفته تا دخالت‌های انسانی و نبود امکانات کافی برای حفاظت. با این حال، کوشش برای نگهداری از این آثار، نه فقط وظیفه متخصصان، که دغدغه همه کسانی است که به ریشه‌ها و هویت تاریخی این سرزمین اهمیت می‌دهند. در ادامه با روح‌الله شیرازی، عضو هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در خصوص قدیمی‌ترین شواهد استقرار انسانی در دشت سیستان، شهر سوخته و کاوش‌های باستان‌شناسی در سیستان و در گورستان‌های باستانی استان به گفت‌وگو نشستیم.

قدیمی‌ترین شواهد استقرار انسانی در دشت سیستان به چه دوره‌ای برمی‌گردد و چه شباهتی با شرایط اقلیمی امروز منطقه دارد؟

قدیمی‌ترین شواهد استقرار دشت سیستان مربوط به دوره مفرغ است و از لحاظ تاریخی حدود ۳هزار و ۵۰۰ سال پیش از میلاد که ۵هزار و ۵۰۰ سال پیش از زمان حال می‌شود تا سال‌های ۲هزار سال پیش از میلاد یعنی حدود ۴هزار سال پیش از حال اینجا استقرار وجود داشته است و می‌توانیم بگوییم مردمان در یک بازه زمانی حدود هزار و ۵۰۰ ساله بدون وقفه در دشت سیستان زندگی می‌کردند.
شواهد باستان‌شناسی و همچنین گیاه‌باستان‌شناسی اشاره به این امر دارد که وضعیت اقلیمی در آن دوره مقداری مناسب‌تر از اکنون بوده است. از نظر میزان بارندگی، رطوبت و آب هم وضعیت بهتری در آن دوره حاکم بوده؛ چراکه تعداد زیادی درخت‌ زبان گنجشک و درخت‌های آب‌دوست وجود داشته که امروزه کمتر در منطقه به چشم می‌خورد. بنابراین می‌توانیم قضاوت کنیم که در این دوره وضعیت بارندگی و رطوبت و آب خیلی بهتر از آن چیزی بوده که در زمان حال وجود دارد.
تمام شواهد باستان‌شناسی مربوط به دوره مفرغ همه از کاوش‌های شهر سوخته است؛ البته به غیر از شهر سوخته، کاوش‌های باستان‌شناسی در چند محوطه اقماری دیگر هم صورت گرفته که آن کاوش‌ها هم مؤید اطلاعاتی است که پیش از این از شهر سوخته می‌دانستیم. شهر سوخته در واقع مهم‌ترین محوطه باستانی این دوره در منطقه سیستان بوده و می‌توانیم بگوییم گهواره فرهنگی سیستان در دوران آغاز تاریخی است و نه تنها گهواره فرهنگی سیستان بوده، بلکه از مهم‌ترین محوطه‌های شهرنشینی در فلات ایران نیز به شمار می‌رود که اگر به عنوان مثال در غرب، محوطه باستانی شوش جایگاه بسیار مهم و برجسته‌ای در خوزستان دارد، در شرق هم شهر سوخته در سیستان چنین جایگاهی دارد.

چه اطلاعاتی درباره تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های باستانی شهر سوخته به ما داده شده و در این شهر چه شواهد مشخصی از تأثیر تغییر مسیر هیرمند بر زندگی مردم بدست آمده است؟

داده‌هایی که از شهر سوخته داریم نشان از آن دارد که در زمان پیدایش شهر سوخته وضعیت به مراتب از آنچه هست، بهتر بوده است. به نظر می‌رسد در اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم پیش از میلاد تغییراتی در جریان رودخانه هیرمند و مسیری که رودخانه ادامه می‌داده افتاده؛ یعنی ۹۰درجه تغییر جهت به سمت شمالی و جنوبی رخ داده که البته در دشت سیستان این امر کاملاً طبیعی است و از این نوع تغییرات در بستر رودخانه زیاد اتفاق می‌افتد چون دشت رسوبی است و رودخانه‌ها ساحل راست خود را فرسایش می‌دهند و به مرور زمان می‌غلتند. این جریان غلتیدن ممکن است یکباره به دلیل اختلاف سطحی که ایجاد می‌شود چند کیلومتر یا چند ده کیلومتر تغییر در بستر رودخانه ایجاد کند. این اتفاق در شهر سوخته و محوطه‌های پیرامونی آن افتاده است.
پس شهر اصلی و روستاهای آن همه به یکباره دچار کم‌آبی و بی‌آبی شدند و پس از این کلاً مدل استقرار و زندگی در منطقه تغییر و مسیر جدیدی را طی کرده است.
در این زمینه شواهد اقلیمی نشان می‌دهد در حدود اواخر هزاره سوم پیش از میلاد ما یک دوره خشک‌تر شدن اقلیم و هوا را داشتیم.

تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی استان بیشتر تحت تأثیر چه تهدیدهایی هستند؟

همه تهدیدهای عمومی مانند سیل، زلزله، تخریب‌های انسانی و فعالیت‌های عمرانی معمولاً محوطه‌های باستانی ایران را تهدید می‌کند و متأسفانه درگیری‌های نظامی و جنگ هم یکی از عوامل اصلی تخریب است. ما در اتفاق‌های اخیر دیدیم نه تنها در منطقه سیستان بلکه در سراسر ایران، بسیاری از محوطه‌های باستانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم دچار آسیب شدند و باید بیشتر زمینه‌های حفاظت از این محوطه‌ها و مواریث فرهنگی را فراهم کنیم.

در کاوش‌های انجام‌ شده مدارکی از ارتباط فرهنگی سیستان با تمدن‌های همسایه پیدا می‌شود؟

بله به فراوانی. بر اساس شواهد باستان‌شناسی در دشت سیستان و مردمان سیستان در دوره مفرغ هزاره سوم پیش از میلاد، بین مردمان بین‌النهرین در غرب یعنی در کشور عراق کنونی و مردمانی که در دشت سند شبه‌قاره هند زندگی می‌کردند، مردمان آسیای مرکزی در ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان و محوطه‌های شمال شبه‌جزیره عربستان و همچنین مردمی که در شبه‌جزیره عمان زندگی می‌کردند ارتباطات به صورت چهارسویه با چهار گوشه جهان وجود داشته است. ارتباطات به صورت غیرمستقیم و تجاری بوده اما در جریان مبادلات تجاری؛ تبادلات فرهنگی، باورها، سنت‌ها، فناوری و آداب و رسوم هم حتماً وجود داشته است.

وضعیت حفاظت از تپه‌های باستانی بلوچستان جنوبی چگونه ارزیابی می‌شود؟

اداره کل میراث فرهنگی استان در حد توان خود سعی در حفاظت و نگهداری از این تپه‌ها دارد، اما به طور کلی تعداد محوطه‌های باستانی در ایران خیلی زیاد بوده و در استان ما هم به همین ترتیب است. به عنوان مثال در سیستان در فضایی با ۴-۳هزار کیلومتر مربع مساحت به تنهایی بیش از هزار و ۶۰۰ محوطه باستانی وجود دارد، یعنی تقریباً در هر ۵/۱ یا ۲ کیلومتر مربع یک محوطه باستانی وجود دارد. هر چند در بلوچستان این مقدار تراکم وجود ندارد ولی باز هم تعداد قابل ملاحظه‌ای است. شاید آنچنان که باید با توجه به شرایط و امکاناتی که وجود دارد نتوان از آن‌ها به خوبی مراقبت کرد، بنابراین باید به این مسئله بیشتر توجه داشت.

آیا بادهای ۱۲۰ روزه سیستان به محوطه‌های باستانی آسیبب فیزیکی وارد می‌کند؟

بله به مرور زمان این اتفاق می‎‌تواند بیفتد چون باد عامل فرساینده تأثیرگذاری است و اگر در مقیاس چند هزار ساله در نظر بگیرید، می‌تواند عامل فرسایش‌دهنده مهمی باشد.

کاوش در گورستان‌های باستانی استان چه اطلاعاتی راجع ‌به معیشت مردمان و رژیم غذایی آنان به ما می‌دهد؟

از آنجا که مردمان آن زمان باور به دنیای پس از مرگ و نیاز به ملزومات داشتند، در داخل قبور مواد غذایی مختلفی را مشاهده می‌کنیم که درون ظرف‌ها همراه آن‌ها دفن شده است. این مواد غذایی طیف متنوعی از جمله گندم، جو و حبوبات، میوه‌هایی مانند انگور و خربزه و ادویه‌جاتی مانند زیره، گشنیز و... را شامل می‌شده است. این شواهد را در گورستان شهر سوخته داریم. همچنین شواهدی از وجود حیوانات به عنوان مصرف غذای گوشتی مانند بره، بزغاله یا ماهی نیز وجود دارد. در مجموع تقریباً مواد غذایی که در آن روزگار استفاده می‌شده، همان چیزهایی است که امروز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مهم‌ترین محوطه‌های اسلامی در استان کدام محوطه‌ها هستند؟

در سیستان، زاهدان کهنه را داریم و محوطه‌های منطقه حوض‌دار و کندر نیز در همان منطقه قرار گرفته‌اند. در بلوچستان در چابهار، تیس را داریم که از بندرهای خیلی شاخص دوره اسلامی هستند. در مجموع در جای‌جای استان آثار فراوان دوره اسلامی وجود دارد ولی این دو شاخص‌ترین آن‌هاست.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha