پهنه آبی جنوب ایران که از سپیدهدم تاریخ با نام خلیجفارس شناخته میشود، فقط یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه نقطه تلاقی منافع جهانی، شاهرگ اقتصاد بینالملل و عرصهای است که تداوم حیات سیاسی و اقتصادی ایران همواره به امنیت آن گره خورده است. تاریخ خلیجفارس برخلاف نگاههای آرمانگرایانه، تاریخی مملو از نبردهای سخت، رقابت بر سر منابع و تلاش برای بقاست. در این میان، حق تاریخی ایران و جانفشانی ایرانیان برای پاسداری از این مرز آبی، واقعیتی غیرقابلانکار در معادلات قدرت جهانی به شمار میرود؛ واقعیتی که امروز نیز در مقابل چشم جهانیان قرار دارد و فرزندان ایران را برای دفاع و پاسداری از یک حق چند هزار ساله به میدان آورده است. مردم ایران در طول تاریخ، بیهیچ شک و شبههای، حافظ امنیت این بخش از جغرافیای جهان بودهاند. در صفحات زرین تاریخ ایرانی، نامهای بزرگی دیده میشود که از این خطه یا برای این منطقه، جانفشانیها کردهاند؛ از امامقلیخان تا رئیسعلی دلواری و در روزگار ما، شهید سرافراز، دریادار علیرضا تنگسیری. امروز، ۱۰ اردیبهشت، در تقویم ملی ما، روز ملی خلیجفارس است؛ روزی که در حافظه تاریخی ایرانیان، با پیروزی بزرگ سپاهیان ایران در جنگ سرنوشتساز هرمز گره خورده است، روز بزرگی که بخشی از غرور ملی ایرانی را تشکیل میدهد و حس وطندوستی را در وجود فرزندان این مرز و بوم مضاعف میکند. به همین بهانه، در نوشتاری که پیش رو دارید، از جایگاه خلیجفارس و موقعیت راهبردی و البته تاریخ پرفراز و نشیب آن نوشتهام.
تاریخ تحولساز؛ از جاده ابریشم دریایی تا هژمونی انرژی
اهمیت خلیجفارس پیش از آنکه سیاسی باشد، ریشه در واقعیتهای پیچیده جغرافیایی دارد. این پهنه آبی از هزاران سال پیش نقطه اتصال تمدنهای شرق و غرب بوده است. در دوران باستان، تجارت میان بینالنهرین و تمدن ایلام با دره سند و تمدنهای حاشیه خلیجفارس، از طریق همین آبراه انجام میشد. بعدها این مسیر به بخش مهمی از جاده ابریشم دریایی تبدیل شدکه کالاهای هند و چین را به بازارهای امپراتوری روم و پس از آن، اروپا میرساند. با ورود به قرن بیستم و کشف منابع عظیم نفت و گاز، معادله قدرت در این منطقه دگرگون و خلیجفارس و تنگه هرمز به مرکز ثقل انرژی جهان و نقطه آسیبپذیر اقتصاد دولتهای صنعتی تبدیل شد. موقعیت راهبردی این خلیج موجب شد قدرتهای جهانی برای کنترل آن وارد رقابتهای پیچیدهای شوند. واقعیت این است که امنیت اقتصاد جهانی امروز بهطور مستقیم به آرامش و توازن قوا در خلیجفارس وابسته است و همین مسئله سبب میشود امپریالیسم جهانی درصدد در اختیار داشتن کنترل این منطقه بسیار راهبردی باشد.
استواری یک نام
تثبیت نام خلیجفارس در حافظه تاریخی بشر، نه یک ادعای هویتی، بلکه مبتنی بر اسناد متقن جغرافیایی و تاریخی است. در متون یونان باستان، «فلاویوس آریانوس» مورخ قرن دوم میلادی، با تکیه بر یادداشتهای سفر «نئارخوس» دریاسالار مقدونی، دریای مجاور پارس را با نام «پرسیکوس کایوتاس» (خلیجفارس) ثبت کرده است. استرابون، جغرافیدان بزرگ یونانی و کلودیوس بطلمیوس نیز در نقشههای خود همین نام را به کار بردهاند. در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، جغرافیدانان برجسته، بدون هیچ اختلافی، این پهنه را بحر فارس نامیدهاند. «ابنخردادبه» در کتاب «المسالک و الممالک» که از نخستین آثار جغرافیایی جهان اسلام است، این نام را به کار برده است. «اصطخری» در «مسالک الممالک» و «ابوالحسن علی بن حسین مسعودی» در «مروج الذهب و معادن الجوهر» بهتفصیل مرزهای بحر فارس را شرح دادهاند. مسعودی در اثر خود مینویسد: «از دریای زَنگ، خلیج دیگری منشعب میشود که دریای فارس است و به دیار اُبُلَّه و خشبات و آبادان میرسد و عرض آن در وسط پانصد میل است» و میافزاید که «در این دریا جزایر بسیار است، چون جزیره خارک... این دریا همان خلیجفارس است و به نام دریای فارس معروف است که سواحل آن را بحرین و فارس و کرمان و عمان تا رأس الجمحمه برشمردیم. میان خلیجفارس و خلیج قُلزم (دریای سرخ) اُبُلَّه و حجاز و یمن فاصله است و فاصله دو خلیج یک هزار و پانصد میل است». این تواتر مستمر در منابع شرقی و غربی نشاندهنده اصالت این نام و پذیرش جهانی آن در طول هزاران سال است. موضوعی که در دهههای اخیر، جمعی روی ناشسته و تازه به دوران رسیده از شهرهای جنوب خلیجفارس، با حمایت حامیان غربی خود، سعی در تحریف آن دارند و البته به قول ضربالمثل مشهور ایرانی «کِی شود دریا به پوز سگ نجس»!
بازخوانی یک چشمانداز تاریخی
تسلط تاریخی ایران بر خلیجفارس از دوران باستان و با تکیه بر قدرت نظامی و اقتصادی آغاز شد. داریوش یکم هخامنشی، با درک اهمیت تجارت دریایی، دستور حفر کانال سوئز را صادر کرد. در کتیبه سنگی بهجایمانده از او، بهروشنی از دریایی که از پارس آغاز میشود، یاد شده است. این اقدام شجاعانه عمرانی، ناوگان تجاری و نظامی ایران را به دریای سرخ و مدیترانه متصل کرد و سیادت دریایی ایرانیان را گسترش داد. در ابتدای دوره ساسانیان، با توجه به شرایط ناشی از انتقال قدرت، خلیجفارس دچار ناامنیهای ناشی از حملات دزدان دریایی و برخی قبایل بدوی شد. اردشیر بابکان، نخستین فرمانروای ساسانی، با توسعه بنادر و بازسازی و گسترش ناوگان نظامی، پایههای امنیت را در این منطقه استوار کرد. پس از او، شاپور دوم ساسانی با یک لشکرکشی وسیع و کوبنده دریایی، به مقابله با اعراب بدوی متجاوز پرداخت و آنها را سر جایشان نشاند. او با سرکوب دزدان دریایی، امنیت خطوط مواصلاتی و تجاری را بهطور کامل احیا و نقش تاریخی ایران را در حفظ امنیت این منطقه به همگان یادآوری کرد.
با آغاز عصر اکتشافات جغرافیایی و ورود استعمارگران اروپایی به اقیانوس هند و خلیجفارس، معادلات امنیتی منطقه دچار تغییراتی شد. پرتغالیها اوایل قرن شانزدهم میلادی با تصرف جزیره هرمز و سوءاستفاده از اوضاع آشفته ایران، کنترل تجارت خلیجفارس را به دست گرفتند. این اشغالگری بیش از یک قرن به طول انجامید تا آنکه در عصر شاهعباس یکم صفوی، به تعرض پرتغالیها پاسخی درخور داده شد. امامقلیخان، حاکم فارس و سردار بزرگ ایرانی با درایت تمام و استفاده از تمام ظرفیتهای داخلی و بینالمللی ایران، به قلعه مستحکم پرتغالیها در هرمز حمله کرد. این نبرد که با شجاعت و تاکتیکهای هوشمندانه نظامی ایرانیان همراه بود، درنهایت به فتح هرمز و پایان هژمونی پرتغال در خلیجفارس منجر شد. در دوره افشاریه نیز نادرشاه افشار با درک خلأ قدرت دریایی ایران، تلاشهای گستردهای برای ساخت کشتی و تأسیس نیروی دریایی در خلیجفارس انجام داد و سردارانی چون لطیفخان را مأمور سرکوب شورشیان و بازگرداندن ثبات به سواحل و جزایر ایرانی کرد. با این حال، با ورود ایران به دوره قاجاریه و سپس پهلوی، ایران موقعیت پیشین خود را در کنترل خلیجفارس موقتاً از دست داد و انگلیس، عملاً به طراح ساختار سیاسی و تجاری این منطقه راهبردی تبدیل شد.
جمهوری اسلامی ایران؛ بازدارندگی فعال و نبردهای نامتقارن
با پیروزی انقلاب اسلامی، دکترین دفاعی ایران در خلیجفارس بر مبنای استقلال نظامی و بازدارندگی شکل گرفت. با آغاز جنگ هشتساله، خلیجفارس فوراً به یکی از اصلیترین جبهههای نبرد نظامی و اقتصادی تبدیل شد. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در هفتم آذرماه ۱۳۵۹، با اجرای عملیات دقیق و پیچیده «مروارید»، ضربهای کاری و سخت بر پیکره نیروی دریایی رژیم بعث وارد کرد. در این عملیات، شهید محمدابراهیم همتی، فرمانده ناوچه پیکان، پس از انهدام کامل اسکلههای نفتی البکر و الامیه و غرق کردن چندین شناور دشمن، مورد اصابت موشک قرار گرفت و به شهادت رسید. این عملیات، نیروی دریایی عراق را تا پایان جنگ از کار انداخت و سیادت دریایی ایران را تثبیت کرد و البته، آغازی دوباره بر حضور راهبردی و مقتدرانه ایران در خلیجفارس بود. در نیمه دوم جنگ تحمیلی هشتساله، وقوع «جنگ نفتکشها» و ورود مستقیم ناوگان نظامی قدرتهای فرامنطقهای برای محافظت از منافع عراق، شرایط را بسیار پیچیده کرد. در این مقطع، نیروی دریایی سپاه پاسداران با رویکرد نبرد نامتقارن وارد میدان شد. در مهرماه ۱۳۶۶، شهید نادر مهدوی و همرزمانش در یک رویارویی مستقیم و نابرابر با ناوگان متجاوز آمریکایی در نزدیکی جزیره فارسی، دست به عملیاتی شجاعانه زدند. آنها با استفاده از قایقهای تندرو و تجهیزات محدود، یک بالگرد پیشرفته آمریکایی را ساقط کردند و در نهایت پس از نبردی سخت به شهادت رسیدند. این واقعه نشان داد ایران برای حفظ حقوق خود در خلیجفارس و برقراری امنیت در آن، از رویارویی با بزرگترین قدرتهای نظامی نیز ابایی ندارد. امروز، راهبرد نظامی ایران در خلیجفارس بر پایه واقعگرایی و ایجاد موازنه قدرت در راستای بازدارندگی استوار است. توسعه چشمگیر موشکهای کروز ضدکشتی، شبکههای راداری یکپارچه، پهپادهای شناسایی و رزمی و استقرار هزاران شناور تندرو، تنگه هرمز را در کنترل کامل عملیاتی نیروهای مسلح ایران قرار داده است. برخورد قاطع با تخلفات شناورهای بیگانه و توقیف نفتکشهای متخلف، پیامی روشن به جهان مخابره میکند که امنیت انرژی در این منطقه تنها در سایه احترام به حقوق حاکمیتی ایران و تأمین امنیت متقابل امکانپذیر است؛ موضوعی که در ماههای اخیر، بیش از هر زمان دیگر در ۳۰۰ سال اخیر، به چشم مردم دنیا آمده است و آن را با تمام وجودشان احساس میکنند.
واقعیتی که استمرار دارد
خلیجفارس آینهای از تاریخ پرفرازونشیب ایران است. از ابتکارات مهندسی و نظامی داریوش هخامنشی تا نبردهای شاپور ساسانی، از درایت استراتژیک امامقلی خان تا جانفشانیهای شهید همتی و شهید مهدوی در دوران معاصر، همگی نشاندهنده یک واقعیت مستمر هستند: ایران برای حفظ تمامیت ارضی و شاهرگ اقتصادی خود در این آبراه، همواره آماده پرداخت سختترین هزینهها و ارائه مستحکمترین و جانانهترین دفاعها بوده است. نام خلیجفارس، با پشتوانه اسناد معتبر تاریخی و خون حافظان آن، یک واقعیت تغییرناپذیر در جغرافیای سیاسی جهان باقی خواهد ماند.





نظر شما