بعد از گرانی و کمبود داروهای بیماران خاص، سرگردانی خانوادهها برای یافتن آنتیبیوتیک و داروهای حیاتی و بحرانهای پیدرپی در بازار درمان، حالا نوبت به کمیاب شدن «شربت تریاک» رسیده است؛
دارویی که شاید نامش برای بسیاری عجیب باشد، اما برای هزاران بیمار تحت درمان اعتیاد، حکم مرز میان بازگشت به زندگی عادی و سقوط دوباره به چرخه مصرف را دارد؛ بحرانی که دیگر صرفاً یک کمبود دارویی نیست؛ بلکه نشانه ای از شکست سیاست گذاری، نبود آینده نگری و آشفتگی در مدیریت درمان اعتیاد در کشور است.
امروز نه تنها بیماران، بلکه درمانگران، کلینیکها و حتی فعالان اجتماعی هشدار میدهند که حذف تدریجی شربت تریاک، میتواند موج تازه ای از بازگشت به مصرف مواد، افزایش بازار سیاه و گسترش آسیبهای اجتماعی را رقم بزند.
دارویی که از «طرح درمان» به «بحران ملی» رسید
شربت تریاک یا «تنتور اپیوم» از اوایل دهه ۸۰ وارد چرخه درمان اعتیاد در ایران شد؛ دارویی که به گفته سعید صفاتیان، درمانگر و پژوهشگر اعتیاد، ابتدا در قالب یک پروژه تحقیقاتی از سوی مرکز مطالعات اعتیاد دانشگاه تهران بررسی شد و پس از حدود سه سال مطالعه، به عنوان یکی از گزینه های درمان نگه دارنده وارد پروتکل های رسمی کشور شد.
صفاتیان توضیح میدهد که این دارو به ویژه برای مصرف کنندگان سنتی تریاک و افراد مسن تر، پذیرش بیشتری نسبت به متادون داشت؛ چراکه هم عوارض کمتری داشت و هم از نظر روانی، حس نزدیکی بیشتری به ماده مصرفی قبلی در بیماران ایجاد میکرد.
او معتقد است شربت تریاک در مقایسه با تریاک خیابانی، یک داروی «سالمتر» است؛ زیرا ناخالصیهای خطرناک آن در فرایند تولید صنعتی حذف میشود.
اما حالا همان دارویی که سال ها بهعنوان یکی از موفق ترین ابزارهای کاهش آسیب شناخته میشد، خود به بحرانی تازه تبدیل شده است؛ بحرانی که به گفته فعالان حوزه درمان، از سال ۱۴۰۰ و هم زمان با بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان آغاز شد.
طالبان، کاهش کشت خشخاش و بحران در ایران
افغانستان طی دهه های گذشته اصلی ترین منبع تریاک منطقه بود و بخش مهمی از مواد اولیه مورد نیاز صنایع دارویی ایران نیز، مستقیم یا غیرمستقیم، به همین بازار وابسته بود. با محدود شدن کشت خشخاش از سوی طالبان، میزان کشفیات تریاک در ایران کاهش چشمگیری پیدا کرد و این موضوع به سرعت زنجیره تولید داروهای مبتنی بر تریاک را تحت تأثیر قرار داد.
صفاتیان در این باره میگوید هشدارها از همان سالهای ابتدایی داده شده بود، اما ستاد مبارزه با مواد مخدر و وزارت بهداشت، برنامه ریزی مؤثری برای مواجهه با بحران نداشتند. او صریحاً از «ضعف بزرگ و کلان در ساختار ستاد مبارزه با مواد مخدر و سازمان غذا و دارو» سخن میگوید و تأکید میکند که نتیجه این بی برنامگی، حالا خود را در کمبود شدید شربت تریاک نشان داده است.
ابعاد بحران نیز کوچک نیست. به گفته این درمانگر اعتیاد، در برخی استانها از هر ۱۰۰ بیمار تنها به ۲۰ نفر شربت تریاک میرسد. در برخی گزارشهای میدانی حتی گفته شده که در بعضی مراکز، سهمیه دارو عملا به صفر رسیده است.
بیماران میان «خماری» و «بازگشت به خیابان»
شاید مهم ترین خطای سیاست گذاران این باشد که هنوز مسئله اعتیاد را صرفاً از زاویه انتظامی میبینند، نه درمانی. برای بیماری که سالها تحت درمان نگه دارنده بوده، قطع ناگهانی دارو مساوی با بازگشت فوری علائم شدید جسمی و روانی است.
صفاتیان با توصیفی صریح از وضعیت بیماران میگوید:مصرف کننده شربت تریاک نمیتواند بگوید یک ماه صبر میکنم تا دوباره دارو پیدا شود. اگر سر ساعت دارویش را مصرف نکند، دست و پایش میلرزد، بیقرار میشود، نمیتواند سر کار برود و حتی در خانه دچار تنش و پرخاشگری میشود.
همین مسئله باعث شده بسیاری از بیماران دوباره به بازار قاچاق بازگردند. برخی به مصرف تریاک خیابانی روی آورده اند و برخی دیگر به سمت مواد خطرناک تری چون هروئین و شیشه سوق پیدا کردهاند؛ موادی که هزینه های مالی، روانی و اجتماعی سنگین تری برای فرد و جامعه ایجاد میکنند.
حبیب بهرامی، کارشناس اعتیاد، نیز هشدار میدهد که قطع دسترسی به شربت اوپیوم عملا به معنای شکست فرایند درمان است. او میگوید: بیمار مصرف را قطع نمیکند، بلکه برای جلوگیری از خماری به بازار غیرقانونی بازمیگردد؛ بازگشتی که هم هزینه های درمان را نابود میکند و هم آسیبهای اجتماعی تازهای میسازد.
بازار سیاه، شربت دست ساز و یک خطر پنهان
کمبود شربت تریاک فقط به بازگشت بیماران به مصرف مواد ختم نشده است. حالا گزارشهایی از شکل گیری بازار سیاه شربت تریاک و حتی آموزش ساخت «شربت دست ساز» در برخی مراکز درمانی منتشر شده؛ اتفاقی که میتواند فاجعه ای تازه خلق کند.
صفاتیان با هشدار نسبت به این روند میگوید: تریاک خیابانی سرشار از ناخالصی است و استفاده از آن برای تهیه شربت دست ساز میتواند خطرات مرگبار داشته باشد. او یادآوری میکند که حدود یک دهه پیش، وجود سرب در تریاک مصرفی باعث مرگ و فلج برخی مصرفکنندگان شده بود.
به گفته او، شربت دارویی کارخانه ای از تریاک تصفیه شده تولید میشود، نه از ماده ای که در بازار قاچاق فروخته میشود؛ بنابراین توصیه به ساخت شربت خانگی، در عمل بیماران را در معرض مسمومیتهای شدید و عوارض غیرقابل پیشبینی قرار میدهد.
از سوی دیگر، کاهش عرضه رسمی، بازار سوداگران را داغ کرده است. دارویی که در سیستم درمانی با هزینهای نسبتاً پایین در اختیار بیمار قرار میگرفت، حالا در بازار آزاد با قیمتهای چند برابری خرید و فروش میشود. علی احمدی، نایب رئیس صنف درمانگران اعتیاد استان تهران، میگوید: هزینه درمان نگه دارنده با شربت تریاک کمتر از دو میلیون تومان در ماه است، اما اگر بیمار به بازار غیرقانونی بازگردد، هزینه ماهانه او ممکن است به ۱۵ تا ۱۸ میلیون تومان برسد.
بحران درمان اعتیاد؛ از کمبود دارو تا فروپاشی مراکز
بحران شربت تریاک در شرایطی رخ داده که مراکز درمان اعتیاد نیز با مشکلات مالی و ساختاری شدیدی روبه رو هستند. عباس دیلمی زاده، مدیرعامل جمعیت «تولد دوباره» معتقد است نظام تعرفه گذاری درمان اعتیاد کاملاً غیرواقعی است و مراکز درمانی را به مرز ورشکستگی رسانده است.
او میگوید: هزینههایی که دولت و بیمه سلامت برای نگهداری بیماران در نظر میگیرند، تناسبی با واقعیت اقتصادی کشور ندارد و همین مسئله بسیاری از مراکز را مجبور کرده برای ادامه فعالیت، به روشهای غیررسمی متوسل شوند.
دیلمیزاده همچنین از کاهش حدود ۴۰ درصدی مراجعات داوطلبانه برای ترک اعتیاد خبر میدهد؛ موضوعی که به باور او، تحت تأثیر همزمان بحران اقتصادی، ناامیدی اجتماعی و فضای روانی ناشی از تنشهای منطقهای تشدید شده است.
در چنین شرایطی، حذف یا کمبود یک داروی کلیدی مانند شربت تریاک، میتواند کل شبکه درمان اعتیاد را با فروپاشی مواجه کند؛ شبکه ای که بخش عمده بار آن بر دوش سازمانهای مردم نهاد، خیریه ها و مراکز خصوصی است.
راهحل چیست؛ واردات یا کشت داخلی؟
در برابر بحران فعلی، دو راهکار اصلی مطرح شده است؛ واردات رسمی تریاک دارویی و کشت کنترل شده خشخاش در داخل کشور.
صفاتیان معتقد است دولت باید از طریق هیأت بینالمللی کنترل مواد مخدر (INCB) برای واردات تریاک از کشورهایی مانند هند، ترکیه، اسپانیا یا استرالیا اقدام کند، هرچند این مسیر بسیار زمان بر و پیچیده است. او تأکید میکند که تریاک و مرفین، مواد استراتژیک محسوب میشوند و تجارت جهانی آنها تحت کنترل شدید قرار دارد.
در کنار واردات، موضوع کشت داخلی خشخاش نیز دوباره مطرح شده است. صفاتیان میگوید خود او از سال ۱۳۸۲ پیشنهاد کشت محدود و کنترل شده تریاک در ایران را مطرح کرده بود، اما همواره با مقاومت روبه رو شده است.
با این حال، اجرای چنین طرحی موانع حقوقی و بینالمللی جدی دارد. طبق قانون مبارزه با مواد مخدر، کشت خشخاش در ایران جرم محسوب میشود و تغییر این وضعیت نیازمند اصلاح قانون و اخذ مجوزهای بینالمللی است.
با وجود این، بسیاری از کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، چارهای جز حرکت به سمت تولید کنترل شده داخلی وجود ندارد؛ چراکه وابستگی کامل به بازار خارجی، امنیت دارویی کشور را به شدت آسیب پذیر کرده است.
آنچه امروز در بازار شربت تریاک رخ میدهد، صرفا کمبود یک داروی خاص نیست؛ این بحران، تصویری روشن از شکاف عمیق میان سیاست گذاری و واقعیت اجتماعی در ایران است. وقتی هشدار کارشناسان سالها نادیده گرفته میشود، وقتی درمان اعتیاد همچنان در حاشیه سیاست گذاری سلامت قرار دارد و وقتی نظام تصمیم گیری تنها پس از وقوع بحران به فکر چاره میافتد، نتیجه چیزی جز بازگشت بیماران به خیابان، رونق بازار قاچاق و گسترش آسیبهای اجتماعی نخواهد بود. بحران شربت تریاک، فقط بحران معتادان نیست؛ بحران حکمرانی در حوزه سلامت و درمان اعتیاد است.





نظر شما