تحولات منطقه

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۱
کد مطلب: ۱۱۴۶۵۳۴

«گل سنگ» اگرچه در نقطه‌ای از روایت، ممکن است مخاطب را به یاد برخی آثار اجتماعی سینمای ایران همچون «فروشنده» بیندازد اما در مواجهه با بحران و شخصیت زن اصلی، مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند؛ مسیری که قربانی را به سوژه‌ای کنش‌گر و جست‌وجوگر تبدیل می‌کند.

چرا «گل سنگ»، «فروشنده» نیست؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، سریال «گل سنگ» ساخته ابراهیم ایرج زاد که از شبکه نمایش خانگی پخش می شود در مقایسه با نمونه‌هایی که گاهی گفته می‌شود شبیه آن‌هاست یا ممکن است ذهن مخاطب خاطره‌ای سینمایی را به یاداورد، در یک مسیر متفاوت حرکت می‌کند؛ تفاوتی که بیشتر در نوع مواجهه با شخصیت مرکزی و نحوه روایت بحران شکل می‌گیرد تا در ظاهر ماجرا.

شخصیت محبوبه پس از ماجرای تعرض، برخلاف بسیاری از الگوهای تکرارشونده، وارد چرخه‌ فروپاشی روانیِ کلیشه‌ای نمی‌شود؛ یعنی نه تبدیل به شخصیتی می‌شود که همه‌چیزش حول تروما تعریف شود، نه هویتش را در یک بحران درونی دائمی گم می‌کند. او حتی دچار به‌هم‌ریختگی ناشی از حادثه نیست، بلکه کنش‌گر باقی می‌ماند. مسئله‌ اصلی‌اش نه فرو رفتن در خود، بلکه تلاش برای کشف حقیقتی است که احساس می‌کند از او پنهان شده است. همین انتخاب روایی، او را از «فقط قربانی بودن» به یک شخصیت جست‌وجوگر تبدیل می‌کند.

در این نگاه، محبوبه یک شخصیت خودمحور نیست که قصه قرار باشد حول رنج او بازنویسی شده یا همه‌چیز فدای تجربه شخصی او شود. او زنی خودساخته و با اراده است که پیش از هر چیز در تلاش برای حفظ ساختار خانواده‌اش تعریف می‌شود. این تلاش برای «امن نگه داشتن خانواده» صرفاً یک شعار نیست، بلکه در جزئیات رفتاری او قابل ردیابی است؛ از جمله در پیگیری مسئله‌ی خرید خانه، که در ظاهر یک هدف اقتصادی است اما در لایه‌ زیرین، به نمادی برای تثبیت امنیت و کنترل زندگی بدل می‌شود. از همین زاویه، مسیر محبوبه در پی کشف حقیقت، لایه‌ی دیگری به روایت اضافه می‌کند.

محبوبه صرفاً درگیر پیامدهای یک اتفاق نیست و به سمت فهمی پیچیده‌تر از واقعیت می‌رود. نکته مهم‌تر این است که ما با داستانی مواجهیم که در آن محبوبه ناخواسته وارد یک موقعیت بحرانی شده، اما این «ناخواسته بودن» از سوی اوست، نه از سوی همه‌ی جهان داستان. در مقابل، ایرج به‌عنوان یک عامل آگاه، محبوبه و دیگر شخصیت‌ها را به دل این ماجرا پرتاب کرده است؛ و همین تفاوت در «آگاهی»، تعادل اخلاقی و روایی داستان را شکل می‌دهد. تقابل میان کسی که درگیر شده و کسی که درگیر کرده، یکی از ستون‌های پنهان روایت است.

از نگاهی دیگر، ژانرها ساخته و الگوهای روایی بارها تکرار شده‌اند اما آنچه تفاوت ایجاد می‌کند ابداع مطلق نیست؛ بلکه نحوه بازآرایی و هم‌زمان‌سازی داستان با زمانه و ساختار اجتماعی جدید است. «گل سنگ» هم در همین چارچوب قابل فهم است؛ نه به عنوان تکرار یک روایت، بلکه به عنوان بازخوانی یک حادثه در بستری تازه و نگاهی متفاوت با تأکید بر عاملیت زنانه، امنیت و حقیقتی که همیشه ساده و مستقیم آشکار نمی‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha