در حافظه تاریخی تشیع، گاه تقویمها میان چند روایت به جستوجو مینشینند؛ اما نام «باقرالعلوم(ع)» همواره با شکوه دانشی گره خورده است که مرزهای علوم دینی را درنوردید. در سالرزو شهادت خورشیدی هستیم که در پهنه بقیع آرام گرفت، اما شعاع نورش حجرههای علم را تا ابد روشن نگه داشت. در این گزارش، فراز و فرودهای زیست شریف و شهادت مظلومانه امام پنجم شیعیان را در ترازوی تحلیل و روایت بازخوانی میکنیم.
۱. فریاد مظلومیت در دل بزرگترین کنگره جهانی اسلام
هنوز ۱۹ سال از آغاز پیشوایی امام باقر(ع) نگذشته بود که کینه هشام بن عبدالملک، زهر را همپیمان نفَسهای امام کرد. در هفتم ذیالحجه(و به روایتی در ماه ربیع)، ابراهیم بن ولید به فرمان خلیفه، مهر پایان بر حیات ظاهری امامی زد که حضورش لرزه بر اندام جهل حاکم میانداخت. پیکر مطهر ایشان در خاک بقیع، کنار پدر بزرگوارشان امام سجاد(ع) و عموی کریمشان امام حسن(ع) آرمید؛ اما وصیتی از ایشان به یادگار ماند که لایههای سیاسی و اجتماعی عمیقی داشت.
صادق آلمحمد(ع) روایت میکند که پدرش وصیت کرد تا ۱۰سال در منا برای او مراسم سوگواری برپا کنند. رهبر معظم انقلاب در تحلیلی از این اقدام بینظیر میفرمایند: «این یک شهادتِ دارای پیام بود... فریاد مظلومیت در دل شلوغترین کنگره جهانی اسلام(حج). این یعنی زنده نگه داشتن جریان اصیل اسلامی در برابر تحریفهایی که قصد مسخ دین را داشتند».
۲. خوابی که تعبیرش «بقا» بود
تاریخنگاران از خوابی شگفت یاد میکنند؛ امام را در رؤیا دیدند که بر قله کوهی ایستاده و مردم گروهگروه بالا میآیند و فرو میریزند. این صحنه پیش چشم امام پنج بار تکرار شد. ایشان این رؤیا را نشانهای از پایان سفر دنیوی خود تعبیر کردند و تنها پنج شب پس از آن، به دیدار معبود شتافتند.
نقل است که ایشان در بستر بیماری، فرزندشان جعفر بن محمد(ع) را فراخواندند و در حضور بزرگان مدینه، وصیت بر کفن و دفن کردند. وقتی امام صادق(ع) فرمودند این تشریفات حاجت به شاهد ندارد، امام باقر(ع) با نگاهی به آینده سیاسی شیعه فرمودند: «نمیخواهم پس از من، در امامت تو نزاع کنند؛ این گواهی برای تثبیت حقانیت تو است».
۳. معمار نقشه راه تشیع
اگر دوران امام سجاد(ع) عصر حزن و کادرسازی مخفیانه بود، دوران باقرالعلوم(ع) فصل تدوین راهبرد «هویت شیعه» است. شیخ طوسی تعداد شاگردان ایشان را ۴۶۶ تن برمیشمارد؛ ارقامی که در آن خفقان، تنه به اعجاز میزند. ایشان چنان مرجعیت علمی یافتند که حتی فقهای بزرگ اهل سنت نظیر «ذهبی»، با تواضع از ایشان به عنوان «سید فقهای حجاز» یاد کرده و حضرت را شایستهترین فرد برای خلافت میدانستند.
در این دوران، امام با استفاده از ابزار «تقیه» به عنوان یک سپر دفاعی، شبکه نخبگان شیعه را منسجم کردند. اگرچه به دلیل فضای پلیسی بنیامیه، مباحث امامت بیشتر در لفافه مطرح میشد، اما حجم عظیم احادیث کلامی و اخلاقی، بنیانهای فکری تشیع را مستحکم کرد تا در عصر امام صادق(ع) به شکوفایی کامل برسد.
۴. مرز میان زهد و رخوت
یکی از زیباترین قابهای زندگی امام، مواجهه ایشان با «محمد بن منکدر»(عابد زمانه) است. او که امام را در گرمای طاقتفرسای حجاز در حال کار کشاورزی دید، از سر دلسوزیِ ناشی از جهل، امام را به دنیاپرستی متهم کرد! پاسخ امام، مانیفستِ «تلاش مؤمنانه» است: «اگر اجل در همین حال که عرق میریزم فرا برسد، در حال اطاعت خدا مردهام؛ چرا که با این کار، خود را از منت تو و مردم بینیاز میکنم». این درس بزرگ امام، خط بطلانی بود بر باورهای غلطی که زهد را در بیکاری و فقر جستوجو میکردند.
۵. برای سعادت خلق و رضایت خدا
سیره امام باقر(ع) در تبیین جایگاه والای معیشت، تصویری روشن از توازن میان معنویت و مادیات را به نمایش میگذارد. ایشان نه تنها زاهدی شبزندهدار، بلکه مجاهدی در عرصه تولید و حرکت بودند که فعالیت اقتصادی مرد برای تأمین خانواده را امری مبارک و همتراز با جهاد میدانستند. در نگاه ایشان، اهمیت کار و تلاش فراتر از یک نیاز روزمره، به عنوان ابزاری برای حفظ عزت نفس مؤمن و شکوفایی جامعه اسلامی قلمداد میشد. بررسی زندگی عملی آن حضرت نشان میدهد ایشان فراتر از دایره محدود خود، مسئولیت همهجانبهای را در قبال کسان و خویشان احساس میکردند. توجه به اقوام، دستگیری از مستمندان مدینه و همت گماشتن در مسیر آبادانی شهر، از ایشان چهرهای ساخته بود که خیرش به همگان میرسید. شیخ مفید در کتاب ارزشمند «الارشاد»، دریچهای نو به این بعد از شخصیت امام میگشاید و مینویسد: «آن بزرگوار، گذشته از برتری در علم و جایگاه والای امامت، جود و سخاوتی داشتند که میان شیعه و سنی زبانزد بود؛ این در حالی است که ایشان همواره عیالوار بودند و درآمدی متوسط داشتند». این توصیف، نشاندهنده برکت بینظیری است که در سایه تلاش و کرامت حاصل میشود.
راز این پویایی و بخشش بیمنت را باید در نگاه ملکوتی امام به مقوله ثروت جستوجو کرد. ایشان با پیوند زدن تلاش اقتصادی به پاداش اخروی، افق جدیدی پیش روی پیروان خود گشوده و میفرمایند: «هرکس دنیا را به خاطر بینیازی از مردم، توسعه زندگی خانواده و احسان و نیکی به همسایهاش طلب کند، روز قیامت در حالی که چهرهاش همانند ماه شب چهاردهم میدرخشد، خداوند متعال را دیدار میکند» (مراة العقول، ج ۱۹، ص ۲۳).
این سخن، والاترین تبیین برای تقدس بخشیدن به کار است؛ آنجا که عرق جبین کارگر، به نوری بدل میشود که مسیر رسیدن به قرب الهی را روشن میکند.
۶. شناسنامه شیعه در نگاه باقرالعلوم(ع)
امام باقر(ع) استانداردهای شیعه بودن را بسیار بالا بردند. ایشان نه فقط بر «پرهیزکاری»، بلکه بر «برتری اخلاقی» تأکید داشتند: «اگر کسی در شهری ۱۰هزار نفری زندگی کند و پرهیزکارترینِ آن شهر نباشد، از ما نیست». شیعه در نگاه ایشان، آمیزهای از چهار رکن است: «توکل، تفویض، رضا و تسلیم». امروز، اگرچه قرنها از آن حجرهای که امام صادق(ع) به وصیت پدر هر شب در آن چراغ میافروخت میگذرد، اما چراغی که امام محمدباقر(ع) در مسیر اندیشه بشری روشن کردند، همچنان راهنمای گمگشتگان میان حق و باطل است. ایشان نه فقط شکافنده علوم، که شکافنده سیاهیهای تاریخ بودند.
منبع: جایگاه امام محمدباقر(ع) در تبیین نظریه امامت؛ نویسنده: دکتر محمدحسن احمدی






نظر شما