بهگزارش قدس آنلاین، توسعه مناسبات با «اژدهای زرد» که با دم آتشین خود پایان جنگ سرد را فریاد زده و دنیای غرب را به چالشی گرم فرامیخواند، اواخر دولت دوازدهم بود که بهطور ویژه در کانون توجه تصمیمسازان ایرانی قرار گرفت. حسن روحانی که با امضای توافق، به گرهگشایی از مشکلات کشور با برجام امید بسته بود، به سد «فشار حداکثری» آمریکا و اروپا خورد و عملاً کلید او نه تنها دروازه پیشرفت کشور را نگشود بلکه درِ مشکلات را چندقفله کرد.اما با آغاز به کار دولت سیزدهم و اتخاذ راهبرد نگاه به شرق، تقویت همکاری با حوزه خاور و بهویژه چین در دستور کار قرار گرفت. عضویت ایران در دو سازمان مهم شانگهای و بریکس و سپس امضای قرارداد راهبردی همکاری ۲۵ساله ایران و چین نمود عینی این رویکرد بود. در ادامه چنین مسیری روز یکشنبه خبر انتخاب محمدباقر قالیباف به عنوان «نماینده ویژه ایران در امور چین» توجهات را به سوی خود کشاند.
در گفتوگو با محمدرضا منافی، خبرنگار ارشد و تحلیلگر بخش فارسی رادیو بینالمللی چین، دلیل و ابعاد اهمیت انتصاب اخیر را جویا شدیم که در ادامه میخوانید.
انتخاب نماینده ویژه از سوی ایران در امور چین، چرا مهم است؟
به اعتقاد بنده ما تاکنون آن گونه که باید و شاید نتوانستهایم از ظرفیت طرف اثرگذاری مانند چین در حوزه سیاسی، اقتصادی و حتی بینالمللی بهره ببریم. شما نگاه کنید به پاکستان و دیگر کشورهای منطقه و حتی حکومت جدید افغانستان که گامهای خوب، بلند و عملیاتی در حوزه ارتباط با چین برداشتهاند. با این اوصاف انتخاب آقای قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین در کنار رحمانی فضلی به عنوان سفیری قوی و توانمند که ارتباط خوبی هم با رئیس مجلس دارد، یک ترکیب مکمل بسیار خوب و اثرگذار را تشکیل داده و جمهوری اسلامی بهتر و مؤثرتر میتواند سیاستهای خود در قبال پکن را مدیریت کرده و از این ظرفیت بهره ببرد. مهم این است که با وجود همه انتصابها و سیاستگذاریها، در نهایت ایران بتواند گامهای عملی برای استفاده مطلوب و بهینه از ظرفیت چین بردارد. در شرایط جنگ اخیر نگاههای سنتی به غرب کمتر شده و این میتواند فرصت خوبی برای تقویت مناسبات با شرق باشد.
از طرفی جمهوری اسلامی به دنبال آن است که بیش از پیش مناسبات خود را به دلیل شرایط ویژه منطقه و جهان با چین تقویت کند. دو کشور شراکت راهبردی دارند و توافقنامه ۲۵ساله در این زمینه راهگشاست، بنابراین این انتخاب یک پیام بسیار مهم برای چین و جامعه بینالملل دارد؛ اینکه تهران مسیر جدیدی برای روابط با پکن در پیش گرفته و تدارک دیده است.
رخداد اخیر در شرایط کنونی چه پیامهایی دارد؟
حکم تازه قالیباف دو روز پس از دیدار رسمی ترامپ با شی جینپینگ منتشر شد که در آن یکی از موضوعات گفتوگو ایران و تنگه هرمز بود. در شرایط و زمانه حساسی که ایران از جنگی ۴۰روزه با آمریکا و اسرائیل خارج شده و آتشبسی شکننده و ناپایدار را تجربه میکند، جمهوری اسلامی با این انتصاب، بار دیگر اراده قوی خود را برای تعمیق و تحکیم بیش از پیش مناسبات و شراکت راهبردی خود با جمهوری خلق چین اعلام کرده است. جالب آنکه یک روز پیش از انتشار خبر انتصاب قالیباف به این مسئولیت، وی در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس، پیامی معنادار منتشر کرد و با تأیید نوع نگاه رئیس جمهوری خلق چین به تحولات بینالمللی نوشت: «جهان در آستانه نظمی نوین قرار دارد».
این پیام کوتاه، نشاندهنده همسویی و عمق نگاه طرفین در قبال تحولات بینالمللی است.همچنین با توجه به ایجاد تنش در روابط میان ایران و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در جریان جنگ اخیر، قالیباف از ظرفیت و تجربه ارزشمند چین به عنوان یک طرف قابل اعتماد و احترام، برای کاهش تنش میان تهران و همسایگان خود در حاشیه خلیج فارس بهره خواهد برد. چین در سال ۲۰۲۳ با کمک به عادیسازی روابط دیپلماتیک ایران و عربستان، ثابت کرد از ظرفیت میانجیگری بالایی برخوردار است و این تجربه بار دیگر میتواند در شرایط امروز تکرار شود.
چرا آقای قالیباف برای چنین سمتی انتخاب شد؟
پس از جنگ رمضان، جمهوری اسلامی نگاه ویژهتری به آقای قالیباف نشان داد و ایشان در دوره جدید نقش بسیار کلیدتری نسبت به گذشته ایفا خواهد کرد و نمونه بارز آن انتخاب ایشان به عنوان ریاست هیئت مذاکرهکننده ایران با طرف آمریکایی بود که در محافل سیاسی و رسانهای جهانی هم بازتاب گستردهای داشت. ایشان پیشینه فعالیت در حوزه نظامی، در حوزه اجرایی به عنوان شهردار پایتخت و ریاست قوه مقننه را داشته و رزومه بسیار قوی در حوزه اجرایی و کارکردی دارد که او را با کولهباری از تجربیات به گزینه خوب و مطمئنی برای انتخاب در چنین سمتی قرار داده است.
انتصاب قالیباف برای چین که از بروکراسی دستوپاگیر ایران در توسعه مناسبات گلهمند است یک خبر خوب خواهد بود. البته در این انتخاب یک نکته حاشیهای وجود دارد که باید به آن توجه داشت. پاکستان امروز به عنوان میانجی برای رسیدن به توافق میان ایران و آمریکا ظاهر شده اما وزنه اصلی پشت چنین حرکتی چین است. اگر پاکستان اعتباری در این زمینه دارد به تصور من بخش قابل توجه آن از سوی پکن تأمین میشود. چه بسا آقای قالیباف در آینده مسیر میانجیگری مذاکرات را به سمت چین هدایت کند و از این کشور بخواهد وارد چنین گودی شود که اگر توسط چین مورد استقبال قرار گیرد قطعاً نتایج مطلوبتری از آنچه تاکنون اتفاق افتاده رقم خواهد خورد.





نظر شما