هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب با حضور بیش از ۲هزار ناشر داخلی و ۱۹ ناشر خارجی در شرایطی برپا شده که صنعت نشر کشور با مجموعهای از چالشهای اقتصادی از جمله افزایش چشمگیر هزینههای تولید، کمبود کاغذ و کاهش قدرت خرید مخاطبان مواجه است. این دوره از نمایشگاه، در غیاب برگزاری حضوری و با اتکا به بستر برخط، بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای فروش و عرضه کتاب، فرصتی برای دسترسی گستردهتر مخاطبان بهویژه در شهرستانها را فراهم کرده است. با این حال، همزمان ضعف در اطلاعرسانی، محدودیتهای زیرساختی، کاهش اثربخشی تبلیغات و مشکلات مرتبط با سازوکارهای حمایتی همچون یارانه خرید کتاب، پرسشهایی جدی درباره میزان اثرگذاری واقعی این رویداد بر رونق بازار نشر و جبران بخشی از آسیبهای اخیر این صنعت را ایجاد کرده است.
نمایشگاه یا طرح فروش فصلی؟
علیرضا اسدی، مدیر نشر نیماژ با اشاره به کاهش فروش در این دوره از نمایشگاه و دلایل آن میگوید: به نظرم این دوره را نه بهعنوان یک نمایشگاه جدی، بلکه باید بیشتر بهعنوان یک طرح فروش فصلی برای ناشران در نظر گرفت. این در حالی است که حضور و فعالیت پلتفرمهای فروش کتاب در این دوره نیز تا حدی به فروش فیزیکی آسیب زده است. در مجموع، آنچه در حال رخ دادن است، شرایطی عادی و ویژه برای نمایشگاه محسوب نمیشود و نمیتوان آن را بهعنوان یک رویداد اثرگذار در نظر گرفت.بنا به گفته این ناشر؛ برپایی بخش مجازی در کنار نمایشگاه حضوری در دورههای اخیر، بهعنوان یک اتفاق مکمل و بسیار اثرگذار عمل میکرد و گاهی چندین برابر وضعیت فعلی فروش داشت، اما در حال حاضر این رویداد تأثیر قابل توجه و محسوسی بر بازار نشر ندارد و کمک جدی به ناشران یا مخاطبان ارائه نمیدهد.اسدی در واکنش به آمار فروش روزانه نمایشگاه اظهار میکند: طبیعتاً این آمار براساس دادههایی بدست آمده اما اینکه فروش در چه حوزههایی بوده باید در بستر واقعی بازار بررسی شود. اما از نگاه ما، تقریباً هیچ ناشری از وضعیت موجود رضایت ندارد و این ارقام نتوانستهاند مرهمی بر آسیبهای جدی وارد شده به صنعت نشر باشند.
یارانه کتاب؛ سیاستی مبهم در اجرا و اثرگذاری
اسدی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نحوه تخصیص یارانهها و ابهامهای آن تصریح میکند: برای هر ایرانی ۲میلیون تومان یارانه در نظر گرفته شده که معادل ۲۰۰هزار تومان برای ۹۳ میلیون نفر است؛ عددی که از نظر عملیاتی و اجرایی محل سؤال است که چنین رقمی اصلاً در وزارت فرهنگ و ارشاد وجود دارد!
پیشنهادهایی که میتوانست عملیاتی شود
وی با انتقاد از عملکرد مسئولان و عدم هماهنگی با صنف نشر و اتخاذ تصمیمهای سلیقهای، میافزاید: اگر قرار بود یارانهای تخصیص یابد، میشد آن را به شکلهای مؤثرتری اجرا کرد؛ مانند یارانه کاغذ، خرید مستقیم از ناشران یا حمایت هدفمند از تولید. حتی میشد ناشران را موظف کرد در چارچوب مشخصی از این یارانه استفاده کنند تا اثرگذاری آن بیشتر شود. اما در عمل، این سیاست در قالب نمایشگاه مجازی اجرا شده که خود هزینههای سنگینی از جمله هزینه پست و بستهبندی را به ناشران تحمیل میکند.
اسدی در پایان تأکید میکند: در شرایط فعلی، هزینههای جانبی بهقدری بالاست که گاهی ناشر حتی متضرر هم میشود. به نظر میرسد این طرح نه تنها گرهی از مشکلات نشر باز نکرده، بلکه در برخی موارد پیچیدگیهای بیشتری نیز ایجاد کرده است.
بحران کاغذ و تأثیر آن بر قیمتگذاری کتاب
محمد علی جعفریه، مدیر نشر ثالث هم از دیگر ناشران باسابقهای است که کاهش فروش در این دوره را محسوس ارزیابی میکند. او این استقبال کمرمق را مرتبط با شرایط اقتصادی جامعه و اختلالات در سایت نمایشگاه میداند و معتقد است برپایی این رویداد نمیتواند خسارتها و رکودی که ناشران در ماههای اخیر متحمل شدهاند را جبران کند، زیرا افزایش شدید قیمت کاغذ و هزینههای تولید، شرایط را بسیار دشوار کرده است.
کاهش حاشیه سود کتابفروشان و فشار بر زنجیره توزیع
جعفریه با بیان اینکه بسیاری از ناشران و شرکتهای پخش، به دلیل ریسک بالای بازار، میزان تخفیف و حاشیه سودی را که پیشتر به کتابفروشیها میدادند کاهش دادهاند، تأکید میکند: در حال حاضر حاشیه سود کتابفروشان به حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد رسیده که عملاً پاسخگوی هزینههای جاری آنها نیست. کتابفروش باید اجاره، حقوق کارکنان و سایر هزینههای خود را پرداخت کند و در چنین شرایطی ادامه فعالیت برای آنها بسیار دشوار شده است.این فعال حوزه نشر درباره وضعیت چاپ کتاب نیز میگوید: ما جزو معدود ناشرانی بودهایم که توانستهایم در ماههای گذشته تعدادی کتاب جدید منتشر کنیم، اما بسیاری از ناشران دیگر حتی امکان تجدید چاپ کتابهای پرفروش و مورد تقاضا را هم ندارند، در حالی که مخاطبان همچنان خواهان این آثار هستند.
ضرورت برپایی نمایشگاه با هدف تمرکززدایی
جعفریه با اشاره به اهمیت نمایشگاه مجازی و ضرورت برگزاری آن برای علاقهمندان کتاب می گوید: در فاکتورهای خرید ما تعدادی از مخاطبان از شهرهای کوچک و شهرستانها هستند؛ وقتی علاقه مردم به کتاب و تلاش آنها برای دسترسی به آثار مختلف را میبینیم، متوجه میشویم که نباید این امکان را از آنها گرفت. در همین شرایط سخت اقتصادی نیز هنوز افرادی هستند که از نیازهای ضروری خود میگذرند تا بتوانند کتاب بخرند و این موضوع نشاندهنده اهمیت کتاب و فرهنگ مطالعه در میان بخشی از جامعه است.
نقش تبلیغات در افت استقبال مخاطبان از نمایشگاه
اعظم کیانافراز مدیر نشر افراز در ادامه به عدم تبلیغات به عنوان یکی از مهمترین مشکلات این دوره نمایشگاه مجازی کتاب اشاره میکند و میگوید: عملاً هیچ تبلیغ مؤثری، چه در سطح شهر و چه در فضاهای عمومی انجام نشده و بسیاری از مردم هنوز از برگزاری نمایشگاه اطلاع ندارند. در سالهای گذشته، نمایشگاه حضوری در کنار نمایشگاه مجازی برگزار میشد و همین مسئله موجب میشد مخاطبان بیشتری از آن مطلع شوند، اما امسال به دلیل غیرحضوری بودن نمایشگاه، اطلاعرسانی به شکل مطلوب انجام نشده است.
این ناشر با اشاره به قطعی سراسری اینترنت و تأثیر آن روی نمایشگاه اظهار میکند: در سالهای گذشته ناشران، اینفلوئنسرها و صفحات تخصصی کتاب در فضای مجازی نقش مهمی در معرفی نمایشگاه و اطلاعرسانی داشتند، اما اکنون به دلیل محدودیتها و قطعی اینترنت، این امکان عملاً از بین رفته است. ناشران حتی در صفحات شخصی خود نیز امکان معرفی کتابها و نمایشگاه را ندارند.
معمای حلنشدنی قیمت کتاب
کیانافراز درباره بحران همیشگی کاغذ در صنعت نشر نیز میگوید: وضعیت کاغذ واقعاً بحرانی است. ما ناشران بهطور مستقیم با کاغذ سر و کار داریم و با هر نوسان ارزی و افزایش قیمت دلار، بهای کاغذ نیز افزایش پیدا میکند. در حال حاضر قیمت هر بند کاغذ ۶۰ در ۹۰ با گرماژ ۷۰ به حدود ۷ تا ۸ میلیون تومان رسیده و قیمتگذاری کتاب عملاً به معمایی حلنشدنی تبدیل شده است.
هر بار که قیمت جدیدی برای چاپ اعلام میکنیم، چاپخانهها دوباره قیمتها را افزایش میدهند. از آن طرف هزینه تولید کتاب بهشدت افزایش یافته است. برای مثال کتابی که امروز حدود ۲۰۰هزار تومان قیمت دارد، با احتساب هزینههای تولید، پخش و سایر هزینهها، باید دستکم ۴۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شود تا از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد.
حضور در نمایشگاه سودی نداشت!
اما ققنوس که از ناشران باسابقه و پرطرفدار میان علاقهمندان به کتاب است، امسال در نمایشگاه حضور ندارد.
امیر حسینزادگان، مدیر این انتشارات میگوید: در شرایط کنونی عملاً امکان تجدید چاپ بسیاری از کتابها وجود ندارد، زیرا نه کاغذ بهراحتی پیدا میشود و نه چسب و دیگر ملزومات چاپ در دسترس است. قیمتها به شکل سرسامآوری افزایش پیدا کرده و تقریباً همه هزینهها چندین برابر شدهاند. برای مثال، کالایی که در آبان ماه با قیمت ۶۷ هزار تومان خریداری میشد، اکنون به حدود ۲۰۰ هزار تومان رسیده است. همچنین برخی اقلام که سال گذشته ۵۵ هزار تومان قیمت داشتند، امسال با قیمت ۱۸۰ هزار تومان تهیه میشوند. حتی قیمت نایلکس نیز از حدود ۱۱۴ هزار تومان به بیش از ۳۴۰ هزار تومان افزایش یافته است.این ناشر ادامه میدهد: افزایش چند برابری قیمتها عملاً امکان کار را بسیار دشوار کرده و ادامه فعالیت در چنین فضایی بهسختی امکانپذیر خواهد بود. به گفته او، تا زمانی که شرایط کلی کشور به ثبات نرسد، صنعت نشر نیز نمیتواند از وضعیت بحرانی فعلی خارج شود. ما هم این روزها کتابهای موجود در انبارهای خود را میفروشیم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد.
جای خالی فضای مجازی در اطلاعرسانی نمایشگاه مجازی کتاب
محسن فرجی، مدیر انتشارات خزه نیز درباره تجربه خود از نمایشگاه امسال میگوید: این دوره نمایشگاه تا این لحظه چندان رضایتبخش نبوده که یکی از مهمترین دلایلش، ضعف شدید تبلیغات است. براساس مشاهدات من تقریباً هیچ بیلبورد تبلیغاتی در سطح شهر وجود ندارد و در روزهای گذشته تنها دو استند پارچهای کوچک در نقاط مختلف شهر مشاهده کردهام. همچنین اثری از تبلیغات تلویزیونی و رادیویی هم نیست. از سوی دیگر، مهمترین و حیاتیترین فضای تبلیغاتی ما، یعنی اینستاگرام و کانالهای تلگرامی، عملاً از دسترس خارج شدهاند. در حالی که اینستاگرام میتوانست نقش بسیار مؤثر و مثبتی در معرفی نمایشگاه داشته باشد. ما علاوه بر استفاده از این ابزارهای رسانهای، از نویسندگان، مترجمان و همکاران خود نیز درخواست میکردیم در صفحات مجازیشان درباره نمایشگاه اطلاعرسانی کنند و زمان و مکان برگزاری آن را پوشش دهند. این موضوع هم برای ناشران و هم برای مؤلفان و مترجمان از نظر مادی و معنوی اهمیت داشت. فرجی میافزاید: در حال حاضر هزینههای زیادی برای برگزاری نمایشگاه صرف شده؛ از هزینه پست گرفته تا بستهبندی و سایر امور اجرایی، اما با این حال بخش قابل توجهی از مردم اساساً از برگزاری نمایشگاه خبر ندارند. به نظر من یکی دیگر از عوامل مهم کاهش استقبال، گرانی شدید کاغذ و هزینههای چاپ است. کتابهای جدید با قیمتهای بسیار بالایی منتشر میشوند و ما نیز برخلاف میل باطنیمان، مانند بسیاری از ناشران، مجبور شدهایم قیمت کتابهای قدیمی را هم تغییر دهیم، زیرا قیمتهای قبلی دیگر هیچ تناسبی با واقعیت بازار ندارند.
اولویت مردم معیشت است نه کتاب!
وی ادامه میدهد: امروز با مبالغی که پیشتر میشد کتاب خرید، حتی نمیتوان کالاهای سادهای تهیه کرد. به همین دلیل ناچار شدیم قیمت کتابهای قدیمی را نیز اصلاح کنیم و طبیعی است کتابهای جدید هم با توجه به هزینههای تولید، بسیار گران عرضه میشوند. در کنار گرانی عمومی جامعه، افزایش قیمت کتاب نیز کاملاً طبیعی است و نمیتوان از مردم انتظار داشت از نیازهای اولیه زندگی خود مانند خوراک، پوشاک، درمان، حمل و نقل و سایر هزینههای ضروری بزنند تا کتاب بخرند. به اعتقاد من، مقایسه کتاب با کالاهایی مانند پیتزا، بدون در نظر گرفتن شرایط معیشتی مردم، نشاندهنده نادیده گرفتن واقعیتهای زندگی روزمره بوده و طبیعی است که پیتزا مهمتر از کتاب است!براساس آنچه ناشران میگویند نمایشگاه مجازی کتاب این بار نتوانسته در غیاب نمایشگاه حضوری، آن طور که باید رضایت اهل فرهنگ را جلب کند؛ قابل پیشبینی بود که عدم دسترسی به اینترنت و نبود تبلیغات در فضای مجازی در کنار کاهش توانایی اقتصادی مردم، میتواند نمایشگاه این دوره را با چالشهای بیشتری روبهرو کند؛ حالا باید دید در روزهای آینده استقبال مردم از نمایشگاه کتاب به چه سمت و سویی خواهد رفت.





نظر شما