تحولات منطقه

پانزدهم اردیبهشت ماه در تقویم رسمی ایران، مجالی برای بازخوانی پرونده پربار مردی است که هویت روایی تشیع را از گزند تحریف و فراموشی مصون داشت.

چگونه شیخ صدوق با صیانت از احادیث، ستون‌های هویت شیعه را در آغاز عصر غیبت استوار کرد؟/ مرزبان بیدار وحی
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

پانزدهم اردیبهشت ماه در تقویم رسمی ایران، مجالی برای بازخوانی پرونده پربار مردی است که هویت روایی تشیع را از گزند تحریف و فراموشی مصون داشت. ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق، تنها یک محدث ساده نبود؛ او معمار فکری جامعه شیعه در بحرانی‌ترین دوران تاریخی، یعنی آغاز غیبت کبری بود. صدوق با تألیف کتاب «من لایحضره الفقیه» یکی از چهار رکن اصلی حدیث شیعه را بنا نهاد و با سفرهای بی‌شمار خود، پیوند میان کانون‌های علمی جهان اسلام را مستحکم کرد؛ مجاهدتی که نام او را به عنوان ستون استوار تاریخ فقه و کلام جاودانه کرد.

‏طلوعی با استجابت دعای ولی‌عصر(عج)

داستان زندگی شیخ صدوق با یک اعجاز آغاز می‌شود که در کتب معتبر رجالی به تفصیل نقل شده است. پدر او، علی بن حسین بن موسی بن بابویه، از بزرگان فقهای قم بود که در اواخر عمر فرزندی نداشت. او در نامه‌ای به محضر حضرت صاحب‌الزمان(عج) از طریق حسین بن روح نوبختی، نایب سوم، درخواست دعا برای تولد فرزند کرد. پاسخ امام(ع) مایه مباهات ابدی این خاندان شد: برای تو دعا کردیم و به‌زودی دو پسر فقیه و نیکوکار روزی تو می‌شود که خداوند به وسیله آن‌ها نفع می‌رساند (رجال‌النجاشی، ص ۳۸۹).
محمد بن علی در حدود سال ۳۰۶ هجری قمری در قم متولد شد. او در فضایی رشد کرد که قم مرکز بلامنازع حدیث بود. تربیت در دامان پدری که خود مرجع شیعیان بود و خوش‌وقتیِ زاده شدن با دعای امام، از او شخصیتی ساخت که در جوانی به مقام ریاست علمی شیعیان قم رسید. او را به دلیل کثرت صداقت در نقل روایت، صدوق نامیدند؛ لقبی که نخستین بار توسط ابن ادریس حلی در کتاب السرائر به کار رفت و به‌تدریج به نام اصلی او در محافل علمی بدل شد(السرائر، ج۱، ص ۵۳).

‏ری؛ کانون تپنده فقه و سیاست در عصر آل‌بویه

یکی از نقاط عطف زندگی شیخ صدوق، مهاجرت او از قم به ری است. در آن زمان، سلسله ایرانی آل‌بویه که مذهب تشیع داشتند، بر بخش‌های وسیعی از ایران و عراق حاکم بودند. رکن‌الدوله دیلمی، حاکم ری با درک جایگاه علمی شیخ صدوق، از او دعوت کرد به این شهر بیاید. ری در آن دوران پایتخت فرهنگی و سیاسی بود و حضور صدوق در آنجا، خلأ ناشی از درگذشت شیخ کلینی را پر کرد.
شیخ صدوق در ری تنها به تدریس اکتفا نکرد. او در جلسات مناظره‌ای که حاکم آل‌بویه با حضور دانشمندان مذاهب و ادیان مختلف ترتیب می‌داد، شرکت می‌کرد و با بیانی استوار و متکی بر روایات اهل‌بیت(ع)، از حریم اعتقادات شیعه دفاع می‌کرد. این حضور فعال سبب شد تشیع از یک جریان منزوی به یک مکتب پویا و پاسخگو در مرکز ایران تبدیل شود.

من لایحضره الفقیه؛ رساله‌ای برای تمام اعصار

شاهکار شیخ صدوق که نام او را در ردیف چهارگانه نویسندگان کتب اربعه قرار داد، کتاب من لایحضره الفقیه است که انگیزه نگارش آن بسیار جالب و کاربردی به نظر می‌رسد. شیخ صدوق در مقدمه این اثر توضیح می‌دهد که در سفر به منطقه ایلاق در نزدیکی تاشکند کنونی، با سید ابوعبدالله، معروف به نعمت دیدار کرد و آن سید با اشاره به کتاب من لایحضره الطبیب نوشته محمد بن زکریای رازی که برای راهنمایی کسانی که به پزشک دسترسی نداشتند تألیف شده بود، از شیخ درخواست کرد کتابی در فقه بنویسد تا شیعیان در مناطق دورافتاده وظایف شرعی خود را بدانند(مقدمه من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص۲).
شیخ صدوق با پذیرش این درخواست، اثری خلق کرد که در آن تنها احادیثی را آورد که از نظر او صحیح و معتبر بودند و آن‌ها را به عنوان حجت میان خود و پروردگارش برگزید. این کتاب برخلاف مجموعه‌های حدیثی پیشین، با ساختاری فتوایی تدوین شد؛ به این معنا که شیخ صدوق با حذف سلسله اسناد طولانی برای سهولت در مطالعه، متن حدیث را مستقیماً به عنوان فتوای خود ارائه داد. جامعیت این اثر در ابواب مختلف فقهی از طهارت و نماز گرفته تا مباحث پیچیده میراث و دیات، آن را به نخستین رساله عملیه جامع در تاریخ تشیع تبدیل کرد که با گردآوری ۵هزارو۹۲۰ حدیث در دسته‌بندی‌های دقیق، نیازهای فقهی جامعه را برای قرن‌ها پوشش داد.

‏سفرهای علمی؛ در جست‌وجوی کلمات نورانی

شیخ صدوق را باید یکی از بزرگ‌ترین جهانگردان جهان اسلام دانست. او برای شنیدن و ثبت احادیث، رنج سفرهای طولانی را به جان خرید. او از قم به ری، مشهد، نیشابور، مرو، بلخ، سرخس، سمرقند، فرغانه، همدان، بغداد، کوفه، مکه و مدینه سفر کرد. این سفرها که در تاریخ به رحله الحدیث معروف است، سبب شد او از مشایخ متعددی در سراسر جهان اسلام روایت بشنود.
در نیشابور، او با بحران فکری شیعیان مواجه شد. مردم به دلیل طولانی شدن غیبت امام زمان(عج) دچار شک و تردید شده بودند. شیخ صدوق با تکیه بر دانش وسیع خود، کتاب کمال‌الدین و تمام‌النعمه را نوشت. او در این کتاب با استناد به غیبت‌های پیامبران گذشته مانند نوح، ابراهیم، موسی و عیسی(ع)، ثابت کرد غیبت یک سنت الهی است و نباید مایه حیرت شیعیان شود (کمال‌الدین، ص۲).

‏تقابل سازنده؛ صدوق و مکتب عقل‌گرایی بغداد

شیخ صدوق نماینده برجسته مکتب حدیثی قم بود. روش او بر اصالت متن و پرهیز از تأویل‌های عقلی استوار بود. او معتقد بود عقل بشری نمی‌تواند به تنهایی به تمام حقایق دینی برسد و باید در سایه وحی و سخنان معصومان(ع) حرکت کند. در مقابل او، مکتب بغداد به رهبری شاگردش شیخ مفید، گرایش‌های عقل‌گرایانه بیشتری داشت.
شیخ مفید کتاب تصحیح الاعتقاد را در نقد کتاب الاعتقادات شیخ صدوق نوشت. این نقد و بررسی‌ها نشان‌دهنده پویایی اندیشه شیعه در آن عصر است. با این حال، شیخ مفید همواره با احترام فراوان از استاد خود یاد می‌کرد و او را در وثاقت و علم، سرآمد می‌دانست. شیخ صدوق با تألیف کتاب التوحید، یکی از دقیق‌ترین مباحث کلامی را ارائه داد و با نقل روایات اهل‌بیت(ع)، مرز میان توحید ناب و تفکرات انحرافی مانند تشبیه و تجسیم را روشن کرد (التوحید، ص ۱۵).

‏آثار ماندگار؛ گنجینه‌ای از معارف اهل بیت(ع)

تعداد تألیفات شیخ صدوق را بیش از ۳۰۰ اثر دانسته‌اند که متأسفانه بسیاری از آن‌ها در حوادث تاریخی از بین رفته است. با این حال، آثار باقی‌مانده او هر کدام ستونی در خیمه معارف شیعی محسوب می‌شوند. کتاب الخصال مجموعه‌ای بی‌نظیر از احادیث اخلاقی و اعتقادی است که بر اساس اعداد دسته‌بندی شده و نظمی خاص به معارف می‌بخشد. همچنین عیون اخبارالرضا(ع) به عنوان جامع‌ترین اثر درباره زندگی، سخنان و مناظرات امام هشتم(ع) شناخته می‌شود که منبع اصلی پژوهشگران است. اثر ارزشمند دیگر او علل‌الشرایع نام دارد که به تبیین دقیق فلسفه و چرایی احکام شرعی و وقایع تاریخی می‌پردازد و کتاب الامالی نیز گزارش جلسات پرباری است که شیخ در آن‌ها برای شاگردانش حدیث املا می‌کرد. در نهایت باید از معانی الاخبار یاد کرد که به شرح و تبیین اصطلاحات دشوار در آیات و روایات اختصاص یافته و گره‌های علمی بسیاری را گشوده است.

‏پیکری که زمان را به زانو درآورد

شیخ صدوق در سال ۳۸۱ هجری قمری در شهر ری درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. اما یکی از شگفت‌انگیزترین وقایع تاریخی مربوط به او، در سال ۱۲۳۸ قمری رخ داد. در پی بارندگی‌های شدید، حفره‌ای در مزار او ایجاد شد. هنگامی که برای تعمیر مزار وارد سرداب شدند، با پیکری سالم مواجه شدند که پس از گذشت بیش از ۸۰۰ سال، هیچ اثری از پوسیدگی در آن نبود و حتی اثر خضاب بر ناخن‌هایش دیده می‌شد. این واقعه به تأیید بزرگان وقت ازجمله ملاعلی کنی و فتحعلی شاه قاجار رسید و سندی بر عظمت روحی و طهارت این عالم ربانی شد (روضات الجنات، ج۶، ص ۲۵۷).

نگهبان امین میراث وحی

شیخ صدوق تنها یک شخصیت تاریخی نیست؛ او نماد جریانی است که دین را بر پایه صداقت، تتبع و پایبندی به کلمات معصومان بنا کرد. او در دورانی که شیعه با خطر فراموشی روبه‌رو بود، با قلم و قدم خود، میراث اهل‌بیت(ع) را به شکلی مدون و نظام‌مند به نسل‌های بعد سپرد. اگر امروز فقه شیعه دارای ساختاری استوار و منابعی غنی است، بخش بزرگی از آن مدیون مجاهدت‌های فقیه ری است. او به ما آموخت که برای حفظ ایمان در عصر غیبت، باید به ریسمان محکم روایات چنگ زد و از حیرت و سرگردانی نهراسید. بزرگداشت او، بزرگداشت دانش، هجرت و امانت‌داری در نقل وحی است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha