تحولات منطقه

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۶
کد مطلب: ۱۱۴۶۷۷۶

فلسفه زمانه‌اندیش چیست؟

در کتاب تازه منتشر شده از سوی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به پرسش‌های متعددی درباره یک موضوع مهم در زندگی پاسخ داده شده است

«...امروزه اگر در ایران از یک شخص طراح بخواهیم تصویر یک فیلسوف را ترسیم کند، احتمالاً فردی تنها را در اتاقی با یک شمع و نسخه خطی پیش رویش به تصویر می‌کشد.

فلسفه زمانه‌اندیش چیست؟
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

«...امروزه اگر در ایران از یک شخص طراح بخواهیم تصویر یک فیلسوف را ترسیم کند، احتمالاً فردی تنها را در اتاقی با یک شمع و نسخه خطی پیش رویش به تصویر می‌کشد. بعید است افراد در ذهن خود، فیلسوف را در یک مرکز فرهنگی، یک سازمان، یک نهاد اجتماعی و... در تعامل با مسائل کاربردی تصور کنند، اتفاقی که در فلسفه معاصر رخ داده، این تصویر را دگرگون کرده است. امروزه شاهد هستیم که فیلسوفان در مباحث اجتماعی، خانوادگی، فناورانه و... اثرگذار هستند. چنین تصویرسازی ذهنی از فیلسوف، برآمده از تلقی‌های کلیشه‌ای از فلسفه است...».
این بخشی از متن کتاب «چیستی فلسفه زمانه‌اندیش» است که چاپ نخست آن چندی پیش در ۱۴۸ صفحه، قطع رقعی و شمارگان ۳۰۰ نسخه، به کوشش علی انصاری بایگی و با جستارها و مقالاتی از چند نویسنده مرتبط با مفاهیم فلسفی، توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی راهی بازار کتاب شد. به همین بهانه در این گزارش به اختصار با بخش‌هایی از این اثر تازه منتشر شده، آشنا می‌شویم.

راز اثرگذاری فلسفه در متن زندگی انسان

علی انصاری بایگی در بخش مقدمه این کتاب این‌گونه نگاشته است: «... راز اثرگذاری فلسفه در متن زندگی انسان نه در خارج از فلسفه، بلکه بخش مهمی از آن در اختیار خود او است. هرگاه فلسفه به مواجهه با مسائل مختلف جامعه رفت و با طرح پرسش‌های فلسفی نوین به حل آن‌ها پرداخت، به شکوفایی دست یافت و نتیجه آن، امتداد یافتن فلسفه در جامعه و دانش‌های دیگر بود. برخلاف زمانی که از این رویکرد فاصله گرفت و تنها به واگویه‌ای از تاریخ فلسفه بسنده کرد...».
وی ادامه می‌دهد: «... اصل پرسشگری و مسئله‌محوری درباره چالش‌های هر عصر، اصلی بنیادین برای شکوفایی فلسفه است... مقصود از پرسشگری آن است که فلسفه باید به آنچه در هر عصر می‌گذرد، حساس باشد و بسیاری از رخدادها را به مثابه مسئله‌ای فلسفی ببیند...».
این نویسنده معتقد است فلسفه‌ها و فیلسوفان زمانه‌اندیش، قرن‌هاست پس از خود زنده ماندند و بر دیگر علوم نیز اثر گذاشتند. سقراط، افلاطون، ارسطو و دیگر فیلسوفان یونانی با طرح پرسش‌های نوین به چالش‌های زمانه خویش پرداختند و توانستند تا قرن‌ها در جهان بشری زنده بمانند.

فلسفه «گذشته‌اندیش» و فلسفه «زمانه‌اندیش»

در بخش دیگری از این کتاب به مطلبی با عنوان «فلسفه زمانه‌اندیش و چالش آینده‌نگری» به قلم رضا اکبری، از دیگر نویسندگان این کتاب برمی‌خوریم. در قسمتی از این مطلب این‌گونه آمده است:
«... زمانه‌اندیش بودن فلسفه، نیازمند توجه دائمی به گذشته، حال و آینده است... به نظر می‌رسد فلسفه‌ای که از گذشته خود غافل باشد، نمی‌تواند تصویر مناسبی از وضعیت حال خود داشته باشد و نمی‌تواند نسبت به آینده، برنامه‌ریزی لازم را انجام دهد... فلسفه زمانه‌اندیش، فلسفه‌ای است که مسائل دوره خود را می‌شناسد...».
وی ادامه می‌دهد: «...فلسفه زمانه‌اندیش تلاش می‌کند با نگاه به میراث گذشته، مسائل زنده را از مسائل تاریخی جدا کرده و آن‌ها را با زبان معاصر ارائه کند. این کار کمک می‌کند مسائل زنده فلسفی به دلیل زبان کهنه، به فراموشی سپرده نشوند و همگام با هر دوره با حفظ جذابیت زبانی، به نسل‌های بعدی منتقل شوند...».

فلسفه «در قفس» و فلسفه «زنده»

در این کتاب همچنین به نوشتاری با موضوع «اندر چیستی فلسفه زمانه‌اندیش» نوشته احد فرامرز قراملکی، استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران و رئیس بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی نیز اشاره شده است. در بخشی از این مطلب به موضوع فلسفه در قفس اشاره شده و آمده است: «...گویی فلسفه از جامعه تبعید شده و در قلعه دست‌نیافتنی گروه‌های آموزشی فلسفه زندانی است. گویی فلسفه در قفسِ تنگ گروه آموزشی گرفتار شده تا عده‌ای فلسفه تدریس کنند، شاید گروهی از آنان فلسفه بیاموزند و چون فلسفه را نیک آموختند (با شاخص مدرک دکترا) به دیگران فلسفه تعلیم دهند. شاید که گروهی دیگر از محضر آنان فلسفه یاد بگیرند و به گروه بعدی یاد دهند و... و اینچنین این ماجرا و این سلسله ادامه یابد...».
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از نوشتار خود، این‌گونه توضیح می‌دهد: «... نخستین مفهومی که برای فلسفه زمانه‌اندیش به ذهن می‌آید، فلسفه زنده است... از علامات زنده بودن، حساسیت است. موجود زنده نسبت به محیط درونی و بیرونی حساس است. یعنی وقتی محرکی دریافت می‌کند، پاسخ می‌دهد. مسئله این است که نظام‌های فلسفی و همچنین در مفهوم عام، فلسفه‌ورزی چقدر نسبت به درون نظام فلسفی و نسبت به امور بیرونی حساسیت دارد؟... همچنین است حساسیت به فناوری‌های نوین یا حساسیت به هوش مصنوعی، حاکمیت سایبری(فضای مجازی) و...».
وی معتقد است: «فلسفه زمانه‌اندیش نسبت به مسائل اساسی در زیست آدمی، فردی، اجتماعی و تمدنی حساس است. به همین دلیل فیلسوفان معاصر به بحث از توسعه، انسان و سپهرمجازی، معناداری زندگی، رازها و نیازهای وجودی، هم‌سرنوشتی ذهن، زبان و عمل، مراقبت، آرامش و... می‌پردازند».

فلسفه زمانه‌اندیش و مهارت گفت‌وگو

نیما قربانی، استاد دانشگاه تهران و مدرسه جدید روان‌پزشکی واشنگتن نیز در این کتاب در نوشتاری با عنوان «فلسفه زمانه‌اندیش و ظرفیت روان‌شناختی گفت‌وگو» به نقش گفت‌وگو در این نوع تلقی از فلسفه می‌پردازد. در بخشی از این نوشتار می‌خوانیم: «...گفت‌وگو را همواره به عنوان گونه‌ای از کنشگری زبانی دوطرفه می‌شناسیم. هرگاه دو نفر با یکدیگر درباره موضوعی خاص صحبت کنند، واژه گفت‌وگو را به کار می‌بریم، اما باید بدانیم گفت‌وگو به‌ سادگی مهارتی مانند رانندگی یا دانشی مانند حل یک معادله ریاضی نیست تا پس از مدتی آموزش بتوان به‌راحتی روش آن را اجرا و گفت‌وگو را محقق کرد. گفت‌وگو بیش از آنکه یک مهارت یا دانش باشد، کنشی عمیق و برخاسته از ظرفیت‌های روان‌شناختی و لایه‌های زیرین وجود انسان است...».
وی توضیح می‌دهد: «... پیش‌نیاز اساسی مهارت گفت‌وگو، داشتن ظرفیت روانی و احساسی برای درک «دیگری» است. دیگری به معنای فرد یا موجودیتی جدا از من بوده که دارای وجود مستقل، خواسته‌ها، نیازها و هویتی متفاوت از فرد گوینده است. این مفهوم که در روان‌شناسی، فلسفه و جامعه‌شناسی جایگاه برجسته‌ای دارد، نقش کلیدی در درک و تحلیل روابط بین‌فردی ایفا می‌کند و ناتوانی در پذیرش و درک دیگری به عنوان وجودی مستقل منجر به مشکلات و پیچیدگی‌هایی در تعاملات انسانی می‌شود... فیلسوفی که دیگری را نمی‌بیند، همه چیز را از منظر خودش می‌نگرد و عملاً در حصار و پیله فکری خویش گرفتار می‌شود. از چنین فیسلوفی نباید انتظار فلسفه‌ای پویا، زنده و زمانه‌اندیش داشت. فلسفه‌ورزی او هیچ‌گاه منجر به رشد خود و دیگری نمی‌شود. فلسفه زمانه‌اندیش بر گشودگی در برابر دیگری استوار است...».

«زمانه‌شناسی» در فلسفه زمانه‌اندیش

«در چه زمانه‌ای و در چگونه جامعه و جهانی زندگی می‌کنیم؟» عنوان نوشتاری به قلم حکمت‌الله ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران بوده که در بخش دیگری از این کتاب ارائه شده است. در قسمتی از این نوشتار که به موضوع «زمانه‌شناسی» در فلسفه زمانه‌اندیش می‌پردازد، این‌گونه آمده است:
«...در حریم و زیر سقفی که اینک ما گرد آمده‌ایم و کنار هم حضور داریم، موضوع سخن ما هستی و چیستی زمانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم و جامعه و جهانی که در آن به سر می‌بریم... زندگی قاعده است و بازیگران زندگی، عامه مردم؛ اما قاعده زندگی را استثناها تغییر داده‌اند. نادران روزگار که آگاه به ماهیت زمانه‌ای بوده‌اند که در آن زندگی کرده‌اند، قاعده زندگی را دگرگون کرده‌اند...».
وی معتقد است: «هر اندیشه و کلام و پیامی که ریشه‌ای‌تر و بنیادی‌تر باشد، امکان شنیده شدنش بیشتر است. هر نسبت و رابطه‌ای که گرم‌تر، صمیمانه‌تر، همدلانه‌تر و هم‌زیستانه‌تر باشد، امکان بقایش بیشتر است».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha