ولایتعهدی تحمیلی امام رضا(ع)، سنگری برای مقاومسازی جامعه از درون بود. جایی که امام(ع) دیوارهای میان حاکمیت و مردم را فروریخت و شبکه شیعی را در سراسر جغرافیای ایران انسجام بخشید. این حضور تحمیلی، درواقع یک عملیات معکوس بود که در آن، امام(ع) به جای هضم شدن در دستگاه خلافت، دستگاه خلافت را در برابر منطق پدری و رأفت خویش به زانو درآورد.
برای درک این پیچ تاریخی و درسهای آن برای امروز امت، به سراغ حجتالاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی، استاد مبرز تاریخ اسلام رفتهایم. گفتوگوی پیش رو نقشه راهی برای هر زائر است که میخواهد معنای حقیقی مقاومت در سیره رضوی را دریابد.
کودتای عباسی در غبار مرو
حجتالاسلام رفیعی در ابتدای این گفتوگو با ترسیم فضای ملتهب قرن سوم هجری و تحلیل روانشناختی مأمون میگوید: مأمون عباسی با یک کودتای خونین و پس از پنج سال جنگ خانوادگی با برادرش امین، به قدرت رسید و برای مشروعیتبخشی به حکومتی که بنیعباس هم زیر بار آن نمیرفتند، پایتخت را به مرو منتقل کرد. او برای آرام کردن قیامهای علویان و جلب نظر تودهها، طرح فریبکارانه واگذاری خلافت و سپس ولایتعهدی را به امام رضا(ع) پیشنهاد داد.
این کارشناس تاریخ اسلام اضافه میکند: مأمون به دنبال ملی کردن امام بود تا ایشان را شریک جرم سیاستهای خود نشان دهد، اما امام با هوشمندی تمام، شرط عدم دخالت در عزل و نصبها را پیش کشیدند تا امضای ایشان پای جنایات عباسیان نرود. براساس آنچه در کتاب عیون اخبارالرضا(ع) آمده است، امام با پذیرش این منصب تحمیلی، درواقع تریبونی برای معرفی مکتب اهلبیت(ع) در قلب دستگاه دشمن بدست آوردند و تهدید حذف فیزیکی را به فرصت حضور اجتماعی بدل کردند.
منطق سن در برابر فریب
این استاد برجسته حوزه و دانشگاه با اشاره به استدلالهای دقیق امام در مواجهه با مأمون، به نکتهای ظریف در سیره سیاسی ایشان اشاره کرده و میگوید: امام رضا(ع) در پاسخ به اصرار مأمون، از منطق عمر و زمانه استفاده کردند تا به مردم بفهمانند این ولایتعهدی یک نمایش دروغین است. ایشان به مأمون که در دهه چهارم زندگیاش بود فرمودند من ۲۰ سال از تو بزرگترم و طبق روال طبیعی، پیش از تو از دنیا خواهم رفت؛ پس چگونه ولیعهد کسی باشم که خود بعد از او زنده نخواهم ماند؟
دکتر رفیعی اظهار میکند: این سخن امام، تمام بافتههای تبلیغاتی مأمون را که میخواست امام را جانشین خود معرفی کند، پنبه کرد. امام با این موضعگیری، به جامعه پیام دادند حضور ایشان در مرو، نه برای کسب قدرت، بلکه برای حفظ جبهه حق و جلوگیری از فروپاشی شیعیان بر اثر فشارهای امنیتی است. امام با این رفتار، عقلانیت انقلابی را در برابر احساسات زودگذر قرار دادند تا پیروانشان بدانند هر حرکتی در سیره امام، پیوست دقیق الهی دارد.
سفرهای برای تحکیم پیوند امت
این پژوهشگر سیره رضوی در ادامه به پیوند میان ولایتعهدی و مواسات اجتماعی پرداخته و بیان میکند: امام رضا(ع) در مرو، ولایتعهدی را به پایگاهی برای گرهگشایی از کار مردم تبدیل کردند تا نشان دهند قدرت در مکتب آنها، ابزاری برای خدمت است، نه فخرفروشی. ایشان حتی در دربار، با غلامان و افراد معمولی سر یک سفره مینشستند و میفرمودند همه ما بنده خداییم و برتری تنها به تقواست.
استاد رفیعی اضافه میکند: این سیره که در زیارت جامعه کبیره با عبارت «عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» توصیف شده، بزرگترین حرکت مقاومتی در برابر اشرافیت عباسی بود. امام با جدا کردن بهترین بخش غذا برای فقرا پیش از صرف طعام، عملاً به کارگزاران حکومتی درس همدلی میدادند. این مقاومسازی جامعه از درون، سبب شد شیعیان با دیدن رأفت امام، در برابر جنگ شناختی مأمون که قصد داشت امام را دنیاطلب جلوه دهد، مصونیت پیدا کنند و پیوند عاطفیشان با ولایت مستحکمتر شود.
اشراف غیبی بر هسته مقاومت
دکتر رفیعی با تبیین جایگاه علمی و معنوی امام به عنوان پشتوانه حرکتهای اجتماعی میگوید: امام رضا(ع) در مسیر سفر تحمیلی از مدینه تا مرو، شبکهای انسانی از مؤمنان ساختند که تا قرنها بعد، ستون فقرات تشیع در ایران شد. داستان حضور امام در تشییع جنازهای در توس و شناختن آن فرد به اسم و رسم، نشاندهنده این حقیقت است که امام حتی در سختترین شرایط سیاسی، از احوال تکتک اعضای جبهه مقاومت باخبر است.
این استاد تاریخ اسلام میافزاید: وقتی همراه امام با شگفتی پرسید شما چگونه این مردم را میشناسید، امام فرمودند: ما شیعیانمان را در سراسر دنیا میشناسیم و هرگز آنها را تنها نمیگذاریم. این آگاهی غیبی که ریشه در علم لدنی دارد، همانگونه که در سوره نمل(آیه ۱۶: عُلّمْنَا مَنْطقَ الطَّیْر) درباره حضرت سلیمان(ع) آمده، در سیره رضوی برای امیدآفرینی در دل نیروهای مؤمن به کار گرفته میشد تا بدانند در مسیر مبارزه، تحت حمایت کامل حجت خدا هستند.
ریلگذاری نوین در زیست مؤمنانه
این محقق دینی با نقد نگاههای تکبعدی به دین، به تبیین الگوی تعادل در سیره امام رضا(ع) پرداخته و میگوید: امام با حضور فعال در متن جامعه و پذیرش مسئولیتهای اجتماعی، با تفکر رهبانیت و گوشهنشینی مبارزه کردند. ایشان در حدیثی تکاندهنده فرمودند «لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه»؛ یعنی کسی که به بهانه دین، کار و تلاش دنیا را رها کند، یا به خاطر دنیا، دینش را بفروشد، از ما نیست.
وی اضافه میکند: امام رضا(ع) دین و دنیا را مانند دو خط ریل راهآهن میدیدند که باید با هم حرکت کنند تا قطار سعادت جامعه به مقصد برسد. ایشان با این منطق، شیعیان را به سمتی هدایت کردند که در عین پارسایی، در متن تحولات سیاسی و اقتصادی حضور داشته باشند. این الگوی صبر فعال، دقیقاً همان چیزی بود که مأمون از آن هراس داشت؛ چرا که امام با این روش، مؤمنانی تربیت میکرد که هم اهل محراب بودند و هم اهل میدان و این یعنی شکست پروژه استحاله فرهنگی خلافت.
منشور همبستگی در عصر فتنه
حجتالاسلام رفیعی در ادامه با بازخوانی توصیههای امام به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، آن را منشور صیانت از جبهه داخلی در برابر تهدیدات نرم میداند و بیان میکند: امام در این نامه تاریخی که در کتاب «الاختصاص» (شیخ مفید، صفحه ۲۴۷) آمده، به شیعیان دستور دادند شیطان را بر خود مسلط نکنند و از تخریب یکدیگر بپرهیزند. ایشان تأکید کردند «صدق الحدیث»(راستگویی) و «اداء الامانه»(امانتداری) دو رکن اصلی هر فعالیت انقلابی و اجتماعی است. این کارشناس تاریخ اسلام اضافه میکند: امام رضا(ع) بهخوبی میدانستند اگر جبهه داخلی دچار دروغ، خیانت و تفرقه شود، حتی با وجود امام هم شکست خواهد خورد. لذا مواسات را از سطح مالی به سطح «آبرویی» ارتقا دادند و فرمودند شیعیان نباید آبروی یکدیگر را بریزند. این همدلی همهجانبه سبب شد جبهه مقاومت در برابر توطئههای مأمون که به دنبال ایجاد شکاف میان یاران امام بود، مانند بنیانی مرصوص(سوره صف، آیه ۴) مستحکم بماند.
رسوایی مأمون در فرجام راه
این استاد مبرز تاریخ با تحلیل لحظات پایانی عمر امام و تأثیر شهادت ایشان بر افکار عمومی میگوید: مأمون تصور میکرد با زهر جفا میتواند پرونده حضور امام را ببندد، اما شهادت مظلومانه امام رضا(ع) آخرین ضربه بر پیکر مشروعیت خلافت عباسی بود. امام با جانفشانی خود ثابت کردند پذیرش ولایتعهدی نه از روی دنیاطلبی، بلکه یک هجرت مجاهدانه برای افشای چهره واقعی طاغوت بوده است.
وی اضافه میکند: واکنش میلیونها زائر که امروز به عشق ایشان به مشهد میآیند، نشاندهنده پیروزی نهایی منطق مقاومت بر منطق مکر است. ایشان با شهادت خود، نقاب شیعهنمایی مأمون را دریدند و جریانی را آغاز کردند که در آن، هر شهید به قطبی برای انسجام امت تبدیل میشود. این همان آیندهنگری استراتژیک امام بود که ایران را به پایگاه ابدی محبان اهلبیت(ع) و کانون بیداری اسلامی بدل ساخت.
تکلیف زائر در صحن مقاومت
این کارشناس دینی وظیفه امروز زائران رضوی را در قبال این سیره تبیین کرده و میگوید: زیارت امام رضا(ع) باید به معنای تجدید بیعت با راه مقاومت باشد. کسی که به زیارت میآید، باید از امام بیاموزد چگونه در برابر فشار دشمن، نه تنها تسلیم نشود، بلکه با مواسات و صداقت، اطرافیان خود را تقویت کند. امروز که دشمن با جنگ ترکیبی به دنبال ناامید کردن جوانان است، سیره رضوی به ما میگوید از کمی نفرات نهراسیم و با تکیه بر ایمان آگاهانه و عمل صالح(سوره عصر) تهدیدها را به فرصت پیشرفت تبدیل کنیم. امام رضا(ع) به ما آموختند حتی در قلب حکومت ظالم هم میتوان شبکه حق را گسترش داد، به شرطی که تقوا و تعادل سرلوحه باشد.
دکتر رفیعی در پایان خاطرنشان میکند: هر قدم در این حرم، باید گامی هوشمندانه به سوی قویتر شدن جبهه داخلی امت باشد تا به معنای واقعی، زائر امام مقاوم باشیم و این سیره را در رگهای زندگی روزمره جاری کنیم؛ چرا که مقاومت، پیش از آنکه یک شعار باشد، سبک زندگی عزتمندی است که از چشمه رأفت رضوی سیراب شده و در پیوند میان فداکاری و بصیرت، معنا مییابد.






نظر شما