بهگزارش قدس آنلاین، ماجرای ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران و اهمیتش برای آمریکا آنقدر گفته شده که دیگر همه میدانند همه تلاشهای آمریکا و اسرائیل و حتی دو جنگی که به ملت ایران تحمیل کردهاند بر سر همین مواد است. آمریکا حتی در پوشش نجات جان خلبان اف-۱۵ یک عملیات گسترده هلیبرن به جنوب استان اصفهان هم انجام داد و در جریان این عملیات دو هواپیمای مهم خود را نیز از دست داد تا بتواند اورانیومها را از ایران سرقت کند، هرچند موفق نشد. اما سؤال اینجاست ماجرای هستهای و اورانیوم چرا برای آمریکا تا این اندازه مهم است؟
چالش امنیت بلندمدت اسرائیل
بدون شک، مهمترین دغدغه آمریکا امنیت اسرائیل است. این ماجرا آنقدر مهم است که حتی با وجود صلحطلب بودن ایران و باوجود آگاهی آمریکا از این مسئله، حاضر نیست قمار کند و امنیت اسرائیل را تأمینشده بداند. اسرائیل، برنامه هستهای ایران را حتی در غیاب ذخایر مواد شکافتپذیر بالا، یکی از جدیترین چالشهای راهبردی خود ارزیابی میکند. حفظ دانش فنی عمیق توسط ایران — شامل طراحی سانتریفیوژهای پیشرفته، متالورژی اورانیوم و تجربه عملی چرخه سوخت — این کشور را به یک «دولت آستانهای هستهای» تبدیل کرده است. از دیدگاه تلآویو، چنین دانشی برگشتناپذیر است و حتی پس از آسیب به تأسیسات فیزیکی، متخصصان ایرانی و زیرساختهای علمی میتوانند برنامه را با سرعت قابل توجهی بازسازی کنند. این وضعیت، امنیت اسرائیل را نه به صورت فوری، بلکه در افق میانمدت و بلندمدت تهدید میکند.
ورود ایران به باشگاه انحصاری غرب
برای دههها، دانش هستهای و قابلیت نزدیک شدن سریع به سلاح هستهای — فارغ از لزوماً ساخت آن — عمدتاً در اختیار قدرتهای غربی و کشورهای نزدیک به آنها قرار داشت. کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی و آلمان دانش فنی بالایی دارند، اما تعهد سیاسی قوی وابستگی به جریان غالب غرب، آنها را درون چارچوب رژیم امنیتی آمریکا نگه داشته است. حتی اسرائیل نیز خود را بخشی از این باشگاه خاص میداند، هرچند بیتعهد به همه پروتکلهای بینالمللی عمل کرده است.
اما ایران با تکیه بر دانشی که طی سالها، باوجود تحریمها، حملات سایبری و فیزیکی بدست آورده، در حال ورود به این باشگاه است. تحلیلگران غربی تأکید دارند این دانش علمی، برخلاف تجهیزات فیزیکی، با بمباران کاملاً قابل حذف نیست. این امر به معنای شکستن انحصار سنتی غرب و متحدان نزدیک آن در حوزه «ظرفیت آستانهای» هستهای تلقی میشود و میتواند توازن قدرت منطقهای را به طور ساختاری تغییر دهد.
نگاه راهبردی: دانش هستهای و تغییر معادلات قدرت
از منظر راهبردی، دانش پیشرفته هستهای برای ایران فراتر از یک دستاورد علمی صرف است. این دانش به تهران امکان میدهد حتی بدون داشتن ذخایر اورانیوم غنیشده بالا، در شرایط بحرانی با یک تصمیم سیاسی سریع به سمت تولید مواد شکافتپذیر لازم حرکت کند. اسرائیل این وضعیت را «زمان گریز کوتاه» (breakout time) حتی با تکیه صرف بر دانش فنی مینامد. تحلیلگران اسرائیلی معتقدند چنین قابلیتی، سیاست خارجی ایران را جسورانهتر میکند، زیرا ایران میتواند با احساس مصونیت نسبی، از شبکه نیروهای نیابتی خود (مانند حزبالله و حوثیها) حمایت بیشتری کند بدون آنکه نگران حمله گسترده مستقیم به خاک خود باشد.
در تلآویو، این مسئله به عنوان یک تغییر اساسی در معادلات امنیتی دیده میشود. حفظ دانش هستهای توسط ایران، مفهوم «بازدارندگی مشروط» ایجاد میکند؛ یعنی ایران بدون عبور از خط قرمز ساخت سلاح واقعی، به یک قدرت آستانهای تبدیل میشود که در هر لحظه میتواند این آستانه را پشت سر بگذارد. این وضعیت، آزادی عمل اسرائیل را در مواجهه با تهدیدهای منطقهای محدود میکند، زیرا هر اقدام نظامی گسترده علیه ایران ممکن است با پاسخ سریعتر و قاطعتر روبهرو شود. به همین دلیل، سیاست اسرائیل بر جلوگیری کامل از هرگونه غنیسازی مستقل در خاک ایران متمرکز شده است. از دید استراتژیستهای اسرائیلی، اجازه دادن به ایران برای حفظ و توسعه این دانش، به معنای پذیرش یک واقعیت جدید است که امنیت وجودی اسرائیل را در محیطی پرتنش به چالش میکشد.
ایهود باراک، از مقامات سابق اسرائیلی در این زمینه گفته است: «اسرائیل به تنهایی نمیتواند برنامه هستهای ایران را برای مدت طولانی به تأخیر بیندازد. احتمالاً چند هفته... یک ماه».
همچنین، گزارش مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل تأکید میکند حتی پس از آسیب به دانشمندان ارشد، ایران «سرمایه انسانی توانمند و سیستم دانشگاهی پیشرفتهای دارد و بدون شک میتواند این دانش را در طول زمان بازسازی کند. این دانش به ایران اجازه میدهد حتی از سطوح پایین غنیسازی، به سرعت به سمت سلاح حرکت کند». (مارس ۲۰۲۶)
الگو شدن ایران برای کشورهای اسلامی و جهان جنوب
اما مهمتر از همه این عوامل، یکی از نگرانیهای عمیقتر رژیم صهیونیستی، جنبه الگویی و پیشرو شدن ایران است. پیشرفت دانش هستهای ایران میتواند برای دیگر کشورها امید به تکرار آن ایجاد کند. اگر ایران با وجود فشارهای گسترده بینالمللی، تحریمها و حتی حملات نظامی، بتواند دانش فنی پیشرفته خود را حفظ و از آن به عنوان اهرم چانهزنی و استقلال استراتژیک استفاده کند، این تجربه میتواند برای بسیاری از کشورهای اسلامی و کشورهای در حال توسعه (جهان جنوب) بسیار جذاب و الهامبخش باشد.
کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه، مصر و حتی برخی بازیگران دیگر ممکن است نتیجه بگیرند ایستادگی در برابر فشارهای غربی و سرمایهگذاری بلندمدت بر دانش بومی هستهای، راهی مؤثر برای کسب احترام بینالمللی، افزایش قدرت چانهزنی و دستیابی به استقلال راهبردی است. چنین الگویی میتواند رژیم جهانی عدم اشاعه را بیش از پیش تضعیف کرده و موجی از علاقه به توسعه قابلیتهای آستانهای هستهای را در مناطق مختلف ایجاد کند. از منظر اسرائیل، این گسترش الگو، امنیتش را نه تنها بهطور مستقیم از جانب ایران، بلکه از سوی یک محیط منطقهای و جهانی تغییریافته تهدید میکند، زیرا ممکن است چندین قدرت آستانهای جدید در خاورمیانه ظاهر شوند و انحصار فعلی قدرت هستهای در منطقه را به چالش بکشند.
در این زمینه، آموس یادلین (رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل) و آونر گولوف در تحلیلی نوشتهاند: «یکی از استدلالهای اصلی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای این است که چنین تواناییای رژیم عدم اشاعه را تضعیف میکند و سایر کشورهای خاورمیانه را به سمت هستهای شدن سوق میدهد».
همچنین، مارک فیتزپاتریک (کارشناس سابق وزارت خارجه آمریکا در امور عدم اشاعه) در مورد رقابت هستهای منطقهای عنوان کرده برنامههای هستهای کشورهای عربی نه تنها برای انرژی، بلکه به دلیل «عامل پرستیژ» و رقابت با همسایگان (ازجمله ایران) پیگیری میشود.
در نهایت، حتی با فرض نبود ذخایر غنیشده بالا، دانش هستهای ایران یک واقعیت راهبردی عمیق است که توازنهای دیرینه را برهم میزند. برای اسرائیل، این مسئله فراتر از یک پرونده فنی، به قلب معادلات بقا و قدرت در خاورمیانه وارد شده است. مدیریت این چالش نیازمند ترکیبی دقیق از فشار دیپلماتیک، محدودیتهای فنی و آمادگی برای اقدامات پیشگیرانه ارزیابی میشود تا از تثبیت کامل ایران در باشگاهی که تاکنون عمدتاً تحت کنترل غرب و متحدان نزدیک آن بوده، جلوگیری شود و اینچنین است که آمریکا و اسرائیل باوجود فشارهای فراوان بینالمللی و مقاومت اصیل ملت ایران حاضر نیستند از اهداف خود برای تغییر نظام در ایران و تبدیل ملت ایران به ملتی وابسته به غرب کوتاه بیایند. تنها در صورتی که ایران و ملتش سرسپردگی محض به غرب داشته باشند امکان هرگونه پیشرفت علمی در حوزه هستهای ملغی خواهد بود.
خبرنگار: نیکپندار




نظر شما