این اصطلاح، در لغت به معنای گسترش دادن، بسط دادن یا آماده ساختن زمین برای سکونت آمده است و به مرحلهای از آفرینش زمین اشاره دارد که در آن، زمین از حالت اولیه خود خارج شده و به صورت محیطی قابل زیست برای انسان درآمده است.
در ادبیات دینی، این رخداد با روز بیستوپنجم ذیالقعده پیوند خورده و بهعنوان یکی از ایام بافضیلت در تقویم عبادی مسلمانان، شناخته میشود.
ریشه اصلی مفهوم دحو الارض را باید در قرآن جستوجو کرد. در سوره نازعات آمده است: وَالأرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحَاهَا؛ و زمین را پس از آن گسترش داد.
مفسران این آیه را اشاره به مرحلهای از سامانیافتن زمین دانستهاند که پس از آفرینش اولیه آسمانها و زمین رخ داده است. واژه دحو در زبان عربی علاوه بر گسترش، معنای خارج ساختن چیزی از درون نیز دارد؛ به همین دلیل برخی مفسران گفتهاند که دحو الارض به معنای بیرون آمدن خشکیها از زیر آبها و شکلگیری قارههاست.
در نتیجه، این مفهوم، در تفسیرهای مختلف، به مرحلهای از تنظیم و آمادهسازی زمین برای حیات اشاره میکند، نه صرفاً به اصل خلقت آن.
در سنت روایی اسلامی، دحو الارض با روایاتی همراه شده که به نقش کعبه در آغاز گسترش زمین اشاره دارند. در برخی احادیث نقل شده است که نخستین نقطهای از زمین که از آب سر برآورد، محل کعبه بوده و از آنجا زمین بهتدریج گسترده شده است. این روایتها بیشتر در منابع حدیثی شیعه و سنی، از جمله آثار شیخ صدوق، شیخ طوسی، و نیز در تفاسیر روایی نقل شدهاند.
بر اساس این گزارشها، کعبه بهعنوان اول بیت نه تنها مرکز عبادت، بلکه نمادی از مرکزیت معنوی زمین نیز تلقی میشود؛ جایی که آغاز سامانیافتن زمین با آغاز هدایت الهی، پیوند خورده است.
در کنار بُعد کیهانی و خلقتشناختی، دحو الارض در فرهنگ عبادی مسلمانان نیز جایگاه ویژهای یافته است.
در روایات شیعه، روز بیستوپنجم ذیالقعده بهعنوان روز دحو الارض معرفی شده و برای آن اعمالی مانند روزه، نمازهای مستحبی و دعا توصیه شده است. در برخی روایات آمده است که در این روز، رحمت الهی بر زمین گسترده شده و آغازگر تحولات مهمی در تاریخ هدایت الهی بوده است.
این تأکید روایی، سبب شده است که دحو الارض در سنت شیعی بهعنوان یکی از روزهای مهم معنوی در کنار ایامی مانند مبعث و غدیر، مورد توجه قرار گیرد.
از منظر تفسیری، مفسران اسلامی تلاش کردهاند میان گزارشهای دینی درباره دحو الارض و فهم علمی از شکلگیری زمین نیز، نوعی هم خوانی برقرار کنند.
برخی از مفسران معاصر، با توجه به دادههای زمینشناسی، این مفهوم را به مرحلهای از تحول زمین نسبت دادهاند که در آن پوسته زمین تثبیت شده، خشکیها از زیر آبها پدید آمده و شرایط برای پیدایش حیات، فراهم شده است.
البته باید توجه داشت که متون دینی در اصل به بیان هدفمند بودن خلقت و نظم الهی در جهان میپردازند، نه ارائه گزارش علمی دقیق به معنای امروزی آن؛ از اینرو، تفسیرهای علمی بیشتر در چارچوب تقریب مفهومی، صورت میگیرند.
جایگاه نمادین دحو الارض در الهیات اسلامی، یادآور مرحلهای است که زمین از وضعیت اولیه و بیسامان به محیطی قابل زیست تبدیل میشود.
در این معنا، دحو الارض نشانهای از تدبیر الهی در خلقت و هماهنگی عناصر طبیعی برای فراهم شدن امکان حیات انسان است.
بسیاری از متفکران مسلمان این مفهوم را در پیوند با نگاه توحیدی به جهان تفسیر کردهاند؛ یعنی جهان نه مجموعهای تصادفی از پدیدهها، بلکه نظامی هدفمند است که در آن مراحل خلقت با حکمت الهی، سامان یافتهاند؛ بنابراین میتوان گفت، دحو الارض مفهومی چندلایه در سنت اسلامی است که ابعاد لغوی، قرآنی، روایی، عبادی و حتی تفسیری کیهانشناختی را در بر میگیرد.
در قرآن، این مفهوم به مرحله گسترش و سامانیافتن زمین اشاره دارد؛ در روایات، با آغاز گسترش زمین از نقطه کعبه و با فضیلت روز بیستوپنجم ذیالقعده پیوند خورده است؛ و در اندیشه دینی، نمادی از نظم و تدبیر الهی در آفرینش جهان، به شمار میرود.
از این رو، دحو الارض را میتوان نه صرفاً یک رویداد کیهانی، بلکه مفهومی الهیاتی دانست که پیوند میان خلقت جهان، مرکزیت معنوی زمین و جایگاه انسان در نظام آفرینش را، بازتاب میدهد.





نظر شما