ابراز عشق و علاقه و خدمت به ساحت مقدس هشتمین پیشوای شیعیان جهان، حضرت امام رضا(ع) از دیرباز جنبههای متعددی در میان ایرانیان و همه محبان و دوستداران آن حضرت داشته است. زیارت مضجع شریف آن حضرت، تقدیم و اختصاص موقوفات و نذورات، برپایی مجالس تعظیم و ترویج شعائر و معارف رضوی و... همگی منتسب به ساحت آن امام رئوف، گوشهای از هزاران هزار جلوه ناب ارادت و خدمت به دستگاه مقدس امام ثامن و ضامن است. در این میان فرهیختگان و نویسندگان با قلم، زبان و بیان خود، پا در عرصه خدمت به پاره تن رسولخدا(ص)، عالم آلمحمد، امام اباالحسنالرضا(ع) گذاشته و با تألیف آثار علمی و فرهنگی متعدد، عشق و ارادت و خدمت علمی و فرهنگی به این خاندان پاک را به منصه ظهور رساندهاند. اما بهانه پرداختن به این موضوع، آشنایی با کتاب سهجلدی رنگی و مصور «اطلس جامع رضوی» است که با همکاری برخی مجموعههای فرهنگی ازجمله بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی چندی پیش، چاپ و راهی بازار نشر کتاب شد. به همین مناسبت، در این گزارش به اختصار به معرفی بخشهایی از این اثر علمی و فرهنگی ارزشمند پرداخته شده است. در ادامه با ما همراه باشید.
جمعآوری ۱۴ بخش منتسب به زندگی امام رئوف(ع) در یک اثر سهجلدی
دکتر نوراله حسینخانی، مؤلف این کتاب در قسمت طلیعه این اثر عنوان میکند: «...اکنون این وظیفه به عهده دوستان و عاشقان امام رئوف(ع) است که بدانند عالم آلمحمد(ع) چه علوم و معارفی را برای آنها به یادگار گذاشته است و از این گلستان سراسر نور و زیبایی رضوی که از گلهای زیبا و رنگارنگ فراهم آمده است، بهره گیرند...».
وی ادامه میدهد: مجموعه اطلس جامع رضوی، اندیشهای است که نیاکان ما همچون موجهای بیپایان خروشیدند و جوشیدند و عصاره روح بشری را برای ما به یادگار گذاشتند و به یقین هرچه داریم از پیشینیان است و بر ما و بر آیندگان است که این موهبت الهی را به نوبه خود به سر منزل مقصود برسانیم.
حسینخانی در معرفی بخشهای این اثر یادآور میشود: این کتاب در ۱۴ بخش درخصوص زندگانی سراسر نور و هدایت امام رئوف حضرت علی بن موسیالرضا(ع) پژوهش و نگاشته شده است که عبارتاند از:
«بخش اول، نیاکان»، «بخش دوم، سرنوشتنامه»، «بخش سوم، فضائل»، «بخش چهارم، فرقهها»، «بخش پنجم، حجهالوداع»، «بخش ششم، هجرت»، «بخش هفتم، مرونامه»، «بخش هشتم، مناظرات»، «بخش نهم، راویان»، «بخش دهم، عالم آلمحمد(ع)»، «بخش یازدهم، جهاد تبیین»، «بخش دوازدهم، شهادت»، «بخش سیزدهم، سلسلهالذهب» و «بخش چهاردهم، الحاقات».
جلد نخست، از «نیاکان» و «سرنوشتنامه» تا «هجرت»
کتاب اطلس جامع رضوی در سه جلد و ۱۴ بخش توسط دکتر نوراله حسینخانی تألیف شده، بهگونهای که بخشهای اول تا ششم آن شامل «نیاکان»، «سرنوشتنامه»، «فضائل»، «فرقهها»، «حجهالوداع» و «هجرت» در جلد نخست گنجانده شده است.
نویسنده در بخش اول کتاب و در مبحث «تبار ثامنالائمه(ع)» به معرفی امام رضا(ع)، پدر و مادر، تاریخ ولادت، محل تولد، ویژگیهای والدین و دیگر موارد مربوط به آنحضرت میپردازد.
در قسمتی از این بخش، درباره ولادت امام هشتم(ع) آمده است:
«... درباره هنگام بارداری و ولادت امام رضا(ع)، شیخ صدوق و علامه مجلسی خاطرهای را از تمیم قرشی به نقل از پدرعلی بن میثم اینگونه آوردهاند: از نجمه خاتون (مادر امام هشتم(ع)) شنیدم که فرمود: وقتی به فرزندم علی باردار شدم، سنگینی حمل را احساس نمیکردم و وقتی در خواب بودم از داخل شکم خود صدای تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند را میشنیدم و این باعث خوف و هراس من شده بود. وقتی که بیدار میشدم صدایی نمیشنیدم. زمانی که رضا(ع) به دنیا آمد، دست خود را بر زمین میگذاشت و سر به آسمان بلند میکرد و لبهای مبارک خود را حرکت میداد، گویا حرف میزد...».
بخش دوم این کتاب با عنوان «سرنوشتنامه» توسط نویسنده تنظیم و تحریر شده است. در این بخش، موضوعات و عناوینی همچون «هشتمین خورشید و میلاد نور، علت نامیدن آن حضرت به رضا(ع)، شعار الرضا من آلمحمد(ع)، تنها فرزند امام رضا(ع) و...» به چشم میخورد.
بخشهای سوم، چهارم و پنجم این اثر با عناوین «فضائل»، «فرقهها» و «حجهالوداع» نگاشته شده است. در ادامه مطالعه جلد اول این کتاب به بخش ششم با نام «هجرت» به عنوان بخش پایانی از این جلد میرسیم. در قسمتی از این بخش که به هجرت امام رضا(ع) و مسیر و سرزمینهای محل عبور آن حضرت در هجرت از مدینه تا مرو پرداخته شده، اینگونه میخوانیم: «... قافله و کاروان رضوی در صبحگاه روز پنجشنبه ۲۹ جمادیالثانی سال۲۰۱ هجری قمری برابر با ۶ بهمن سال۱۹۵ شمسی به شهر مرو رسیدند. سراسر شهر آذین بسته و جمعیت ۳۰۰هزار نفری آن یکپارچه به استقبال ولیعهد امپراتور اسلام آمده بودند. ۳۳هزار نفر از بنیعباس و تعدادی از بنیهاشم به همراه قوای دولتی و نظامی با صفوف منظم و جمعیتی انبوه به پیروی شخص خلیفه از فرزند پیامبر اکرم(ص)، نبیره سیدالشهدا(ع)، داماد ایرانیان استقبال کردند. در این هنگام حضرت امام رضا(ع) در حالی که تمام شهر را آذین بسته و به سبکی جالب و زیبا تزئین کرده بودند و درود و تحیات و سلام و صلوات نثار میشد، وارد شهر مرو شدند...».
جلد دوم، از «مرونامه» تا «مناظرات» و «راویان»
خواننده این اطلس جامع، در جلد دوم آن با بخشهای هفتم، هشتم و نهم که به ترتیب با عناوین «مرونامه»، «مناظرات» و «راویان» تنظیم شده، آشنا میشود. در بخش هفتم این اثر موضوعاتی همچون «پیشنهاد واگذاری خلافت، مراسم باشکوه جشن ولایتعهدی، هیبت امام علی بن موسیالرضا(ع)، معجزه تصاویر دو شیر، شربت گوارا و...» آورده شده است. در قسمتی از یکی از این مطالب با عنوان بهتان سحر و جادو، درباره معجزه تصاویر دو شیر نوشته شده است: «... در این هنگام، حضرت امام رضا(ع) نگاهی به تصاویر شیرهای روی پشتی مأمون که به آن تکیه داشت، افکندند و فرمودند: ای دو شیر درنده! طبق خواسته این شخص (حمید بن مهران) این شخص پست و فاجر را بگیرید و پاره پاره کنید و اثری از او باقی نگذارید! ناگهان آن دو عکس به شکل دو شیر حقیقی درآمدند و آن وزیر سخنچین دروغگو را دریده و بدون آنکه قطره خونی از او بریزد، او را بلعیدند. مردم از آنچه میدیدند در حیرت و شگفت بودند. شیرها همین که از کار او فراغت حاصل کردند، آنگاه اظهار کردند: یا ابن رسولالله! اجازه میفرمایی تا مأمون را نیز به دوستش ملحق گردانیم؟ مأمون با شنیدن این سخن بیهوش شد و روی زمین افتاد و حضرت امام رضا(ع) خطاب به شیرها فرمود: صبر کنید و بایستید...».
جلد سوم، از «عالم آلمحمد(ع)» و «شهادت» تا «سلسلهالذهب» و «الحاقات»
در جلد پایانی یعنی جلد سوم این اطلس، بخشهای دهم تا چهاردهم با عناوین «عالم آلمحمد(ع)»، «جهاد تبیین»، «شهادت»، «سلسلهالذهب» و «الحاقات» گنجانده شده است. خواننده با مطالعه این بخشها با موضوعاتی همچون «اسم اعظم الهی، درمان بیماریها با توصیههای رضوی، امام و امامت، مذاکرات یحیی(ع) با شیطان، ۸۸۵ حدیث از امام رئوف، اهمیت شناخت امام زمان(عج)، فهرست خواص بعضی از سورههای قرآن، فهرست دعا و نماز برای درمان بیماریها و...» آشنا میشود.
در قسمتی از مطلبی با عنوان «لحظات آخرین روز شهادت» درباره شهادت حضرت ثامنالحجج(ع) اینگونه آمده است:
«... یاسر خادم آن حضرت میگوید: در لحظات آخرین روز شهادت، حضرت امام رضا(ع) بسیار ناتوان بودند. ایشان بعد از آنکه نماز ظهر را خواندند، به من فرمودند: آیا مردم (غلامان و خدمتکاران) غذا خوردهاند؟ عرض کردم: آقاجان، تا شما در این حال هستید، چه کسی دراینجا غذا میخورد! در این هنگام حضرت امام رضا(ع) به سختی از جای خود برخاستند و فرمودند: «سفره را بیاورید»... پس از آنکه همه غذا خوردند، آن حضرت توان خود را از دست دادند و بیحال شدند و از هوش رفتند... صدای گریه و شیون بلند شد، کنیزان و زنان مأمون با سر و پای برهنه آمدند. ناگهان در شهر توس، فریاد و ناله و صیحه برخاست... مأمون با حالتی ساختگی گفت: ای آقای من! سوگند به خدا، نمیدانم کدام از این دو مصیبت بر من بزرگتر است، فقدان و فراق تو یا اتهام مردم به من که من به نیرنگ تو را کشتهام؟...».
در ادامه این مطلب اشاره شده است: «... حضرت امام رضا(ع) به او(مأمون) متوجه شد و فرمود: ای امیر! با ابوجعفر فرزندم جواد(ع)، خوشرفتاری کن، زیرا عمر تو با عمر او چنین است و هنگام گفتن این سخن، دو انگشت سبابه دو دست خود را به هم چسبانیدند. وقتی شب فرارسید و پس از گذشت پاسی از شب، آن حضرت به لقاءالله پیوست...».






نظر شما