تحولات منطقه

هفتادمین روز نبرد،روز برخورد«غرور تکنولوژیک واشنگتن»با«تسلط ژئوپلیتیک تهران»بود.ترامپ که گمان می‌کرد می‌تواند با اعزام ناوشکن‌ به تنگه هرمز،ارادۀ خود را به کشوری که کنترل نبض جغرافیایی منطقه را در دست دارد تحمیل کند،با بارانی از آتش متقابل روبه رو شد

کوری استراتژیک در واشنگتن، شلیک دقیق در خلیج‌فارس
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

هرمز در آتش؛ پایان افسانه‌ی عبور ایمن

مهم‌ترین تحول ۲۴ ساعت گذشته، تغییر فاز جنگ از «محاصره‌ی نرم» به «درگیری سخت» در خلیج‌فارس بود. گزارش‌های مستند الجزیره و سی‌ان‌ان تأیید می‌کنند که سه ناوشکن آمریکایی در تلاش برای عبور از تنگه هرمز، با آتش متقابل نیروهای ایرانی روبه‌رو شده‌اند.

اگرچه ماشین رسانه‌ای سنتکام تلاش کرد با ادعای «انهدام قایق‌های ایرانی»، این شکست راهبردی را به یک پیروزی تاکتیکی تبدیل کند، اما واقعیت میدان چیز دیگری است. استراتژی ترامپ این بود که با حضور نظامی، به شرکت‌های کشتیرانی جهان «اطمینان» دهد که هرمز امن است، اما تبادل آتش در جزیره استراتژیک «قشم» (که قلب قدرت نامتقارن دریایی ایران است)، دقیقاً نتیجه‌ی عکس داد. سازمان بین‌المللی دریانوردی سازمان ملل با اعلام سرگردانی ۱۵۰۰ کشتی در خلیج‌فارس، رسماً تأیید کرد که امنیت هرمز با ناوهای جنگی غربی تأمین نمی‌شود، بلکه با آن‌ها تخریب می‌گردد. ترامپ به جای باز کردن تنگه، آن را به یک میدان مین فعال تبدیل کرده است.

وحشت در امارات و ترور در بیروت

در حالی که واشنگتن در هرمز دست‌وپا می‌زند، ترکش‌های این لجاجت سیاسی به متحدان آمریکا در منطقه اصابت کرده است. فعال شدن آژیرهای هشدار موشکی در امارات متحده عربی و دستور پناهگیری به ساکنان این کشور، این پیام صریح را تکرار کرد که چتر پدافندی آمریکا سوراخ است. کشورهای خلیج‌فارس اکنون به این یقین نزدیک شده‌اند که میزبانی از ناوگان آمریکایی، نه‌تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه آن‌ها را به سیبل مشروع درگیری‌ها تبدیل می‌کند.

در جبهه‌ی شمال نیز، رژیم صهیونیستی با ترور یکی از فرماندهان ارشد مقاومت در بیروت و کشتار غیرنظامیان در «نبطیه»، نشان داد که از توافق آتش‌بس لبنان، تنها برای «ترور هدفمند» و فرار از نبرد کلاسیک استفاده می‌کند. این اقدامات، دیپلماسی را به مسلخ برده است.

پارادوکس ترامپ؛ جنگ‌افروزی با نقاب صلح‌طلبی

در عرصه دیپلماسی، روز هفتادم صحنۀ رسوایی دستگاه سیاست خارجی آمریکا بود. دونالد ترامپ در یک تناقض آشکار، در حالی که ناوگانش در هرمز مشغول تبادل آتش بود، مدعی شد «آتش‌بس هنوز پابرجاست!» و از ایران خواست که «سریعاً به توافق برسد».

این لفاظی متناقض، ریشه در استیصال عمیق کاخ سفید دارد. ترامپ، گرفتار در باتلاق تورم و فشار افکار عمومی، به‌شدت نیازمند یک «عکس یادگاری دیپلماتیک» پیش از انتخابات است. اما ایران، با درک این نقطه‌ی ضعف زمانی، عجله‌ای برای نجات رئیس‌جمهور آمریکا ندارد. تحلیلگر الجزیره نوشته است که ایران می‌داند که مذاکره با دولتی که همزمان با یک دست تحریم می‌کند و با دست دیگر ناوچه‌هایش را می‌فرستد، نیازمند «صبر استراتژیک» است.

ایستگاه هفتادم؛ تقابل اراده‌ها در نقطه‌ی جوش

ما اکنون در یکی از پیچیده‌ترین مراحل این نبرد هفتاد روزه قرار داریم. سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به واتیکان برای ترمیم شکاف با پاپ (که جنگ‌افروزی ترامپ را محکوم کرده بود)، نشان‌دهنده‌ی انزوای اخلاقی واشنگتن در سطح جهانی است.

فردا، هر تصمیمی که از سوی واشنگتن اتخاذ شود، ثابت خواهد کرد که لفاظی‌های توییتری، حریف کشوری که نبض انرژی جهان را در دست دارد، نخواهد شد. ترامپ در تله‌ی «فشار حداکثری» خود گرفتار شده است. اگر به درگیری دریایی ادامه دهد، قیمت نفت سقف‌های تاریخی را خواهد شکافت و اقتصاد غرب را زمین‌گیر خواهد کرد و اگر عقب بنشیند، هژمونی پوشالی آمریکا را در برابر ارادۀ مقاومت، قربانی کرده است. خاورمیانه، بار دیگر، در انتظار تصمیم کشوری است که ثابت کرده بیش از آنکه راه‌حل بحران باشد، خود بحران است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha