ساعتها پشت درِ بخش مراقبتهای ویژه نشسته بودند؛ چشمها خسته، دستها لرزان و امید میان اشک و دعا معلق مانده بود. پزشکان گفته بودند «مرگ مغزی»؛ واژهای که برای بسیاری از خانوادهها هنوز به معنای پایان قطعی زندگی نیست. در همان لحظات دشوار، تصمیمی میتواند سرنوشت چند انسان را تغییر دهد؛ تصمیمی میان وداع با عزیز از دست رفته و بخشیدن فرصت دوباره زندگی به بیماران چشم انتظار پیوند عضو.
اهدای عضو در ایران امروز دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ روایتی از ایثار، فرهنگ، آگاهی و نبرد با باورهای نادرست است. با وجود پیشرفتهای چشمگیر ایران در حوزه پیوند اعضا و قرار گرفتن کشور در رتبه نخست آسیا، هنوز هر سال هزاران عضو سالم و قابل پیوند به دلیل عدم رضایت خانوادهها به خاک سپرده میشود؛ در حالی که بیماران بسیاری در صف انتظار، ثانیهها را برای زنده ماندن میشمارند.
ایران؛ پیشتاز آسیا اما گرفتار چالش فرهنگسازی
اهدای عضو در ایران طی دو دهه اخیر رشد قابل توجهی داشته است. براساس آمارهای رسمی، میزان رضایت به اهدای عضو از حدود پنج درصد در سال ۱۳۸۴ به حدود ۷۰ درصد در سالهای اخیر رسیده است. کتایون نجفیزاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، با اشاره به فتوای تاریخی امام خمینی(ره) در سال ۱۳۶۸، میگوید:ایران اکنون رتبه نخست پیوند عضو در آسیا و رتبه سیویکم جهان را در اختیار دارد.
مجتبی مخبر دزفولی، رئیس واحد فراهم آوری اعضا و نسوج پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز اعلام کرده است که ایران در سال ۲۰۲۴ با ثبت ۱۱۹۳ اهداکننده فوت شده، به نرخ ۱۴.۰۵ اهدا کننده به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت رسیده و در جایگاه سیام جهان قرار گرفته است؛ آماری که نشان دهنده رشد ایران در عرصه جهانی است.
اما پشت این آمار امیدوارکننده، واقعیتی تلخ نهفته است؛ سالانه بین ۵ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در کشور رخ میدهد که حدود ۳ هزار نفر از آنان قابلیت اهدای عضو دارند، اما تنها برای حدود هزار نفر رضایت گرفته میشود. به این معنا که هر سال ۶ تا ۷ هزار عضو سالم و قابل پیوند، به دلیل مخالفت خانوادهها، دفن میشود.
امید قبادی، نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان، این وضعیت را «بحران فرهنگ سازی» میداند و تأکید میکند:هر دو تا سه ساعت، یک بیمار در لیست انتظار پیوند جان خود را از دست میدهد. در حالی که ما دانش، تجهیزات و توان پزشکی لازم را داریم، مشکل اصلی کمبود عضو نیست؛بلکه نبود فرهنگ اهدای عضو است.
مرگ مغزی؛ مفهومی که هنوز پذیرفته نشده است
شاید مهم ترین مانع در مسیر اهدای عضو، ناآگاهی عمومی نسبت به مفهوم مرگ مغزی باشد. بسیاری از خانوادهها هنوز مرگ مغزی را با کما اشتباه میگیرند و تصور میکنند امکان بازگشت بیمار وجود دارد.
سعید مظفری، مدیرعامل انجمن اهدای عضو استان قزوین، میگوید:در شرایط کما، بیمار علائم حیاتی دارد و امکان بازگشت وجود دارد، اما در مرگ مغزی، عملکرد مغز به طور کامل از بین رفته و بازگشتی وجود ندارد.
کتایون نجفی زاده مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان نیز در توضیح علمی این مسئله گفته است:در مرگ مغزی، سلولهای مغزطی چند ساعت از بین میروند و ظرف سه روز کاملاً متلاشی میشوند. هیچ معجزهای برای بازگشت یک فرد مرگ مغزی وجود ندارد. معجزه واقعی، اهدای عضو و نجات جان دیگران است.
همین ناآگاهی باعث میشود خانواده ها در بحرانی ترین لحظات زندگی، امید واهی به بازگشت عزیزشان داشته باشند و فرصت طلایی اهدای عضو از دست برود، در حالی که زمان در این فرآیند حیاتی است؛ ریه تنها در ۲۴ ساعت نخست و قلب حداکثر تا ۷۲ ساعت قابلیت پیوند دارد.
نجفیزاده هشدار میدهد:هرچه رضایت خانواده دیرتر انجام شود، اعضای کمتری قابل استفاده خواهند بود. ممکن است در روز اول هشت عضو قابل اهدا باشد اما چند روز بعد فقط دو عضو سالم بماند.
صف طولانی بیماران و مرگ روزانه چشمانتظاران
آمار بیماران نیازمند پیوند عضو در ایران، ابعاد انسانی این بحران را آشکارتر میکند. براساس اعلام مسئولان، اکنون بیش از ۲۵ تا ۲۸ هزار بیمار در لیست انتظار پیوند عضو قرار دارند؛ بیمارانی که بسیاری از آنها هر روز میان مرگ و زندگی دست وپا میزنند.
کتایون نجفیزاده میگوید:پیشبینی میشود روزانه بین ۱۵ تا ۱۸ بیمار به دلیل نرسیدن عضو پیوندی جان خود را از دست بدهند.
بخش بزرگی از این بیماران را مبتلایان به نارسایی کلیه تشکیل میدهند. به گفته نجفیزاده، حدود ۳۸ هزار بیمار دیالیزی در کشور وجود دارد که دست کم ۱۸ هزار نفرشان نیازمند پیوند کلیه هستند.
او با انتقاد از کم توجهی به مسئله پیوند عضو میگوید:کیفیت زندگی بیماران دیالیزی با پیوند عضو قابل مقایسه نیست. بسیاری از بیماران ناچارند ساعتها مسیر طی کنند تا دیالیز شوند، در حالی که اعضای سالم قابل پیوند هر سال زیر خاک میرود.
خانوادهها؛ میان داغ عزیز و تصمیمی تاریخی
تصمیم برای اهدای عضو در شرایطی گرفته میشود که خانواده هنوز در شوک از دست دادن عزیزش قرار دارد؛ موضوعی که کار تیمهای جلب رضایت را دشوار میکند.
سید حمید رضا قافله باشی، سرپرست دانشگاه علوم پزشکی قزوین، میگوید:متقاعد کردن خانوادهها در شرایط یأس و ناامیدی بسیار سخت است. رسانهها باید تلاش کنند نگاه مردم به اهدای عضو را تغییر دهند.
به همین دلیل تیمهای حرفه ای متشکل از پزشک، روانپزشک و مددکار اجتماعی، مسئول گفت وگو با خانوادهها هستند. این تیمها تلاش میکنند با توضیح علمی مرگ مغزی و آثار انسانی اهدای عضو، خانواده ها را برای تصمیم گیری آگاهانه همراه کنند.
بررسیها نشان میدهد اگر خانواده از خواست واقعی فرد مطلع باشد، در ۹۹ درصد موارد با اهدای عضو موافقت میکند. همین مسئله اهمیت کارت اهدای عضو و گفت وگو درباره آن در خانواده را دوچندان میکند.
کارت اهدای عضو؛ نمادی فرهنگی برای نجات جان انسانها
کارت اهدای عضو در ایران هنوز وجاهت قانونی مستقل ندارد و تصمیم نهایی با خانواده است، اما مسئولان معتقدند همین کارت میتواند مسیر تصمیم گیری را برای خانواده آسان تر کند.
امید قبادی اعلام کرده که اکنون حدود ۹.۵ تا ۱۲ درصد مردم ایران برای اهدای عضو اعلام رضایت کردهاند؛ عددی که در مقایسه با کشورهای پیشرو بسیار پایین است. به گفته او، در آمریکا حدود ۷۴ درصد مردم دارای رضایت برای اهدای عضو هستند.
کتایون نجفی زاده درباره اهمیت کارت اهدای عضو میگوید: کارت اهدای عضو ملاکی برای پیشرفت فرهنگی جامعه است. اگر خانواده از خواسته فرد مطلع باشد، احتمال رضایت به شکل چشمگیری افزایش پیدا میکند.
در سالهای اخیر اقداماتی برای توسعه این فرهنگ انجام شده است. درج نشان اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی یکی از این اقدامات است. نجفیزاده میگوید:با موافقت پلیس راهور، اکنون هنگام دریافت یا تمدید گواهینامه، از افراد درباره تمایل به ثبت نشان اهدای عضو سؤال میشود.
دریافت کارت اهدای عضو نیز بسیار ساده شده است. افراد میتوانند با ارسال کد ملی به شماره ۳۴۳۲ یا مراجعه به سامانه اهدای عضو، کارت خود را دریافت کنند.
باورهای غلط و شایعاتی که جان میگیرد
یکی دیگر از موانع مهم در مسیر اهدای عضو، باورهای نادرست و شایعات است. برخی خانوادهها تصور میکنند اعضای بدن عزیزشان فروخته میشود یا خانواده اهدا کننده پول دریافت میکند.
سعید مظفری در اینباره میگوید:این تصور که خانواده اهدا کننده در قبال اعضای بدن پول دریافت میکند، کاملاً اشتباه است و خانوادهها را آزار میدهد.
کتایون نجفی زاده مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان نیز درباره آگهیهای فروش اعضای بدن هشدار داده و تأکید کرده است:بسیاری از آگهیهای فروش عضو در فضای مجازی کلاهبرداری است. پیوند عضو در ایران کاملاً رایگان انجام میشود و هزینهها توسط وزارت بهداشت پرداخت میشود.
او همچنین توضیح داده که برخی تبلیغات درباره فروش قرنیه اساساً غیرواقعی است، زیرا پیوند قرنیه از فرد زنده در سیستم درمانی ایران انجام نمیشود.
روایتهایی که فرهنگ میسازند
در کنار همه آمارها، روایت خانوادههایی که در سخت ترین لحظه زندگی تصمیم به اهدای عضو گرفته اند، بیش از هر چیز میتواند فرهنگ ساز باشد.
داستان علیاکبر محمدی، سرباز ۲۲ ساله قزوینی که پس از مرگ مغزی، قلب، کبد و کلیههایش به بیماران نیازمند اهدا شد، یکی از همین روایتهاست.
محسن محمدی، پدر این سرباز، میگوید:برای پدر و مادر خیلی سخت است چنین تصمیمی بگیرند، اما وقتی میدانم قلب پسرم در سینه فرد دیگری میتپد، آرامش دارم.
او خطاب به دریافت کنندگان اعضای فرزندش گفته است:قدر این اعضا را بدانید؛ پسرم بسیار پاک و مهربان بود.
چنین روایتهایی همان حلقه گمشده فرهنگ سازی در جامعه است؛ روایتی که میتواند مفهوم مرگ را از پایان مطلق، به ادامه زندگی در وجود دیگران تبدیل کند.
اهدای عضو؛ نیازمند عزم ملی
کارشناسان معتقدند برای عبور از بحران کمبود عضو پیوندی، تنها پیشرفت پزشکی کافی نیست و باید یک عزم ملی برای فرهنگ سازی شکل بگیرد.
امید قبادی نایب رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان تأکید میکند:سه ضلع موفقیت در پیوند عضو شامل علم، تجهیزات و فرهنگ است، اما سهم فرهنگ از همه بیشتر است.
کتایون نجفی زاده نیز معتقد است:مرگ مغزی یک مسئله صرفاً پزشکی نیست، بلکه یک مسئله اجتماعی است و رسانهها، آموزش وپرورش، دانشگاهها و چهرههای فرهنگی باید در این زمینه فعال شوند.
امروز ایران با وجود جایگاه نخست آسیا در پیوند عضو، هنوز فاصله زیادی با کشورهای پیشرو مانند اسپانیا دارد؛ کشوری که نرخ اهدای عضو در آن چهار برابر ایران است؛ اما کارشناسان باور دارند اگر آگاهی عمومی افزایش یابد و خانوادهها مرگ مغزی را به عنوان پایان قطعی زندگی بپذیرند، هزاران بیمار از مرگ نجات پیدا خواهند کرد.
اهدای عضو فقط یک تصمیم پزشکی نیست؛ تصمیمی است که میتواند از دل بزرگ ترین سوگ، بزرگ ترین امید را بیافریند؛ امیدی که در تپش قلبی دیگر ادامه پیدا میکند.





نظر شما