بهگزارش قدس آنلاین، گاهی معیار سنجش عیار یک مدیر، سالهای طولانی نشستن روی صندلی ریاست نیست؛ بلکه عمق اثری است که در زمانهای کوتاه از خود بر جای میگذارد. در میان شهدای پرواز اردیبهشت ۱۴۰۳، شهید دکتر مالک رحمتی، استاندار جوان آذربایجانشرقی، تجلی عینی همین حقیقت بود؛ جوانی که در کمتر از چند ماه حضور در تبریز، محبوبیتی شگرف یافت و پیش از آن نیز در آستان قدس رضوی و سازمان خصوصیسازی نشان داده بود «مدیریت جوان، مؤمن و انقلابی» اگر با تخصص و پرکاری گره بخورد، چه دستاوردهای بزرگی را خلق میکند.
برای شناخت ریشههای مدیریتی شهید مالک رحمتی باید به سالهای حضور او در مشهد مقدس و در جوار مضجع شریف امام علی بن موسیالرضا(ع) بازگشت. او در دوران قائممقامی آستان قدس رضوی، صرفاً یک مدیر اجرایی نبود؛ بلکه به گفته همکارانش، بازوی توانمند تولیت برای تحقق چشماندازهای کلان این نهاد مقدس بود.
آیتالله مروی، تولیت آستان قدس رضوی در توصیف ویژگیهای این شهید گفت: «آقای دکتر رحمتی یک جوان سالم و بسیار پرکار، خوشفهم، خوشبیان و دلسوز بود که شب و روز کار میکرد».
توانمندیهای چشمگیر مالک رحمتی در آستان قدس رضوی، از چشم دولتمردان در تهران دور نماند. دولت سیزدهم برای یکی از حساسترین و پرچالشترین گلوگاههای اقتصادی کشور؛ یعنی «سازمان خصوصیسازی» به دنبال مدیری میگشت که دو ویژگی متعارضنما را توأمان داشته باشد: شجاعت تصمیمگیری در میدان اقتصاد و پاکدستی مطلق.
آیتالله مروی درباره نحوه انتقال او به دولت روایت کرد: «آقای رئیسی و آقای مخبر برای سازمان خصوصیسازی که مجموعهای حساس است و پول زیادی در آن جابهجا میشود، دنبال فردی توانمند و امین میگشتند. از ما خواستند با توجه به اینکه آقای رحمتی هر دو این ویژگیها را دارد، به این سازمان منتقل شود. هرچند برای ما سخت بود که ایشان را از دست بدهیم؛ اما چون دولت هر جا ما کمک خواسته بودیم، به ما کمک کرده بود، پذیرفتیم».
فصل پایانی کتاب زندگی مالک رحمتی، در خطه قهرمانپرور آذربایجانشرقی ورق خورد. او بهعنوان استاندار راهی تبریز شد؛ استانی پهناور با چالشهای پیچیده؛ اما او با همان روحیه جهادی و پرهیز از حواشی، در مدت زمانی بسیار کوتاه، دلهای مردم و مسئولان را تسخیر کرد.
آنچه مردم تبریز و همکارانش را شیفته او میکرد، ترکیب تخصص بالا با تواضعی بینظیر بود. استاندار جوان و مدیر ارشد کشور، همان کسی بود که در ایام محرم و روز عاشورا، کسوت ریاست را درمیآورد و آشپز هیئت میشد. او از آن دسته مسئولانی بود که خدمت به مردم را سرلوحه خود قرار داده بود و برای رسیدن به این هدف، از هرگونه حاشیه و خودنمایی پرهیز میکرد. «آقای آرام و خاص»، لقبی بود که نزدیکانش به او داده بودند.




نظر شما