بهگزارش قدس آنلاین، در روزهایی که تنگه هرمز، این شریان حیاتی حمل و نقل جهان، بهروی کشورهای مشارکتکننده در جنگ تحمیلی سوم بر ایران بسته شده، تأثیرات زیادی بر معادلات منطقهای در غرب آسیا داشته است. فصل نوین خلیج فارس که در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای بدان اشاره شد(پیام به مناسبت روز خلیج فارس ۱۰/۰۲/۱۴۰۵) موضوعی فراتر از کنترل و اعمال رژیم حقوقی بر تنگه هرمز است. این فصل جدید در ابعاد گوناگونی ماهیت و شکل تعاملات در خلیج فارس را برای کشورهای منطقه تغییر خواهد داد. اعمال اقتدار ایران در تثبیت این فصل نوین، اثرات گستردهای بر پروژه کریدور آمریکایی- صهیونیستی IMEC گذاشته است. نظام سلطه به منظور تثبیت هژمونی خود با طراحی خط انتقال کالا و انرژی از هندوستان به کشورهای همپیمان خود در منطقه خلیج فارس و سپس اتصال این کشورها به سرزمینهای اشغالی در خط میانی و در انتها به مقصد اروپا قصد داشت چند هدف را دنبال کند که از جمله آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
•پیشبرد و استحکام عادیسازی روابط اعراب خلیج فارس و رژیم صهیونیستی با تحکیم ارتباطات تجاری و ترانزیتی و تغییر جغرافیای سیاسی منطقه غرب آسیا
• حذف کشورهای رقیب به نفع رژیم صهیونیستی مانند ایران، عراق و ترکیه از مسیرهای ترانزیت سنتی جنوب به شمال و محروم کردن آنها از درآمدهای ترانزیتی و سهمدهی به کشورهای همپیمان در محور غرب مانند امارات
•کنترل و اعمال رژیمهای امنیتی و حقوقی برای اقدامهای همسو با نظام سلطه و فشار بر محور مقاومت برای تأمین نیازهای خود
•تغییر جغرافیای سیاسی منطقه از مسیر ایجاد کشورهای بدون مرز عربی خلیج فارس و پیوند آنها به صلح ابراهیم
•تعمیق و تسهیل حضور دائمی آمریکا و رژیم صهیونیستی در نزدیکی کشورهای مقاومت به ویژه ایران و کنترل جریانهای مردمی مقاومت در کشورهای منطقه با استفاده از کریدور IMEC
•کنترل و محدودسازی چین و روسیه در کماثر کردن کریدورهای آسیایی- اروپایی
اما با شروع اعمال اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز و فرمان رهبری مبنی بر ایجاد فصل جدید خلیج فارس میتوانادعا کرد تمامی اهداف نظام سلطه در ایجاد کریدور و تأثیرات شگرف بر موضوع انتقال محمولههای کالا و انرژی کاملاً نقش برآب شده و میتوان گفت کریدور اقتصادی هند- خاورمیانه- اروپا (IMEC) دیگر یک پروژه مرده است.
از وعده صرفهجویی تا واقعیت جنگ
بر اساس سند منتشر شده توسط کمیسیون اروپا در اکتبر ۲۰۲۳، کریدور IMEC قرار بود با اتصال هند به اروپا از طریق امارات، عربستان، اردن و اسرائیل، زمان ترانزیت را تا ۴۰درصد کاهش دهد. اندیشکده «شورای آتلانتیک» در تحلیلی در فروردین ۱۴۰۴ نوشت: «ایده اصلی این طرح، ایجاد یک مسیر جایگزین برای تنگه هرمز و بابالمندب بود؛ دو گلوگاهی که ایران و متحدانش به راحتی میتوانند ببندند». مؤسسه «واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» نیز هشدار داده بود نادیده گرفتن نقش ایران در امنیت دریایی منطقه، خطای راهبردی فاحشی است.با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶، تهران بلافاصله اهرم خود را فعال کرد.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در جدیدترین گزارش خود اعلام کرد: آمد و شد روزانه ۱۳۰ کشتی از هرمز به کمتر از ۱۰فروند رسیده است. بلومبرگ با استناد به دادههای ردیابی دریایی، از گرفتار شدن بیش از ۷۳۰ کشتی خبر داد. آژانس اطلاعاتی «استراتفور» نیز این وضعیت را «بزرگترین اختلال در تاریخ تجارت دریایی پس از جنگ جهانی دوم» خواند. لویدز لیست، نشریه تخصصی حمل و نقل دریایی، هزینه ارسال هر کانتینر ۴۰فوتی از شانگهای به روتردام را ۴۸۰ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافته گزارش کرده است.
فروپاشی کریدور از درون و بیرون
شکست IMEC اما پیش از بسته شدن هرمز، کلید خورده بود. اندیشکده «کارنگی اروپا» در تحلیل دسامبر ۲۰۲۴ خود نوشت جنگ غزه عملاً بخش زمینی این کریدور را نابود کرد و مسیر حیفا که قرار بود به عنوان دروازه اروپایی IMEC عمل کند، از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ (یک روز پس از طوفان الاقصی) به دلیل حملات حزبالله و مقاومت فلسطین، غیر قابل استفاده شد. روزنامه «وال استریت ژورنال» نیز به نقل از مقامات سابق آمریکایی فاش کرد عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان — که پیشنیاز اصلی IMEC بود - به طور نامحدود به تعویق افتاده است.با شروع جنگ با ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس عملاً در این جنگ بهصورت آشکار و پنهان مشارکت کردند، اما اعمال قدرت ایران علیه پایگاهها و منافع اقتصادی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این کشورها عملاً برنامه آنها را برای ایجاد کریدور به پایان رساند.
رویترز در گزارشی نوشت: «مقامات اماراتی اعلام کردهاند تمامی برنامهریزیهای لجستیکی مرتبط با IMEC را تا اطلاع ثانوی متوقف کردهاند». الجزیره به نقل از منابع آگاه در ریاض فاش کرد عربستان به طور کامل به خط لوله شرق-غرب (پترولاین) با ظرفیت ۷میلیون بشکه در روز بازگشته است. فایننشال تایمز نیز با اشاره به افزایش ۳۰۰ درصدی استفاده از بندر فجیره، نوشت: «کشورهای عربی IMEC را یک پروژه لوکس و غیر قابل اعتماد در زمان جنگ تشخیص دادهاند».
IMEC عبرت تاریخ شد
به اعتقاد اندیشکده «بنیاد مشاهیر هند»، دهلینو بزرگترین بازنده این بحران است. اکونومیست در یادداشتی با عنوان «هند در دام» نوشت: «نیمی از نفت خام هند از خلیج فارس تأمین میشود و هر بشکه نفت ۱۰۰دلاری، کسری بودجه این کشور را یک درصد تولید ناخالص داخلی افزایش میدهد». روزنامه «تایمز آو ایندیا» با اشاره به سفر اخیر وزیر خارجه آمریکا به پکن نوشت: «واشنگتن از پکن خواسته فشار بر تهران برای بازگشایی هرمز را مدیریت کند». فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی نتیجه گرفته «هند متوجه شده IMEC بدون ضمانتهای امنیتی ایران، فقط یک نقشه روی کاغذ است» و بلومبرگ نیز اذعان کرده «دهلینو به طور محرمانه در حال بازطراحی کریدور شمال- جنوب (INSTC) با محوریت ایران است».
پایگاه تحلیلی «میدل ایستآی» در ارزیابی نهایی از این بحران، پروژه IMEC را «آخرین قربانی غرور غرب در منطقه غرب آسیا» نامیده و شبکه «فرانس۲۴» نیز آن را «برگزیت دریایی» واشنگتن از نظم قدیم تجارت جهانی توصیف کرده است. اندیشکده «چتم هاوس» نیز در هشداری به غرب نوشته: «هر کریدوری که بر پایه حذف ایران طراحی شود، محکوم به فروپاشی است. کریدور شمال- جنوب (INSTC) که ایران نقطه اتصال آن است، تنها الگوی موفق همکاری منطقهای باقی مانده است». بستن تنگه هرمز توسط ایران، این حقیقت تغییرناپذیر را به جهانیان یادآوری میکند: ژئوپلیتیک هیچ گاه قربانی ژئواکونومیک نمیشود. کریدورIMEC سعی داشت ایران را دور بزند، اما ایران دروازهدار خود این آبراه است. عبرت برای آیندگان روشن است: توسعه واقعی زمانی معنا مییابد که مبتنی بر محاسبات درست ژئوپلیتیکی و برآورد صحیح از قدرت ملتها باشد نه براساس تبلیغات پروپاگاندای رسانهای صهیونیستی.
خبرنگار: مهدی گنجی مهنه، پژوهشگر حوزه اقتصاد و سیاست




نظر شما