تحولات منطقه

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۵
کد مطلب: ۱۱۴۷۱۱۳

چین، آمریکا و نامعادله تایوان در برابر تنگه هرمز

در آستانه سفر دونالد ترامپ به پکن یک سؤال خیلی همه‌گیر شده است؛ آیا چین علیه ایران در خاورمیانه وارد جنگ خواهد شد؟

در حالی که رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا امروز برای دیدار با شی جین پینگ به چین سفر می‌کند؛ زمزمه‌هایی مبتنی بر اطلاعات از منابع آگاه، سعی در ارائه تصویری از یک معامله بزرگ میان این دو قدرت جهانی داشته‌اند.

چین، آمریکا و نامعادله تایوان در برابر تنگه هرمز
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، در حالی که رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا امروز برای دیدار با شی جین پینگ به چین سفر می‌کند و اوضاع و مناسبات در صحنه قدرت و سیاست بین‌الملل بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر، هرج‌ومرج‌گونه و ناپایدار است؛ زمزمه‌هایی تکرارشونده، در قالب گمانه‌زنی‌های ژورنالیستی یا حتی پیشگویی‌های مبتنی بر اطلاعات از منابع آگاه، سعی در ارائه تصویری از یک معامله بزرگ میان این دو قدرت جهانی داشته‌اند؛ معامله‌ای بر پایه یک نامعادله؛ تایوان در برابر تنگه هرمز!

معامله بزرگ در شرف وقوع است؟

بعضی رسانه‌ها، سیاسیون، تحلیلگران و روزنامه‌نگاران در مقیاسی وسیع در حال انتشار این ایده هستند که سفر ترامپ به چین، احتمالاً متضمن وقوع یک بده بستان بزرگ ژئوپلیتیکی است که طی آن، رئیس‌جمهور آمریکا در حالی که به هیچ یک از اهداف خود در تهاجم علیه جمهوری اسلامی ایران دست نیافته، بتواند با جلب نظر چین، به بحران خودساخته تنگه هرمز پایان داده و با کادوپیچ رسانه‌ای آن به عنوان یک پیروزی بزرگ، بخشی از آسیب‌های سیاسی، اقتصادی و حیثیتی خود و کشورش را جبران کند و تا مرحله بعدی درگیری (احتمالاً پس از انتخابات کنگره) به بازسازی افکار عمومی از دست رفته در خاک خود مشغول شود و در مقابل، با عقب‌نشینی از مواضع تند آمریکایی در قبال مسئله چین و تایوان یا محدود کردن حمایت‌های تسلیحاتی و نظایر آن، رضایت خاطر اژدهای زرد را نسبت به آنچه بخش جدایی‌ناپذیر از خاک خود می‌خواند، فراهم آورد.

تا اینجای کار، همه چیز منطقی به نظر می‌رسد؛ منطقی اما البته ساده‌انگارانه! واقعیت این است که ذهن ما برای رهایی از پیچیدگی‌های زیاد به‌ویژه در مسائل ذاتاً درهم تنیده‌ای چون سیاست و قدرت در این مقیاس بزرگ، میل به ساده‌سازی و حذف جزئیات دارد؛ جزئیاتی نظیر سایر عوامل و بازیگران، تفاوت ارزش‌های جغرافیایی، کنش‌های ژئوپلیتیک در مقابل منویات ژئواستراتژیک.

در نظر پکن، تایوان یک کشور نیست

در این میان، چین، تایوان را نه یک کشور که به خاک آن طمع داشته باشد، که بخشی از سرزمین اصلی می‌داند و به هیچ عنوان موجودیتی مستقل برای آن قائل نخواهد بود و به‌سختی می‌تواند جز یک تغییر راهبردی در سیاست‌های آمریکایی، نظیر موافقت با الحاق دوباره تایوان به سرزمین اصلی یا چیزی شبیه به این را به عنوان یک پیشنهاد وسوسه‌کننده برای معامله بر سر تنگه هرمز طبقه‌بندی کند و از طرفی، یانکی‌ها هم پس از سرزمین‌های اشغالی فلسطین و موجودیت غده سرطانی صهیونی در غرب آسیا، خط قرمزی پررنگ‌تر از الحاق تایوان به چین نداشته و همین واقعیت ساده، معامله احتمالی را غیرواقعی‌تر جلوه می‌دهد. علاوه بر اینکه بر فرض خیلی بعید و عجیب تحقق آن، چیز زیادی برای نقش اصلی و قهرمان داستان و منازعه جاری و شرایط حاکم بر تنگه هرمز ایجاد نمی‌کند؛ جمهوری اسلامی ایران تا روز قبل از این معامله خیالی، با دنیا می‌جنگیده منهای چین و روز بعد از آن، با دنیا خواهد جنگید به‌علاوه چین!

باز هم اهمیت استراتژیک

قرار نیست بر این پیچیدگی اضافه کنیم؛ واقعیت این است که جمهوری خلق چین به‌درستی اهمیت ژئواستراتژیک جمهوری اسلامی ایران و البته نقش تعیین‌کننده آن در نظم پیش روی قدرت بین‌الملل را دریافته و حالا مطمئن است که تضعیف، شکست و نابودی جمهوری اسلامی ایران، متضمن استمرار یکه‌تازی رقیب فرسوده آمریکایی برای دهه‌ها یا حتی قرن‌های دیگر است.

آنجا که با فروریختن فرضی دیوار مستحکم ایران و در نبود اراده مستقل ملی و ساختاریافته دیگر در جنوب و غرب آسیا، تمام منابع و مواهب طبیعی، اعم از فسیلی و معدنی را به رقیبی تمامیت‌خواه و بی‌رحم واگذار خواهد کرد و آنجاست که ماشین صنعت و مصرف این جمعیت یک‌میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفری، برای حتی یک بشکه نفت هم به آمریکایی وابسته خواهد بود که حتی پسرعموهای اروپایی‌اش را پیش پای منافع امپریالیستی خود به‌سادگی سر بریده است.

جغرافیای سیاسی یکپارچه آمریکایی، از سواحل غربی دریای چین تا مرزهای شرقی افغانستان، آخرین چیزی است که حزب حاکم انتظار آن را می‌کشد و مواضع سرسخت اخیر چین، صراحت در تقابل با تحریم‌های ایالات متحده در خرید نفت از ایران و استفاده معنادار از ابزار «وتو» در شورای امنیت سازمان ملل، هرگونه احتمال معامله بر سر نامعادله تایوان و تنگه را بسیار بعید و دور از ذهن می‌نماید.

توجه به تصمیمات راهبردی و مواضع اخیر چین در قبال جنگ جدید آمریکایی‌ها، بیانگر درک دقیق طرف چینی از اهمیت نتیجه این منازعه در نظم بین‌المللی پیش روی جهان است؛ نظمی که یا ادامه قدرت تمامیت‌خواه آمریکایی و ادامه استثمار و تحقیر اراده‌های مستقل ملی است یا سقوطی که جا را برای چین در رهبری و استقرار در نوک هرم قدرت(حداقل در حوزه اقتصادی) باز خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha