تحولات منطقه

در ساحت سیاست و اندیشه، کمتر خطایی به اندازه درآمیختن «یهودستیزی» با «صهیونیسم‌ستیزی» ویرانگر و گمراه‌کننده بوده است. این خلط مبحث، امکان نقد یک ایدئولوژی سیاسی اشغالگر و مستکبر را از میان می‌برد و هر اعتراضی را به پوشش اتهام نژادپرستی گرفتار می‌کند.

بررسی تفاوت‌های عملکردی و رویکردی دولت‌های ضدیهود و ضدصهیونیسم؛ دو دولت و یک قوم
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، در ساحت سیاست و اندیشه، کمتر خطایی به اندازه درآمیختن «یهودستیزی» با «صهیونیسم‌ستیزی» ویرانگر و گمراه‌کننده بوده است. این خلط مبحث، امکان نقد یک ایدئولوژی سیاسی اشغالگر و مستکبر را از میان می‌برد و هر اعتراضی را به پوشش اتهام نژادپرستی گرفتار می‌کند. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان دولتی برآمده از نگاه شیعی و اسلامی، بارها تصریح کرده ضدیتش با اخلاق استکباری صهیونیسم است، نه با آیین یهود یا پیروان آن. برای واشکافی دقیق این تفاوت، می‌توان تاریخ را به داوری فراخواند و دو دولت را در برابر یک قوم سنجید؛ دولتی که با یهودیان سر ستیز داشت اما با صهیونیست‌ها هم‌پیمان شد و دولتی که با صهیونیسم سر ناسازگاری دارد اما یهودیان را در پناه خود محفوظ می‌دارد.

نخستین تصویر از همزیستی میان اسلام و یهودیت را باید در صدر اسلام جست. پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه، «پیمان‌نامه مدینه» را بنیان نهاد؛ سندی که یهودیان را به عنوان یک جامعه دینی دارای حقوق و تکالیف در کنار مسلمانان به رسمیت می‌شناخت و اصل «لَکُم دینُکُم وَ لِیَ دین» بر آن سایه انداخته بود. این منطق پس از وقایع صدر اسلام نیز ادامه یافت . قرن‌ها بعد، در سال ۱۰۹۹ میلادی، صلیبیان مهاجم پس از تسخیر بیت‌المقدس، یهودیان را در کنیسه‌ها به آتش کشیدند و مسلمانان را قتل‌عام کردند. نزدیک به یک قرن بعد، صلاح‌الدین ایوبی در ۱۱۸۷ میلادی شهر را بازپس گرفت. او نه تنها دست به انتقام نزد، بلکه دروازه‌ها را به روی یهودیان گشود و آنان را به بازگشت به سرزمین مقدس فراخواند.
این تاریخ گواهی می‌دهد نگاه اسلامی در اوج اقتدار سیاسی، یهود را نه به چشم دشمنی ذاتی، که به عنوان «اهل کتاب» می‌نگریست و میان هویت دینی و کنش سیاسی تمایز می‌نهاد. این تمایز، امروز نیز به روشنی قابل مشاهده است؛ در بحبوحه نزاع میان ایران اسلامی، آمریکا و رژیم صهیونیستی، کنیسه رفیع‌نیا متعلق به یهودیان تهران، مستقیماً از سوی نیروی هوایی رژیم اشغالگر هدف حمله قرار گرفت و در مقابل این جمهوری اسلامی بود که بی‌درنگ در پی جبران خسارت‌ها و بازسازی برآمد. ازاین‌رو است که می‌گویم برخلاف پروپاگاندای غربی، ایران اسلامی به اقلیت‌های دینی به‌ویژه یهودیان ایرانی، پناه و حق شهروندی برابر داده و خود این، حجتی است بر اینکه در اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی ایران ضدصهیونیسم (ضداستکبار) بودن، دلیلی بر ضدیت با یهود نیست.

در برابر این تصویر، دولت نازی آلمان نمونه شاخص یک رژیم «یهودستیز» است که در همان حال، با جنبش صهیونیسم همکاری عملیاتی داشت.

اوج این نگاه تناقض‌نما را می‌توان در «توافق هاوارا (Haavara)» سال ۱۹۳۳ مشاهده کرد. بر اساس این توافق میان دولت نازی و سازمان‌های صهیونیست، ده‌ها هزار یهودی آلمانی توانستند با انتقال دارایی‌های خود در قالب کالاهای صنعتی آلمان، به فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا مهاجرت کنند. هدف طرف نازی، «آریایی‌سازی» اقتصاد و خالی کردن رایش از یهودیان بود و هدف صهیونیست‌ها، افزایش جمعیت یهودی در فلسطین برای تحقق وطن ملی. پیش از آنکه راه‌ حل نهایی به نسل‌کشی سیستماتیک بینجامد، این هم‌پیمانی آشکار یک دولت تمام‌عیار یهودستیز با پروژه صهیونیسم، زمینه کوچ اجباری یهودیان به فلسطین را فراهم کرد. این واقعیت تاریخی ثابت می‌کند دشمنی با یهودیان نه تنها در تضاد با صهیونیسم نیست، بلکه می‌تواند همسو با اهداف کوچاندن اجباری آنان به کار گرفته شود.

درست در برابر این الگو، جمهوری اسلامی ایران از ۱۹۷۹ تا امروز، نماینده رویکردی است که سنگ بنای سیاست خارجی خود را «صهیونیسم‌ستیزی» قرار داده، نه یهودستیزی. قانون اساسی ایران، یهودیان را به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته شده و دارای حق نمایندگی تضمین ‌شده در مجلس شورای اسلامی می‌داند. در تهران و شهرهای دیگر، کنیسه‌ها، مدارس ویژه و نهادهای مدنی یهودیان ایرانی بی‌وقفه فعالیت می‌کنند؛ آنان شهروندانی با حقوق برابرند که تحت حمایت صریح فقه شیعه و قاعده فقهی «الزموهم بما التزموا» زندگی می‌کنند. آنچه ایران با آن می‌ستیزد، یهودیت نیست؛ یک ایدئولوژی سیاسی مبتنی بر اشغال، آپارتاید و اخلاق استکباری است که به نام قوم یهود، حقوق بنیادین یک ملت دیگر را پایمال می‌کند. به بیان دقیق‌تر، جمهوری اسلامی میان «قوم یهود» و «ایدئولوژی صهیونیسم» همان تمایزی را قائل است که میان آلمانی‌ها و نازیسم یا میان مسلمانان و گروه‌های تکفیری وجود دارد.

«دو دولت و یک قوم»، داستان دو رویکرد کاملاً متضاد است. دولت نازی، یهودستیز بود و از سر نژادپرستی، هم‌زیستی با یهودیان را برنتافت، اما در همان حال با صهیونیسم تا آنجا همراه شد که به تخلیه اجباری اروپا از یهودیان و تقویت پروژه تأسیس اسرائیل در فلسطین بینجامد. حال آنکه دولت برخاسته از اسلام شیعی در ایران، صهیونیسم‌ستیز است و پروژه اشغالگری و تبعیض نژادی را به چالش می‌کشد و در همان حال یهودیان را شهروندان محترم میهن خود می‌داند. تاریخ به ما می‌آموزد در اندیشه اسلامی ضدیت با صهیونیسم، نه تنها یهودستیزی نیست، بلکه دفاع از کرامت انسانی در برابر اخلاق استکباری قدرتی است که می‌کوشد پشت روایتی دینی پنهان شود.

خبرنگار: امیرعلی حسن‌زاده

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha