تقابل پاریسنژرمن و بایرنمونیخ که با نتیجه ۵-۴ به پایان رسید، یک نمایش ورزشی خیرهکننده بود؛ از آن دست چیزهایی که یکبار آن را میبینی و دیگر هرگز فراموش نمیکنی. این بازی سرشار از حملات بیوقفه و رفتوبرگشتهای هیجانانگیزی بود که بیشک هر هوادار فوتبالی آرزوی تماشای آن را دارد.
تاریخسازی
ثبت ۹ گل در یک بازی، این مسابقه را به پرگلترین نیمهنهایی تاریخ لیگ قهرمانان تبدیل کرد. همچنین پنج گل در نیمه نخست هم خود یک رکورد محسوب میشود. اگر این دو تیم در بازی برگشت چهارشنبه آینده پنج گل دیگر بزنند، رکورد بیشترین گل در مجموع دو بازی رفتوبرگشت نیمهنهایی تاریخ را خواهند شکست. حتی مربیان دو تیم یعنی انریکه و کمپانی نمیتوانستند آنچه را که با چشمان خود دیدهاند باور کنند.
دو تیم هجومی و بیرحم
این تقابل دو تیمی بود که در اوج قدرت خود بودند. با بهترین ترکیبهای ممکن وارد زمین شدند و به دلیل شرایطشان در لیگهای داخلی شادابی و سرزندگی خاصی داشتند که شاید تیمهای دیگر در این مقطع از فصل نداشته باشند. با این حال، آنچه بازی را چنین لذتبخش کرد، نگرش آنها بود. هر دو تیم با خودباوری و شجاعت تمام به مصاف هم رفتند و آگاهانه ریسکِ باز گذاشتن خط دفاعی را به جان خریدند تا فقط حمله کنند. فوتبال دقیقاً باید همینگونه بازی شود، حتی اگر هر دو تیم گاهی بیش از حد بیمحابا عمل میکردند.
صحنههای زیبای فوتبالی در طول شب با سرعتی نفسگیر تکرار میشد. آنقدر اتفاقها زیاد بود که پخشکنندههای تلویزیونی برخی موقعیتها را از دست میدادند چون مشغول پخش تکرار صحنه چند ثانیه قبل بودند.
اولیسه و کواراتسخلیا رؤیایی بودند
مایکل اولیسه با نمایشی درخشان در یکی از بزرگترین صحنههای فوتبال جهان، به صعود خود به قلههای فوتبال ادامه داد. بهویژه در نیمه نخست، این بازیکن فرانسوی مانند یک اسکیباز رشته مارپیچ، مدافعان پیاسجی را یکی پس از دیگری محو میکرد. گل او که بازی را ۲-۲ مساوی کرد، فوقالعاده بود؛ در حالی که توسط سه بازیکن محاصره شده بود، با ضربهای ناگهانی دروازهبان حریف را غافلگیر کرد. درخشش او تا پایان شب ادامه داشت و به نظر میرسد جام جهانی امسال میتواند جولانگاه او باشد. تنها بازیکنی که میتوانست با اولیسه رقابت کند، خویچا کواراتسخلیا بود که دو گل برای پیاسجی زد و عملکرد خیرهکنندهای در کنارهها به نمایش گذاشت. گل اول او، باوجود دفاع ضعیف استانیشیچ، با برشی به داخل و ضربهای دقیق به گوشه دروازه، بینظیر بود.
جنجال داوری
البته جنجالِ ویایآر هرگز خوشایند نیست، اما پنالتی پیاسجی برای پیش افتادن با نتیجه ۳-۲، لحظه پرتنشی بود و هر بازی بزرگی به یکی از این لحظات نیاز دارد. البته باید صادقانه بگوییم که تصمیم داور واقعاً مضحک بود.
فوتبال پلیاستیشنی واقعیت دارد
این بازی الگوی کاملی بود از اینکه باشگاههای ثروتمند اروپایی چگونه باید تیمهای خود را بسازند. باید از هر دو مربی بابت چیدمانی که از مهارتهای فوقالعاده مهاجمانشان بهره میبرد، تقدیر کرد. این بازی در بالاترین سطح ممکن از نظر جاهطلبی، استایل، سرعت و تکنیک بود و حس و حال «فوتبال پلیاستیشنی» داشت.
موقعیتسوزیهای عجیب توسط بازیکنان بزرگ
آمار بازی دقت بالا در ضربات آخر را نشان میدهد، به طوری که پیاسجی از پنج شوت در چارچوب، پنج گل و بایرن از هشت شوت در چارچوب، چهار گل به ثمر رساند. اما با این حال، اشتباههای زیادی هم وجود داشت و همین نقصهای کوچک است که شما را مجذوب نگه میدارد. موقعیتسوزی دمبله در حالی که یک-یک بودند و با دروازهبان تکبهتک شده بود، بدترینِ آنها بود. با توجه به فرصتهایی که هدر رفت، نتیجه بازی میتوانست ۷-۶ باشد.
پادزهری برای لیگ برتر خستهکننده
وقتی این بازی را تماشا میکردید نمیتوانستید به این قضیه فکر نکنید که در حال حاضر هیچ رقابتی در لیگ برتر انگلیس وجود ندارد که بتواند کیفیتی نزدیک به این مسابقه ارائه دهد. خبری از اوتهای بلند نبود و با اینکه هری کین یک پنالتی را گل کرد، تنها یک گل از روی نقطه کرنر به ثمر رسید.
صدای کر کننده پارک دو پرنس
یک بازی بزرگ به فضایی بزرگ نیاز دارد و ورزشگاه قدیمی و معروف پاریس، فراتر از انتظار ظاهر شد. از طرحهای موزائیکی عظیم قبل از بازی گرفته تا مشعلهای قرمزی که پس از گلهای پیاسجی سکوها را شعلهور میکرد، همه چیز در یک اتمسفر رعدآسا اتفاق افتاد. اولتراهای پیاسجی و هواداران بایرن کل شب را آواز خواندند و بیشک هفته آینده، مونیخ هم همینقدر پرصدا خواهد بود.
۹۰ دقیقه (یا بیشتر) دست نخورده
شاید برخی فکر کنند این بازی باید فینال میبود، اما مطمئناً در یک بازی تکحذفی در زمین بیطرف، تیمها اینقدر بیمحابا بازی نمیکنند. خوشبختانه، ما دستکم ۹۰ دقیقه دیگر از تقابل پیاسجی و بایرن را چهارشنبه آینده خواهیم داشت. برای آن روز هیچ برنامه دیگری نریزید!





نظر شما