تحولات منطقه

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۴
کد مطلب: ۱۱۴۴۹۲۰

عشق به امام رضا(ع) فاصله نمی‌شناسد. نمونه بارز این جمله هم وصف حال یکی از خادمان بی‌ریای امام هشتم(ع) است که از هزار و ۶۳۸ کیلومتر آن طرف‌تر و برای خدمت به زائران آقا، ۶ سال است همزمان با دهه کرامت قدم در جاده عاشقی می‌گذارد.

روایت‌هایی از دلدادگی موکب داران
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

موکب‌داری از حرم تا حرم

عشق به امام رضا(ع) فاصله نمی‌شناسد. نمونه بارز این جمله هم وصف حال یکی از خادمان بی‌ریای امام هشتم(ع)، سید احمد حسینی مفرد است که از هزار و ۶۳۸ کیلومتر آن طرف‌تر و برای خدمت به زائران آقا، ۶ سال است همزمان با دهه کرامت قدم در جاده عاشقی می‌گذارد و راهی مشهدالرضا(ع) می‌شود. خدمت سید احمد سی و چهار ساله به زائران اهل بیت(ع) مرز ندارد و این هموطن اهل روستای تلخو در شهرستان دشتی استان بوشهر، ایام اربعین هم خودش را به مشایه می‌رساند تا خدمتگزار زائران سیدالشهدا(ع) در عراق باشد.

۱۲ نفراز دوستان و همشهری‌های آقای حسینی مفرد برای سالروز ولادت امام مهربانی‌ها با او همراه شده‌اند و در این عشق‌بازی ۶ساله با سید احمد همقدم بوده‌اند. آن‌ها عاشقانی هستند که منتظر کمک دیگران نمانده‌اند و هر ماه درصدی از حقوقشان را برای هزینه‌های موکب کنار می‌گذارند و با خودرو شخصی همه وسایلشان را به مشهد می‌آورند. یخ در بهشت و بستنی هم بضاعتی است که برای زائران حضرت فراهم کرده اند.

خودش می‌گوید عشق و ارادت به امام رضا(ع) او را به اینجا رسانده و اصلاً ایده موکب برای سالروز ولادت آقا از آنجا آمده که از زائران مشهد شنیده «اینجا مثل عراق از زائران پذیرایی چندانی نمی‌شود». برای همین سال نخست با سه نفر از دوستانش به مشهد می‌آید و موکب را برپا می‌کند.

سید احمد همسرش را بزرگ‌ترین مشوق در این مسیر می‌داند. خانواده‌ او در صف نخست خدمت‌رسانی هستند. هر چند امسال به دلیل درس بچه‌ها همسرش به مشهد نیامده؛ اما در شهر خودشان در شب‌های مقاومت و میدان‌داری خیابانی با برپایی موکب، خادم همشهریانشان بوده‌ است.

سختی‌ برای او معنا ندارد و معتقد است «امام رضا(ع) خودش همه چیز را جور می‌کند». همان‌طور که سال گذشته انتقال مکان موکبشان به میدان بسیج و دوری از حرم مطهر آن‌قدر کارها را برایشان سخت کرد که تصمیم گرفتند موکب نزنند و به بوشهر برگردند؛ اما داستان از آنجا متفاوت شد که موقع رد شدن از جلو مهدیه مشهد، شماره تماس مسئولش را پیدا می‌کنند و از او می‌خواهند موکبشان را به آنجا منتقل کنند؛ البته ابتدا جواب منفی می‌گیرند؛ اما فردا شب پس از زیارت آقا و پیش از اینکه راهی دیار خودشان شوند، تلفنشان زنگ می‌خورد و خبر موافقت با درخواستشان را به آن‌ها می‌دهند.

۴۰ سال عاشقی درب خانه امام رئوف (ع)

در قصه عاشقی فرقی نمی‌کند از کدام دیار یا چند ساله باشی. مجنون که باشی، راه خانه لیلی را پیدا می‌کنی؛ این جمله‌ای است که می‌شود برای شرح حال حاج مقصود ایرانمنش به زبان آورد. شاید بپرسید چرا مجنون می‌خوانمش؟ چون حاج مقصود تبریزی قصه ما بیش از ۴۰ سال در مسیر عاشقی موکب‌دار امام رئوف(ع) بوده است. حاج آقای شصت و یک ساله قصه ما تا چهار سال پیش فقط در دهه پایانی ماه صفر موکب می‌زد؛ اما برای چهارمین سال پیاپی با همراهی خیرانی از سراسر ایران در سالروز ولادت امام رضا(ع) موکبی را با کمک ۵۰ نفر از هموطنان تبریزی خانم و آقا برای اطعام زائران در شب ولادت حضرت در خیابان امام رضا(ع) برپا می‌کند. هرکس با هر شغل و سنی برای کمک می‌آید؛ از نوجوان، سالمند و بازاری گرفته تا صادرکننده در این موکب آماده خدمت‌رسانی در راه ضامن آهو(ع) هستند.

البته مرام خدمتگزاری در خانواده آقای ایرانمنش یک مرام موروثی است تا جایی که خانواده‌اش همراه با او برای کمک حاضرند و برادرش هم هر سال همزمان با دهه آخر صفر در جاده سرخس موکب برپا می‌کند. بنا به گفته خودش اگر همراهی خانواده نبود، نمی‌توانست این همه سال نوکر اهل بیت(ع) باشد.

عنایت امام هشتم(ع) به خادمانش را بی‌انتها می‌داند. برای اثبات این ادعا به شفای یکی از خادمان موکب آذربایجانی‌های مقیم مشهد اشاره می‌کند؛ شخصی که غده سرطانی داخل شکمش داشته؛ اما بنا به گفته حاج مقصود زیر پرچم امام رضا(ع) و به لطف اهل بیت(ع) درمان شده است. داستان زوجی را که سال‌ها از نعمت فرزند بی‌بهره بودند و به واسطه خدمت به زائران آقا، بچه‌دار شدند هم روایت می‌کند. خودش می‌گوید در این سال‎ها آن‌قدر این عنایت‌ها را دیده که تعدادشان را به یاد ندارد.

این پیرغلام آقا(ع) در این مسیر ۴۰ ساله عاشقی هیچ خستگی احساس نکرده؛ اما از سختی‌های مسیر کمی گلایه دارد و از من می‌خواهد این را بنویسم که اوضاع حال حاضر، خدمت‌رسانی را کمی سخت‌تر از گذشته کرده است. هرچند با وجود همه این سختی‌ها عنایت امام رضا(ع) این موکب را برای مدت طولانی سرپا نگه داشته؛ اما عاشقان اهل بیت(ع) باید همت کنند تا بتوانند این پرچم را تا عید غدیر و مراسم تشییع رهبر معظم انقلاب سرپا نگه دارند.

موکب بچه محله‌های امام رضا (ع)

نمی‌شود مشهدی باشی و بچه محله امام رضا(ع) و در روزهای منتهی به تولد آقا آرام بگیری. سید مجید حسینی یکی از جوانان بامرام مشهدی است که با کمک ۱۳ نفر از دوستانش چهارمین سالی است که بدون وقفه همزمان با سالروز ولادت شاه خراسان و ایام دهه آخر صفر موکب‌داری می‌کند.

روایت خدمت این عاشق بیست و شش ساله امام رئوف(ع) با برپایی موکب در محله‌ طلاب و سیدی شروع شده و امسال دومین سالی است که رفته‌رفته با بیشتر شدن همراهانش و خادمان موکبشان برای خدمت به زائران به خیابان امام رضا(ع) می‌آیند. موکب را با کمک‌های مردمی و هزینه شخصی راه می‌اندازند و امسال هم با هندوانه و ساندویچ پذیرای زائران و مجاوران بارگاه رضوی هستند.

ارادت و حاجت‌روایی با کرامت امام رضا(ع) دلیلی است که موجب شد سید مجید مشهدی و دوستانش تصمیم به برپایی موکب در این ایام و به نام آقا(ع) بگیرند و به قول خودش چون همه بچه‌های موکبشان به نوعی خود را مدیون امام رضا(ع) می‌دانند، پای کار آمده‌اند و دست به دست هم داده و در ایام ولادت و شهادت آقا(ع) پرچم اسلام و شیعه را برپا نگه داشته‌اند.

او می‌گوید از آن دست داستان‌های امام رضایی که خادمان حرم مطهر تعریف می‌کنند، ندارد؛ اما به‌عنوان همسایه و بچه محله امام رضا(ع) هر چیزی که خودش یا دوستانش به صورت زبانی از آقا(ع) خواسته‌اند، برآورده شده است. ماجرایی که از سال گذشته در ذهن همه بچه‌های موکب به‌عنوان یک اتفاق خاص ماندگار شده، حضور یک پیرزن جلو موکبشان است که برای آن‌ها دعای خیر کرده و قدردان زحماتشان بوده است. برای آن‌ها رفتار این خانم و اینکه این‌طور از آن‌ها تشکر کرده، یکی از دلایلی است که سبب شده به درستی راهشان بیشتر از گذشته ایمان پیدا کنند.

این خادم جوان مشهدی این امر را که هر سال تعداد نفرات بیشتری برای کمک کردن در برپایی موکب می‌آیند، دلیل رفع خستگی خودش و بقیه بچه‌ها ذکر می‌کند و به نظرش همین خستگی‌ناپذیر بودن سبب شده کار آن‌ها به چهار سال موکب‌داری برسد.

سید مجید عامل تقویت‌کننده انگیزه خودش و جوانان دیگر موکب را این‌طور شرح می‌دهد: «همین که مردم برای کمک کردن به ما می‌آیند، انگیزه‌ای برای ادامه این راه شده است».

ارادتی که به موکب‌داری ختم نمی‌شود

۱۳ سال خادمی در راه اهل بیت(ع)، داستان یکی از جوانان امام رضایی مشهدالرضا(ع) است. مصطفی جمشیدیان همان دلداده امام رضایی است که از ۲۲ سالگی قدم در این راه گذاشته است.

این خادم سی و پنج ساله آقا اتفاقاً تولیدکننده پوشاک و پدر سه فرزند هم هست. آقا مصطفی از همان دوران نوجوانی‌اش در ردیف دلدادگانی بود که با همان سن کم و دست‌های خالی شروع به پرچم‌داری اهل بیت(ع) کرده است.

خودش تنها دلداده امام هشتم(ع) نیست و در شب ولادت امام مهربانی‌ها برای موکب‌داری در راه امام رضا(ع) ۵۵ نفر دیگر هم به او کمک می‌کنند. هر کسی و با هر سن و سالی همراه او است؛ از نوجوان‌های زیر ۱۳ سال گرفته تا جوانان هم‌سن خودش پای کار آمده‌اند. موکبشان هم عمومی است و هر کس هر کاری بتواند، انجام می‌دهد و در تمام مراسم‌های آیینی، میزبان زائران آقا علی‌بن موسی‌الرضا(ع) هستند.

ضامن آهو(ع) با عنایت‌های گاه و بی‌گاهی که دیدنشان تلنگری برای این همشهری بامرام مشهدی بوده، موجب شده به دل مصطفی بیفتد که موکب را راه‌اندازی کنند. البته در مسیر ۱۳ساله خدمت به زائران آقا(ع) خودش و همراهانش قصه‌های مختلفی از این عنایت‌ها را به چشم دیده‌اند؛ یک مورد آن طبق روایت این موکب‌دار مشهدی مربوط به سه سال پیش و دهه آخر صفر است که موکب آن‌ها سبب شد یک نفر بانی آزادی سه زندانی شود و مواردی هم از شفا گرفتن میان خادمان موکب را به یاد دارد که این افراد به لطف و عنایت امام رئوف(ع) سلامتی‌شان را دوباره بدست آوردند.

جمشیدیان معتقد است آن‌قدر اهل بیت(ع) خانواده با کرمی‌اند که مشکلات و سختی‌هایی که اغلب هم مالی هستند، درِ خانه آن‌ها به سرعت رفع می‌شود. آرزوی همیشگی‌اش این است که اهل بیت(ع) او را از خودشان جدا نکنند. ارادت مصطفی و دوستانش به همین موکب‌داری ختم نمی‌شود. آن‌ها یک درصد از درآمدشان را صرف امام زمان(عج) و کارهای فرهنگی در این راه کرده‌اند و کمک‌های مردمی هم جسته و گریخته به یاری آن‌ها آمده است.

بچه محله امام رضا(ع) درخواستش از کسانی که از راه اهل بیت(ع) دور شده‌اند، این است که حتماً در تصمیمشان تجدیدنظر کنند؛ چون دور شدن از آن‌ها، گم شدن در تاریکی و توسل به آن‌ها، راه رسیدن به نور است.

۱۲ خانواده و یک موکب برای عرض ارادت به امام رضا جان(ع)

یکی از محاسن این ایام همین است که به مردم نشان می‌دهد برای حرکت در مسیر ولایت فقط قدم برداشتن کافی است و لازم نیست منتظر جور شدن شرایط و رسیدن چیزهای خوب ماند. نمونه این موضوع، روایت آقای علی باقی از موکب‌دارانی است که هشت سال است برای رضایت اهل بیت(ع) کار می‌کند. او و همه ۱۲ خانواده‌ای که برای کمک در این موکب می‌آیند، جدا از این مراسم‌ها، هر شب جمعه برنامه‌های فرهنگی در خیابان‌های منتهی به حرم مطهر دارند.

«موکب چایخانه سلام» ابتدا به وسیله یک هیئت خانوادگی پایه‌گذاری شد و همه آنچه در آن انجام می‌شود؛ از بازی بچه‌ها تا پذیرایی را همین ۱۲ خانواده برنامه‌ریزی می‌کنند.

هر کس در این مسیر قدم گذاشته، قصه‌ای دارد. علی آقای موکب چایخانه سلام هم داستانی خاص و پررنگ در مورد عنایت حضرت رضا(ع) به زائرانش را به یاد دارد. برایش این ماجرا آن‌قدر پررنگ است که روایت آن را با اشک و بغض تعریف می‌کند. ماجرا برمی‌گردد به یک شب سرد در موکب که همه خادمان حاضر در آنجا مشغول پختن نیمرو و ساندویچ کردن آن برای توزیع میان زائران بودند. آقایی با لباس‌های شیک و فاخر جلو می‌آید و تعریف می‌کند که زائر است، کیف پولش را زده‌اند و الان پولی برای برگشت به تهران ندارد و منتظر است برایش پول واریزکنند.

این آقا توضیح می‌دهد که موقع خروج از حرم مطهر به امام رضا(ع) گفته پولی برای خریدن سوغات برای خانواده‌اش ندارد و تنها درخواستش از امام مهربانی‌ها این بوده که او را دست خالی برنگرداند. در همان حال یک رهگذر را با ظرف تخم‌مرغ در دستش می‌بیند و مسیرش به موکب آقای باقی و خانواده‌های دیگر می‌افتد. این زائر امام رضا جان نه تنها امیدش ناامید نمی‌شود؛ بلکه همین ماجرا آغاز یک آشنایی چند ساله شده و هنوز هم آن آقا با خانواده باقی در تماس است و به موکب چایخانه سلام هم کمک می‌کند.

«به مو می‌رسد؛ اما پاره نمی‌شود» درست حکایت سختی‌هایی است که باقی از آن‌ها صحبت می‌کند؛ اما اعتقاد دارد این خود امام رضا(ع) است که گره‎ها را می‌گشاید و در دقیقه۹۰، آقا دست به کار شده و کارها را ردیف می‌کند. فقط باید به آدم درستش که اهل بیت(ع) هستند، امید بست تا ناامید نشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha