بهگزارش قدس آنلاین، رئیس جمهور آمریکا با پرونده قطور از اختلافات زیر بغل در شرایطی راهی چین شده که جنگ با ایران زیر پایش را خالی کرده و وی را در شکنندهترین حالت قرار داده است. ترامپ سفری را که قرار بود اسفندماه گذشته انجام شود به تعویق انداخت به این امید که با امتیازگیری از تهران پای میز مذاکره، با دست پر راهی پکن شده و اژدهای زرد را به کرنش مقابل خواستههایش وادارد، اما اوضاع چیزی نشد که دونالد میخواست.
حالا رئیسجمهور آمریکا تبدیل به سیاستمداری شده که برای دریافت کمک و نه اعمال فشار به شرق آسیا میرود. براساس شواهد، جنگ با ایران در کانون رایزنی قرار خواهد داشت و این در حالی است که همبستگی و اشتراک منافع دو قدرت شرقی بر این دیدار و روند دیپلماتیک سایه انداخته و در ترسیم مسیر پیش رو اثرگذار خواهد بود.
نخستین دلیل این گفته، به جایگاه و نقش ویژه اژدهای زرد در همکاری سیاسی، نظامی و بهویژه اقتصادی با جمهوری اسلامی برمیگردد. پکن در حوزه سیاسی به پشتیبان قوی تهران تبدیل شده و اعلام مخالفت با قطعنامه ضد ایرانی مدنظر اخیر آمریکا و بحرین برای ارائه به شورای امنیت، چشمهای از این حمایتهاست. در حوزه نظامی و امنیتی اگرچه همکاری تهران و پکن چندان شفاف نیست اما بسیاری معتقدند کمکهای چین از کانال پاکستان، بهویژه در تقویت پدافند جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه بسیار مهم بود.
مهمترین جنبه همکاری میان طرفین در حوزه اقتصادی است. با وجود جنگ و فشارهای ایالات متحده، طبق گزارش نشریه اقتصادی میس، درآمد نفتی ایران از محل صادرات نفت به چین در ماه مارس ۲۰۲۶ نهتنها کاهش نیافته، بلکه به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر (حدود ۵.۳میلیارد دلار) رسیده است. این مشارکت راهبردی شکل گرفته قطعاً مقابل نیات کاخسفید بوده و نقشههای تهاجمی و جنگی آنها را به چالش خواهد کشید.
دلیل دیگر اهمیت سفر ترامپ به پکن تا آنجا که به موضوع ایران مربوط است، ظرفیت دیپلماتیک و جایگاه میانجیگری چین است که در حل بحران اخیر میتواند به کار آید. اژدهای زرد اسفند ۱۴۰۱ با پا درمیانی به اختلافات چندین ساله ایران و عربستان پایان داد. در مقطع کنونی هم بسیاری ورود پاکستان به موضوع میانجیگری میان ایران و آمریکا را با سرانگشت اشاره چین میدانند، چراکه اسلامآباد به تنهایی از ظرفیتهای لازم برای بازیگری در چنین بحرانی برخوردار نیست. ترامپ اگرچه مدعی شده «در موضوع ایران به کمک چین نیازی ندارد» ولی او امیدوار خواهد بود بتواند شی جین پینگ را راضی کرده و به اعلام حمایت لفظی از جنگ خود بکشاند؛ هدفی که دستنیافتنی به نظر میرسد، چراکه پینگ با طرح چهار مادهای نشان داده اولویت وی مدیریت و کاهش تنش میان دولتهای پیرامون خلیجفارس است و فعلاً علاقه و عزمی برای ورود به میانجیگری میان تهران و واشنگتن ندارد.
سفر به پکن از باب درک مزه دهان رئیسجمهور چین درباره تحولات تنگه هرمز هم برای ترامپ حائز اهمیت است. چین ۳۷.۷درصد از کل صادرات نفتی را که از تنگه هرمز می گذرد، دریافت میکند که بیشترین سهم در میان کشورهاست.
با این اوصاف، نخستین قربانی باز شدن «جعبه پاندورا» در خاورمیانه، اژدهای زرد است. با این حال به نظر میرسد فعلاً نگاه سیاسی چین درباره رخدادهای پیرامون تنگه هرمز بر رویکرد اقتصادی آن میچربد.
در این معنی، پکن که از جنگ احمقانه ترامپ علیه ایران ناراضی بوده و از تعرفههای او نیز گلهمند است، گرفتاری آمریکا در باتلاق خلیجفارس را فرصت خوبی برای تسویهحساب سیاسی از واشنگتن حتی به بهای ضرر کوتاه مدت اقتصادی میداند و لذا بعید است باوجود درخواستهای مکرر، گول خورده و در نقشه ضدایرانی ترامپ ایفای نقش کند.
با وجود نکات گفته شده، آنچه مشخص است بیزاری پکن از رویکرد جهانی ترامپ و بهویژه جنگ با ایران است که احتمالاً در دیدارهای دو طرف بازتاب خواهد داشت و این میتواند موضع بحق ایران مقابل زیادهخواهیهای واشنگتن را تقویت کند.
عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر ایران در چین در این باره مینویسد: «روابط ایران و چین به عنوان دو تمدن کهن با فرهنگ عمیق و روابط مستحکم، که به دنبال امنیت، صلح و توسعه مشترک در منطقه هستند، مستحکمتر از آن است که آمریکا قادر باشد با فشار بر چین، مواضع پکن را نسبت به تهران تغییر دهد».





نظر شما