بیش از ۷۰ روز از شهادت جانسوز رهبر حکیم انقلاب و مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله العظمی خامنهای میگذرد. در روزهای اول، مراجع بزرگوار با فتواهای فوری خود، تکلیف کلی عبادتهای مردم را مشخص کردند؛ اما حالا که از آن فضای اضطراری فاصله گرفتهایم، سؤالات دقیقتری برای متدینان پیش آمده است. بسیاری میپرسند تکلیف کسانی که سالها بر تقلید امام راحل(ره) باقی مانده بودند چیست؛ خمس و وجوهات شرعی را باید به کجا پرداخت و در مسائل جدید زندگی، چگونه باید عمل کرد؟
برای پاسخ به این دغدغهها، به سراغ آیتالله ابوالقاسم علیدوست، استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه و نظریهپرداز فقه رفتیم. او در این گفتوگو با بیانی ساده و دقیق، نقشه راه شرعی مؤمنان را در این روزهای حساس ترسیم کرد تا هرگونه سردرگمی در زندگی فقهی مقلدان برطرف شود.

راه تداوم تقلید از مرجع شهید چیست؟
با فقدان این مرجع بزرگ، نخستین پرسش مقلدان این است که تکلیف عمل به فتاوای ایشان چه میشود؟ آیا اساساً امکان استمرار این مسیر وجود دارد و برای این کار، لزومی به کسب اجازه از یک مرجع زنده مشخص هست؟
در نظام اجتهادی ما، هنگامی که مرجعی؛ خواه در مقام رهبری باشد یا غیر آن، دار فانی را وداع میگوید، مقلد موظف است برای استمرار عمل به فتاوای ایشان، به نظر مراجع زنده رجوع کند. بنده شخصاً مبنای بقا بر میت را صحیح نمیدانم، اما نکته کلیدی اینجاست که برای عامه متدینان، ملاک، نظر مراجع جایز التقلیدِ فعلی است. از آنجا که هماکنون بخش قابل توجهی از مراجع زنده، بقا بر تقلید را جایز و در مواردی واجب میدانند، مقلدان ایشان میتوانند بر تقلید خود باقی بمانند. نکته بسیار دقیق این است که در این مرحله، لزومی ندارد مقلد حتماً به یک شخص خاص استناد دهد؛ همین که میداند در میان مراجعِ زنده و جایزالتقلید، کسانی (مانند آیات عظام وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی و دیگر بزرگان) بقا را جایز میدانند، برای استمرار تقلید کفایت میکند و عمل او مجزی است.
تکلیف مقلدان قدیمی امام خمینی(ره) چیست؟
گروه زیادی از متدینان همچنان بر تقلید امام خمینی(ره) باقی بودهاند و این استمرار با اجازه «امام شهید» صورت میگرفت. اکنون که آن واسطه و مرجع مجوز حضور ندارد، تکلیف این پیوند فقهی با امام راحل چه میشود؟
در این وضعیت، درواقع آن واسطهای که اجازه بقا بر امام خمینی(ره) را صادر کرده بود، دیگر نیست. اما این به معنای بطلان تقلید نیست. اکنون این افراد با استناد به نظر مراجع زنده فعلی که بقا بر میت را جایز میدانند، به مسیر خود ادامه میدهند. در حقیقت، با یک واسطه، حجیت فتاوای امام خمینی(ره) برای این افراد از طریق مراجع زنده فعلی استمرار مییابد و پیوند فقهی آنان با مرجع نخستین همچنان برقرار میماند.
خمس و وجوهات را کجا بپردازیم؟
یکی از چالشهای عملی برای مردم، بحث پرداخت خمس و سهم امام است. با توجه به مبنای امام شهید مبنی بر لزوم تمرکز این وجوهات نزد حاکم و رهبر جامعه، اکنون متدینان باید وجوهات خود را به کدام نهاد یا دفتر تحویل دهند؟
اگر مقلدی بر اساس نظر مراجع زنده، بر تقلید مرجع فقید باقی ماند، باید به چارچوب فتوایی همان مرجع در بحث وجوهات نیز پایبند باشد. مشهور این است که نظر رهبری شهید بر تمرکز وجوهات نزد حاکم شرع و کسی که زعامت جامعه را بر عهده دارد، استوار بود. بنابراین، اگر مقلد براساس قرائن و شواهد، زعامت فعلی را در فرزند ایشان، آیتالله سیدمجتبی خامنهای میبیند، میتواند وجوهات را به دفتر ایشان تحویل دهد و قبض دفتر رهبری را دریافت کند که کفایت میکند. البته راه دومی هم وجود دارد؛ اینکه در این مسئله خاص(نحوه پرداخت) به یک مرجع زنده رجوع کند. اگر آن مرجع زنده اجازه دهد وجوهات مرجع فقید به دفتر زعیم فعلی پرداخت شود، باز هم مسئله حل شده است. اما در مجموع، پرداخت به دفتر رهبری شهید که اکنون تحت نظر زعامت جدید است، مجزی است.
راهنمای مقلدان در مسائل تازه شرعی
در مواجهه با موضوعات نوپدید و مسائل جدیدی که در رساله یا فتاوای امام شهید پاسخی برای آنها وجود ندارد، تکلیف چیست؟ در این بنبستهای احتمالی، چه مسیری پیش روی مقلد است؟
ابتدا باید دقت شود هر مسئلهای که جدید به نظر میرسد، لزوماً حکم جدیدی ندارد؛ بسیاری از مسائل درواقع ذیل قواعد پیشین پاسخ داده شدهاند. اما اگر واقعاً مسئلهای نوپدید باشد که رهبر شهید در مورد آن نظری نداشتهاند، مقلد نمیتواند در آن مورد بر تقلید میت باقی بماند. در اینجا گزینه «بقا» موضوعیت ندارد و فرد مکلف است یک مجتهد زنده و جایزالتقلید را انتخاب کرده و در آن مسئله خاص، دقیقاً مطابق با فتوای او عمل کند.
تکلیف احتیاطهای واجب در شرایط جدید
بسیاری از مقلدان در مواردی که مرجع اصلیشان مانند امام خمینی(ره)، «احتیاط واجب» داشتند، به فتوای «امام شهید» عمل میکردند. آیا با شهادت ایشان، آن تصمیمات و اعمال قبلی همچنان از نظر شرعی معتبر و قابل استناد است؟
این رجوع معتبر باقی میماند. اگر مکلف در زمان حیات رهبری شهید، در یک مسئله احتیاطی به فتوای ایشان رجوع و عمل کرده است، این عمل و استمرار آن براساس قواعد بقا بر تقلید، صحیح و معتبر است و با شهادت ایشان باطل نمیشود.
حوزه علمیه؛ لنگرگاه آرامش در تلاطمها
در شرایط حساس فعلی که احتمال سردرگمی در مسائل شرعی وجود دارد، حوزه علمیه چگونه میتواند نقش آرامشبخش خود را ایفا کند؟ آیا ضرورت ندارد مراجع به یک دستورالعمل واحد برای رفع چنددستگی در نظرات برسند؟
باید میان تشتت سردرگمکننده و تکثر علمی تفکیک قائل شد. وجود اختلاف نظر در مباحث نظری و علوم انسانی (اعم از اقتصاد، سیاست، فقه و...) امری طبیعی و نشانه حیات علمی است؛ همانطور که اقتصاددانان در مورد یک پدیده نظرات متفاوتی دارند. بنابراین، وفاق کامل بر یک نظر، عملاً ناشدنی است. اما این به معنای سردرگمی مردم نیست. اگر مؤمنان به کارشناسان مطمئن و عالمان دین رجوع کنند، درخواهند یافت که مسیر حرکت اصلاً پیچیده نیست. در سطح عالی و در فلسفه فقه، بزرگان میتوانند با گفتوگو، فواصل علمی را کم کنند اما در سطح توده مردم، ما تشتت بنبستآفرین نداریم. کافی است مردم با عالمان در ارتباط باشند تا این آرامش فقهی حفظ شود.






نظر شما