جهان در حال ورود به دورهای تازه از رقابت ژئوپلیتیک است؛ دورهای که در آن دیگر فقط حجم تولید نفت و گاز تعیینکننده قدرت نیست، بلکه کنترل مسیرها، گلوگاهها و زنجیرههای تأمین به مهمترین ابزار نفوذ تبدیل شده است. اگر در دهههای گذشته بازار جهانی انرژی بر پایه انعطاف و جهانیسازی عمل میکرد، امروز ساختار تازهای در حال شکلگیری است که بیشتر بر تابآوری، تنوع مسیرها و امنیت زیرساختها تکیه دارد.
بحران اوکراین، تنشهای دریای سرخ، رقابت آمریکا و چین و آسیبپذیری زنجیرههای فناوری، همگی نشان دادهاند که جهان دیگر به وضعیت پیش از بحران بازنمیگردد. هر شوک، اثر خود را در سیستم باقی میگذارد و بحران بعدی را پیچیدهتر میکند. اقتصاد جهانی اکنون کمتر شبیه بازاری آزاد و بیشتر شبیه شبکهای از مسیرهای حساس و شکننده عمل میکند.
اروپا و تولد نقشه جدید انرژی
بزرگترین تغییر در اروپا رخ داده است. قارهای که دههها بر گاز روسیه تکیه داشت، اکنون مجبور شده جغرافیای انرژی خود را از نو تعریف کند. محور سنتی شرق به غرب فروپاشیده و اروپا به سمت جنوب و اقیانوس اطلس چرخیده است. LNG آمریکا، گاز شمال آفریقا و مسیرهای مدیترانهای اکنون ستون فقرات امنیت انرژی اروپا را تشکیل میدهند.
بنادر اسپانیا، ایتالیا، یونان و کرواسی که تا چند سال پیش نقش محدودی داشتند، امروز به نقاط حیاتی ورود انرژی تبدیل شدهاند. همزمان، ناامنی در دریای سرخ و بابالمندب باعث شده کشتیها مسیر طولانیتری را از اطراف آفریقا طی کنند؛ مسئلهای که هزینه حملونقل و فشار بر بازار جهانی را افزایش داده است.
این تغییر فقط یک جابهجایی جغرافیایی نیست؛ بلکه بازتاب ورود جهان به عصری است که در آن «گلوگاهها» اهمیت بیشتری از منابع پیدا کردهاند. تنگه هرمز، کانال سوئز، مالاکا و حتی تنگه تایوان اکنون تنها مسیر عبور کالا نیستند، بلکه نقاطی هستند که میتوانند توازن اقتصاد جهانی را برهم بزنند.
پیوند تازه انرژی و فناوری
در این میان، رقابت انرژی دیگر صرفاً درباره نفت و گاز نیست. امنیت انرژی بهطور فزایندهای با امنیت فناوری گره خورده است. تراشههای نیمههادی که عمدتاً در تایوان و کره جنوبی تولید میشوند، اکنون برای شبکههای برق، خودروهای برقی، هوش مصنوعی و مراکز داده حیاتی هستند.
هرگونه بحران در تنگه تایوان میتواند همزمان بازار انرژی، صنعت فناوری و زیرساختهای دیجیتال را مختل کند. به همین دلیل، آمریکا و چین با وجود رقابت شدید، همچنان ناچار به حفظ نوعی وابستگی متقابل کنترلشده هستند. سفر مقامهای اقتصادی و مدیران فناوری آمریکایی به پکن طی ماههای اخیر نشان میدهد حتی دو قدرت رقیب نیز از گسست کامل اقتصادی هراس دارند.
عصر تابآوری به جای جهانیسازی
سرمایهگذاران و دولتها اکنون بیش از هر زمان دیگری روی «تابآوری» تمرکز کردهاند. پروژههایی که تنها به یک مسیر یا یک تأمینکننده وابسته باشند، پرریسکتر تلقی میشوند. به همین دلیل، سرمایهها به سمت زیرساختهای منعطفتر مانند واحدهای شناور LNG، نیروگاههای چندمنظوره و شبکههای توزیع پراکنده حرکت میکنند.
در این جهان جدید، قدرت دیگر فقط به معنای تولید بیشتر نیست؛ بلکه به معنای توانایی مدیریت بحرانها، حفظ جریان انرژی و باز نگه داشتن مسیرهای حیاتی است. جهانی که در حال شکلگیری است، جهان بازگشت به وضعیت عادی نیست؛ بلکه جهانی است که باید دائماً خود را با فشارهای انباشته سازگار کند.





نظر شما