بازار جهانی آلومینیوم در حال ورود به بحرانی است که بسیاری از تحلیلگران آن را بزرگترین شوک عرضه از زمان بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ توصیف میکنند. جنگ در اطراف ایران و اختلال در زیرساختهای خلیج فارس اکنون نهتنها تولید، بلکه کل معماری تجارت جهانی آلومینیوم را تهدید میکند؛ فلزی که ستون اصلی صنایع خودروسازی، هوافضا، انرژیهای تجدیدپذیر و ساختوساز جهان محسوب میشود.
خلیج فارس بیش از ۲۰ درصد تولید آلومینیوم غیرچینی جهان را تأمین میکند و کشورهای صنعتی مانند آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی بهشدت به این منطقه وابستهاند. اما حملات موشکی اخیر به تأسیسات ذوب آلومینیوم، همزمان با ناامنی در تنگه هرمز، زنجیره تأمین جهانی را وارد مرحلهای از بیثباتی کرده که بازار سالها تجربه نکرده بود.
طبق گزارشها، کارخانه «الطویله» متعلق به شرکت اماراتی Emirates Global Aluminium برای بازگشت کامل به مدار تولید به حدود یک سال زمان نیاز دارد. همزمان شرکت قطری «قطالوم» نیز بخشی از ظرفیت تولید خود را کاهش داده است؛ رخدادی که عرضه جهانی را در شرایطی شکننده قرار داده که تقاضا همچنان بالاست.
در ظاهر، قیمت آلومینیوم در بورس فلزات لندن هنوز جهش انفجاری نداشته، اما واقعیت بازار فیزیکی تصویر کاملاً متفاوتی ارائه میدهد.
سقوط ذخایر و بازگشت ترس به بازار
یکی از مهمترین نشانههای بحران، کاهش شدید ذخایر آلومینیوم در انبارهای بورس فلزات لندن (LME) است. از ابتدای سال، معاملهگران و صنایع مصرفکننده حجم بزرگی از موجودیها را برای تحویل فوری خارج کردهاند؛ اقدامی که معمولاً نشانه نگرانی از کمبودهای آینده است.
بازار همچنین وارد وضعیت «بکواردیشن» شده؛ شرایطی که در آن قیمت تحویل فوری از قراردادهای آینده گرانتر میشود. این پدیده در بازارهای کالایی معمولاً نشانه کمبود فیزیکی شدید و فشار مستقیم بر عرضه تلقی میشود.
در همین حال، بخش بزرگی از ذخایر باقیمانده بورس شامل آلومینیوم روسیه است که در انبارهای کره جنوبی نگهداری میشود؛ فلزی که بسیاری از خریداران غربی به دلیل تحریمهای مرتبط با جنگ اوکراین از خرید آن خودداری میکنند. به این ترتیب، حتی موجودیهای ثبتشده نیز عملاً برای بخش بزرگی از بازار قابل استفاده نیستند.
فشار اصلی اکنون در «پریمیوم» بازار فیزیکی دیده میشود؛ هزینهای که خریداران علاوه بر قیمت رسمی بورس پرداخت میکنند تا فلز واقعی را تحویل بگیرند. در ژاپن، این پریمیوم به بالاترین سطح خود در بیش از یک دهه گذشته رسیده و در اروپا نیز از ماه مارس بهشدت افزایش یافته است. در آمریکا هم تعرفههای وارداتی، هزینه آلومینیوم را برای تولیدکنندگان بیش از پیش بالا برده است.
حتی محصولات فرآوریشده مانند «بیلت اکستروژن»، مادهای حیاتی برای صنایع حملونقل و ساختمان، اکنون با افزایش شدید قیمت روبهرو شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد بحران از بازار مواد خام عبور کرده و وارد صنایع پاییندستی شده است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه اقتصاد صنعتی جهان
بزرگترین نگرانی بازار اکنون تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش مهمی از انتقال مواد اولیه و محصولات نهایی آلومینیوم از طریق آن انجام میشود. هرگونه انسداد طولانیمدت یا تشدید درگیری نظامی میتواند صادرات خلیج فارس را تقریباً فلج کند.
حتی کارخانههایی که هنوز فعالاند نیز ممکن است در تأمین موادی مانند آلومینا و کک نفتی با مشکل روبهرو شوند؛ موادی که بدون مسیرهای امن دریایی عملاً قابل انتقال نیستند.
در این میان، بسیاری امیدوار بودند چین بتواند کمبود بازار را جبران کند، اما ظرفیت تولید چین تقریباً به سقف تعیینشده دولت رسیده است. اگرچه پکن ممکن است صادرات محصولات نیمهفرآوریشده را افزایش دهد، اما تحلیلگران معتقدند چین قادر نیست بهطور کامل جایگزین کاهش تولید خلیج فارس شود.
این وضعیت میتواند آغاز پایان دورهای باشد که بازار آلومینیوم طی دو دهه گذشته با مازاد عرضه و ذخایر بالا شناخته میشد. اکنون بسیاری از تحلیلگران از ورود بازار به «کسری ساختاری» سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن تقاضا بهطور مداوم از عرضه پیشی میگیرد.
پیامدهای این بحران تنها محدود به بازار فلزات نخواهد بود. صنایع خودروسازی، هوافضا، بستهبندی، انرژی خورشیدی و الکترونیک همگی با افزایش هزینه تولید مواجه خواهند شد؛ مسئلهای که میتواند موج جدیدی از تورم جهانی را به همراه بیاورد.
شاید مهمترین پیام بحران کنونی این باشد که آلومینیوم دیگر تنها یک فلز صنعتی نیست؛ بلکه به یک کالای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ کالایی که امنیت عرضه آن اکنون به اندازه نفت و گاز برای اقتصاد جهانی اهمیت پیدا کرده است.





نظر شما