امروز «دو» و فردا «سوم خرداد» است. سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر و احتمالاً یکی از دوستداشتنیترین مناسبتهای تقویم برای من و «دوم خرداد»، مناسبتی دیگر با حال و هوایی متفاوت ! اما این چیزی را عوض نمیکند! اصولاً نمیشود که تاریخ را خواند و از آن نوشت، جز به اشک و لبخند؛ بغض و حماسه؛ حسرت و خندهای از عمق جان! حالا که به قول آن ترانه میهندوستانه «حسین حقیقی»؛ «گربه نقشه ما شیر شده» و زخمی اما پرغرور، دسته کفتار و کرکسها را عقب رانده؛ امروز که دوباره، «خون» رفو کرده این قالیچه خوشنقش هزاران ساله را؛ امروز که جمهوری اسلامی ایران، همانی است که امام فقید و امام شهید برای استقرار و استمرارش عمر و جان نثار کردند؛ حالا شاید بهتر است کمی از این سطح، از سیاست آن هم در عریانترین شکل آن فاصله بگیریم.
بله! دوم خرداد ۱۳۷۶، تجلی اراده ملت بود همان گونه که ۱۵ خرداد ۱۳۸۸! چرا راه دور برویم؛ به همان میزان که ۱۵ تیر ۱۴۰۳! تجلی اراده ملتی که خون داد اما سرزمین نه! ملتی که بهترین فرزندان خود را برای بازگرداندن آن «یاقوت سرخ» در جنوبیترین نقطه غرب کشور؛ «خرمشهر» به قربانگاه فرستاد که این آزادی ، تمنای قلبی خمینی کبیر بود و خواست ولی خدا نباید بر زمین میماند!
حالا اما نه! دیگر قرار نیست به آن روزها برگردیم! به اختلاف، به شکاف، به دودستگی و به تفرقه برنمیگردیم؛ هر آنچه از این تاریخ پرافتخار و پرتلاطم در ایران پس از انقلاب تجربه کردهایم؛ حالا توشه راه است برای این «همنوردی» غرورآمیز تا فتح «قله»! و ای وای! امام شهیدم! آنجا که فرمودی به قله نزدیکیم و نااهلان به سخره گرفتند را به یاد داریم و «تو» میدیدی امروز را که یکتنه و قهرمانانه، دشمن را به استیصال و برای آنچه پیش از حماقتش امری عادی بوده به التماس میکشانیم!
امروز حتی ذرهای تردید نداریم که وصایت امام شهید و رضایت امام جدید، حول حفظ اتحادی است که به برکت بذل آن «خونهای خدایی» بدست آمده و در حالی که دیگر چندان اثری از آثار آن دستهبندیهای قدیمی و منسوخ؛ اصلاحطلب و اصولگرا، راست و چپ و... باقی نمانده، هر گونه ایده و اندیشه و صاحب آن را با هر عنوانی که زیر چتر گسترده جمهوری اسلامی ایران جای گیرد، با آغوش باز پذیراییم! چتری که متضمن امنیت و بقای ایران و اسلام است؛ چتری که اگر کسی بخواهد جوانی را به خاطر تفاوت در پوشش و ظاهر از آن بیرون کند با واکنش محکم همان هسته سخت و عاقل انقلابی روبهرو خواهد شد.
در این میان، به عنوان یک ملت، یک اجتماع بسیار بزرگ و زنده، یک ارگانیسم پویای جغرافیایی؛ شاید لازم باشد گاهی اقناع، جایی جدل؛ بزنگاهی فریاد اما همه و همیشه از سر خیرخواهی و در کمال خوشبینی نسبت به یکدیگر خواهد بود و احتمالاً این بار، حماسه خرداد همین باشد و هر یک از «ما» ملت ایران، نقاش گوشهای از این نگاره غرورآفرین!





نظر شما