درباره فواید و معایب هوش مصنوعی و گستردگی شتابناک آن در همه عرصههای زندگی امروزی، حرف و هشدارهای زیادی مطرح شده و روزی نیست که رسانههای جهان بحثی در این باره را منتشر نکنند. درواقع این روزها، بحث منتقدان فناوری نوین با طرفداران و سینه چاکانش بر سر این است که: «هوش مصنوعی در ازای آنچه به بشر میدهد، چه چیزهایی را از او میگیرد؟». هنرمند نقاش، مستندساز و نویسنده معروف آمریکایی «مولی کراباپل» بهتازگی در گاردین مطلبی را منتشر و بهشدت از رویکرد صاحبان و مروجان فناوری هوش مصنوعی در قبال هنر و هنرمندان انتقاد کرده است.
خُرد و خاکشیرمان کردند
خانم «کراباپل» معتقد است امروزه و بهخصوص در سال ۲۰۲۶، به راحتی میتوان فهمید که چرا هوش مصنوعی مولد بد است، آن هم وقتی مدیران عامل شرکتهای هوش مصنوعی مانند ابرشرورها روی صحنه میرقصند و لاف میزنند که محصولاتشان نیاز به کار کردن انسان را از بین خواهند برد. این در حالی است که همه متوجه شدهایم هوش مصنوعی مولد، برای زنده ماندن مراکز دادهاش، آب مایه حیات و انرژیهای دیگر جهان را میبلعد. انرژیای که میلیونها انسان باید برایش کار کنند. چتباتها دارند هر لحظه توهمات روانپریشانه و تمایل به خودکشی را به نوجوانان القا میکنند و مغز کاربران را میخورند. سال ۲۰۲۲ که نخستین بار کپیهایی از آثارم را دیدم به نظرم رسید یک نوجوان نه چندان بااستعداد که آرامبخش هم مصرف کرده آثارم را تقلید کرده است، اما خیلی زود متوجه شدم تولیدکنندگان تصویر هوش مصنوعی تمام آثار من را از اینترنت جمعآوری کرده و به رباتهای خود داده بودند تا به عنوان یک محصول منتشر شوند! البته فقط بر سر آثار من چنین بلایی نیامده بود، بلکه میلیاردها تصویر از اینترنت بدون ذکر منبع، بدون پرداخت غرامت و حتی بدون رضایت جمعآوری شده و در اختیار هوش مصنوعی قرار گرفته بود. من این را بزرگترین سرقت هنری تاریخ تلقی کردم!
اربابان فناوری دقیقاً میدانستند دارند چکار میکنند. آنها مثل همیشه سریع به سمت اهدافی که داشتند حرکت میکردند و در راه رسیدن به آنها همه چیز را میشکستند و خرد و خاکشیر میکردند. یکی از چیزهایی که آنها میشکستند، ما بودیم!
ما نباید وجود میداشتیم
سال ۲۰۲۳ در جشنواره روزنامهنگاری «پروجا» قرار بود در مورد استفاده از هنرم برای مستندسازی رخدادهای جنگی سخنرانی کنم، اما وقتی دیدم مدیران فناوری روی صحنه میروند و درباره اینکه روزنامهنگاری و اتاقهای خبر باید به استفاده از تصاویر و محتواهای تولید شده توسط هوش مصنوعی تن بدهند، سخنرانی میکنند، بخش زیادی از آن حرفهایم را به تهدیدی که شرکتهای هوش مصنوعی مولد برای افراد هنرمند و خلاق ایجاد میکنند، اختصاص دادم. در مورد اینکه چگونه آنها منتقدان خود را احمق و عقبمانده میدانند، صحبت کردم. در مورد اینکه چگونه روایت آنها، استفاده از هوش مصنوعی در همه عرصهها را کاملاً اجتنابناپذیر معرفی میکند، حرف زدم و تأکید کردم فقط در جهانی که همه چیز توسط سیاست، پول و قدرت تعیین میشود، میتوان ادعا کرد این کارها اجتنابناپذیر است.
آن زمان من و «ماریسا مازریا کاتز»- روزنامهنگار- در تلاش برای مبارزه با روایت صنعت فناوری، نامهای سرگشاده منتشر کردیم و در آن درخواست فروتنانهای برای دور نگه داشتن تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی از اتاقهای خبر مطرح کردیم. این نامه هزاران امضا از سراسر جهان را به خود جلب کرد. سایر هنرمندان نیز به روشهای قدرتمندتری به مبارزه پرداختند. در ژانویه ۲۰۲۳، سه تصویرگر علیه شرکتهای پیشرو در تولید تصویر، یعنی Midjourney و Stability AI، شکایتی را مطرح کردند که هنوز در جریان است. سارا اندرسن، کلی مککرنان و کارلا اورتیز همگی شاهد پر شدن اینترنت از کپیهای آثارشان بودند. در شکایت آنها ادعا شده بود این دو شرکت حقوق میلیونها هنرمند را نقض کردهاند.
در سال ۲۰۲۴ «میرا موراتی» مدیر ارشد فناوری OpenAI، در مصاحبهای و در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا میداند هوش مصنوعی چه بلایی بر سر مشاغل خلاقانه و هنرمندانه آورده و خواهد آورد، گفت: شاید این مشاغل اصلاً نباید وجود میداشتند! چنین رویکرد و نگاهی، فقط نشاندهنده دشمنی عمیق نخبگان فناوری با هنر و هنرمندان است. درواقع آنها طبقهای هستند که از تعاملات انسانی، با تمام خوششانسیها، دلخوریها و شادیهایش، دوری میکنند.
سه سال از زمانی که من و ماریسا نامه سرگشادهمان را منتشر کردیم، میگذرد. حالا هوش مصنوعی، صنعت و هنر تصویرسازی را که از قبل هم شکننده بود در هم کوبیده است. بسیاری از همکارانم بیکار شدهاند. بدتر از آن، کارگاههای تصویرسازی سطح مبتدی که هنرمندان جوان زمانی حرفه خود را در آنها میآموختند، نابود شدهاند. همین روند در صنایع خلاق بیشماری در حال وقوع است. ما با آدمکهای دیجیتالی جایگزین شدهایم که بر اساس آثار دزدیده شدهمان آموزش دیدهاند.
فاجعهای که به جهان میفروشند
هوش مصنوعی مولد در گام و نگاه نخست ابزاری برای نظم بخشیدن به کارهاست و در گام بعدی میرود سراغ حذف عامل انسانی از کار و هنر و صنعت، جامعه هم فقط باید به آن عادت کند! این فاجعه دارد به عنوان پیشرفت به جهان فروخته میشود.
در ضمن طرفداران فناوری چون میخواهند مقاومت جامعه و هنرمندان و... را در برابر این توسعه بیرحمانه فناوری، اهریمنی جلوه دهند، ما را متهم میکنند به اینکه مثل «لودیت»ها- کارگران و عوامل صنعت نساجی در زمان انقلاب صنعتی که ماشینهای جدید را عامل بیکاری و بدبختی خود میدانستند- رفتار میکنیم. میگویند «لودیت»ها احمقهای بدوی بودند که ماشینها را خرد میکردند. در حالی که تاریخ داستان متفاوتی را روایت میکند. لودیتها صنعتگران ماهری بودند که برای شیوه زندگی خود علیه کارخانههای شیطانی و کارگاههای نساجی که توسط کودکان نیمهبرده اداره میشدند، میجنگیدند. لودیتها چون از تشکیل اتحادیه منع شده بودند، به عنوان یک تاکتیک اعتراضی ماشینها را خرد میکردند. درنهایت هم در برابر پیشروی اجتنابناپذیر شکست نخوردند، آنها در برابر نیروی فیزیکی شکست خوردند. دولت نیروهای نظامی را فرا خواند و لودیتها یا اعدام شدند یا به مستعمراتی در استرالیا تبعید شدند.
امروزه هم هنرمندان برای سبک زندگیشان میجنگند. سوءاستفادههای نامناسب شرکتهای هوش مصنوعی از هنر ممکن است با رباتهای تصویرسازی که ابتدای مطلب نوشتم، آغاز شده باشد، اما و متأسفانه در همه عرصهها گسترش یافته است. این شامل میلیاردها دلاری میشود که این شرکتها هر ساله هدر میدهند، به کربنی که میسوزانند، به مواد معدنی کمیاب در تراشههایشان، به زمینی که مراکز دادهشان روی آن قرار دارد، به فرهنگ، آموزش، سلامت روان و تخیلات ما. در ازای تمام جهان انسانی و غیرانسانی، اربابان فناوری فقط میتوانند به ما ویرانشهر ارائه دهند. آیندهای که آنها برای ما به تصویر میکشند نه شامل کار هنرمندانه و معنادار است و نه جوامع واقعی. ساکنان این جهان خیالی فقط رباتهایی هستند که با هم پچپچ میکنند و جایی برای ما وجود ندارد!




نظر شما