کار به جایی رسیده که حتی رئیس قوه قضائیه هم از وضعیت اینترنت، سیمکارت سفید و اینترنت پرو انتقاد کرده و دستور پیگیری داده است. با این حال، مهمترین اثر این وضعیت شاید نه در کندی و قطعی اینترنت بینالملل، بلکه در یک تغییر مسیر اساسی باشد: اینکه کشوری با این حجم از نیروی فنی، بهجای ساختن پلتفرم و زیرساخت، دارد در مهندسی دور زدن محدودیتها به مهارتی جهانی میرسد!
زیست دیجیتال جدید
اگرچه محدودیت اینترنت برای افزایش کنترل اعمال میشود، اما اینترنت رفتاری شبیه آب دارد؛ هرجا مسیرش بسته شود، راه تازهای پیدا میکند. اگر نتواند از رودخانه عبور کند، در خاک نفوذ میکند و اگر سدی در برابرش ساخته شود، بهتدریج راهی در زیرزمین باز میکند. در سالهای اخیر، محدودیتهای گسترده بر اینترنت بینالمللی در ایران عملاً چنین سدی ایجاد کرده است. اما قطعیهای طولانیتر و شرایط اضطراری اخیر موجب شده این روند وارد مرحله تازهای شود. نتیجه آن است که نوعی زیست دیجیتال تازه شکل گرفته؛ زیستی که کمتر در سطح دیده میشود و بیشتر در لایههای پنهان جریان دارد. در نگاه اول، مسئله ممکن است صرفاً به کندی سرعت، دشوارتر شدن دسترسی یا گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیت خلاصه شود. اما آنقدر هم به ماجرا ساده نگاه نکنید. وقتی مسیرهای رسمی محدود یا پرهزینه میشوند، کاربران و کسبوکارها بهتدریج به مسیرهای جایگزین روی میآورند؛ مسیرهایی که اغلب پیچیدهترند و شفافیت کمتری دارند.
به این ترتیب، اینترنتی که میتوانست در مسیرهای آشکار و قابل مدیریت جریان داشته باشد، آرامآرام به سمت لایههای زیرزمینی حرکت میکند. سؤال مهمی که اینجا شکل میگیرد این است: اگر زندگی دیجیتال به زیست جدیدش منتقل شود، چه پیامدی برای اقتصاد، امنیت و مهمتر از همه برای نیروی انسانی فنی کشور خواهد داشت؟
برآوردهای اقتصادی
تابناک در این باره مینویسد: این روزها اقتصاد ایران کم دردسر ندارد؛ از تورم و رکود گرفته تا تحریم و بیثباتی بازار. با این حال، در میان همه این فشارها، محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت جهانی زخمی است که بر بسیاری از کسبوکارها عمیقتر از بقیه نشسته است. در قدم نخست، مجموعهای از برآوردهای اقتصادی مطرح میشود که نمیتوان بهسادگی از کنارشان گذشت. بر اساس گزارشهای مختلف، از جمله نقلقولهایی از مقامات اتاق بازرگانی ایران، محدودیتهای اینترنت روزانه حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم ایجاد میکند. اگر خسارتهای غیرمستقیم را هم اضافه کنیم - مثل اختلال در زنجیره تأمین، تبلیغات، فروش، خدمات برخط و فریلنسینگ - این رقم به گفته برخی منابع تا ۷۰ یا حتی ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد. وزیر ارتباطات نیز پیشتر گفته بود حدود ۱۰ میلیون نفر از نظر شغلی، بهطور مستقیم به اینترنت وابستهاند. اثر این وضعیت را میشود در گزارشهای پراکنده از بازار هم دید. برخی شرکتهای بزرگ فروش برخط گفتهاند ناچار به تعدیل نیرو شدهاند و بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط هم از افت فروش ۴۰ تا ۷۰ درصدی خبر دادهاند و برخی عملاً فعالیتشان را متوقف کردهاند. برخی گزارشها میگویند مجموع خسارتهای ماههای اخیر به میلیاردها دلار رسیده و برای اقتصاد دیجیتال (که از آن با عددی در حدود ۲۷ تا ۲۹ میلیارد دلار یاد میشود) تهدیدی جدی ایجاد کرده است.
دور زدن به جای ساختن
اما فارغ از هزینههای اقتصادی که این روزها زیاد دربارهاش گفته میشود، مسئله مهم دیگری هم وجود دارد که کمتر دیده شده. ماجرا جایی نگرانکنندهتر میشود که میبینیم بخش قابلتوجهی از انرژی فنی کشور، به جای «ساختن»، صرف «دور زدن» میشود. مهندسان شبکه، برنامهنویسان و متخصصان امنیت که میتوانستند پیشران پروژههای بزرگ فناوری و نوآوری باشند، یا مهاجرت کردهاند یا ساعتها زمان میگذارند تا راههای تازهای مثل طراحی پروکسیهای پیچیده، ساخت تونلهای رمزنگاریشده و سایر ابزارهای جدید برای عبور از دیوارهای فیلترینگ پیدا کنند. نتیجه، شکلگیری چیزی شبیه یک «شهر زیرزمینی» در دل اینترنت است؛ شهری که ترافیک کاربران در آن نه از مسیرهای شفاف و قابل رصد، بلکه از تونلهای تاریک و ناشناخته عبور میکند. هرچه این فضا بزرگتر میشود، نظارت و مدیریت آن هم دشوارتر و پرهزینهتر میشود؛ درست برخلاف هدفی که معمولاً برای چنین محدودیتهایی اعلام میشود.
خطر حرکت به سمت دارک وب
در همین میان، حرکت کاربران به سمت لایههای تاریکتر اینترنت سرعت گرفته است. وقتی دسترسی به بخشهای عادی و شفاف شبکه دشوار میشود، ترافیک به طور طبیعی به مسیرهای جایگزین منتقل میشود؛ مسیرهایی که عمدتاً از ویپیاِنها، تونلهای رمزنگاریشده و گاهی ابزارهای نزدیک به دارک وب عبور میکنند. دارک وب بخشی از اینترنت است که نه با مرورگرهای معمولی قابل دسترسی است و نه ساختار آن برای شفافیت طراحی شده؛ هویت کاربران و سرورها در آن تا حد زیادی پنهان میماند. هرچند استفاده از این فضا در برخی موارد - مثل حفاظت از حریم خصوصی یا فعالیتهای حساس در محیطهای محدود - کارکردهای مشروع دارد، اما بخش قابلتوجهی از آن، میزبان بازارهای غیرشفاف و فعالیتهای پرخطر سایبری است. وقتی بخش بزرگی از کاربران، حتی ناخواسته، در همین مسیرها جابهجا شوند، نتیجهاش نه افزایش امنیت، بلکه کاهش شفافیت و افزایش تهدیدهای سایبری خواهد بود. به همین دلیل برخی کارشناسان میگویند این روند به یک تناقض عملی منجر میشود: سیاستهایی که قرار است سطح کنترل و امنیت را بالا ببرند، درنهایت ترافیک اینترنت را به فضاهایی هدایت میکنند که اساساً برای ناپیدایی و پنهانکاری ساخته شدهاند. اگر چنین روندی بدون بازنگری ادامه پیدا کند، پیامد آن علاوهبر کند شدن اقتصاد دیجیتال، ایجاد یک وضعیت پیچیدهتر است. وضعیتی که در آن، کشوری با میلیونها کاربر آنلاین و هزاران متخصص فناوری، به جای حرکت طبیعی به سمت توسعه و نوآوری، ممکن است ناخواسته به یکی از بزرگترین آزمایشگاههای اینترنت زیرزمینی و قطب «دارک وب» در جهان تبدیل شود.




نظر شما