تحولات منطقه

نهم ذی‌الحجه، در حالی که حاجیان در صحرای عرفات سر بر آستان الهی می‌سایند، تاریخ شیعه با خون نخستین فداییان نهضت حسینی رنگین شده است. شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، پیش‌درآمدی سرخ بر واقعه عاشورا و آزمونی بزرگ برای مدعیان وفاداری بود.

‏سفیری که با شهادت پیام خود را رساند
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

کوفه، شهری که با ۱۸ هزار بیعت، آغوش خود را برای پسر عموی امام حسین(ع) گشوده بود، در غروبی تلخ و غریب، او را در میان کوچه‌های بن‌بست تنها گذاشت. مسلم بن عقیل، نه در میدان جنگ، که در غبار تزویر عبیدالله و ترس مردم از سپاه خیالی شام، غریبانه به شهادت رسید. در ادامه مروری داریم بر آخرین ساعات حیات این سردار رشید که درس وفاداری را با خون خود بر دیوارهای دارالعماره کوفه نوشت. روایتی مستند از این تنهایی باشکوه را بخوانید.

شکستن پیمان‌ها در هراس از سایه‌های شام

صبح روز هفتم، مسلم بن عقیل با سازماندهی نیروهای خود، یارانش را برای نبردی سرنوشت‌ساز آماده کرد. او فرماندهی دسته‌های مختلف را به بزرگان شیعه همچون مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر سپرد. اما تزویر عبیدالله بن زیاد، ورق را برگرداند. او با استفاده از چهره‌هایی چون شمر بن ذی‌الجوشن و محمد بن اشعث، شایعه هولناک حمله سپاه شام را در شهر پراکند. زنان کوفی از ترس جان فرزندان و همسرانشان، آن‌ها را از صفوف مسلم جدا کردند. این ریزش به قدری سریع بود که از آن خیل عظیم، تنها چهار هزار نفر باقی ماندند و با فرا رسیدن تاریکی شب، مسلم در کوچه‌های کوفه تنها ماند. قرآن کریم درباره چنین آزمون‌هایی می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (سوره عنکبوت، آیه ۲)؛ آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟

در این میان، بزرگانی چون حبیب و ابن‌عوسجه که قصد پیوستن به امام را داشتند، ناچار به اختفا شدند تا در فرصتی مناسب خود را به کربلا برسانند. اما یارانی همچون عبدالعلی بن یزید کلبی، عباس بن جعدی و عمار بن سلخب ازدی که فرماندهی دسته‌های کوچک را بر عهده داشتند، در همان درگیری‌های اولیه دستگیر شدند. عبیدالله با وعده امان و تهدید به ویرانی خانه‌ها، اراده مردم را در هم شکست. او پرچمی را به دست ابن‌حریث داد و اعلام کرد هر کس زیر این پرچم بیاید در امان است، و این‌گونه کوفه در سکوتی مرگبار فرو رفت.

طوعه؛ زنی که آبروی کوفه را خرید

در شبی که تمام درهای خانه‌های کوفه به روی سفیر حسین(ع) بسته بود، تنها یک در گشوده ماند. «طوعه»، زنی فداکار، وقتی دریافت غریبه پشت در کسی جز مسلم بن عقیل نیست، او را پناه داد. مسلم که نمی‌خواست بدون معرفت میزبان وارد شود، خود را معرفی کرد. اما حضور او توسط پسر طوعه به محمد بن اشعث گزارش شد. سپیده‌دم، ۷۰ نفر برای دستگیری یک تن اعزام شدند. مسلم که تازه نماز صبح را به پایان رسانده بود، با شجاعتی بی‌نظیر به مقابله برخاست. او حتی در میانه نبرد، نگران امنیت طوعه بود که پشت سرش پناه گرفته بود و او را از حملات غافلگیرانه آگاه می‌کرد.

سرانجام مسلم با زخم‌های بسیار و به حیله‌ امان دروغین ابن‌اشعث، اسیر شد. او در حالی که اشک می‌ریخت، نه برای جان خویش، بلکه برای امامی که با نامه او راهی کوفه شده بود، نگران بود. او از ابن‌اشعث خواست تا پیامی به امام حسین(ع) برساند: «برگرد و فریب کوفیان را مخور». اما این وصیت نیز در غبار خیانت گم شد. مسلم را تشنه‌کام به دارالعماره بردند؛ جایی که حتی از دادن جرعه‌ای آب به او دریغ کردند و او را با لبانی خشکیده به ملاقات پروردگارش فرستادند.

رویارویی حق و باطل در دارالعماره

در دربار عبیدالله، مسلم بن عقیل با صلابتی علوی ایستاد. او حتی از سلام کردن به ابن‌زیاد خودداری کرد و گفت: «او امیر من نیست». وقتی عبیدالله او را فتنه‎گر خواند، مسلم با قاطعیت پاسخ داد که ما برای اصلاح و به دعوت مردمی آمده‌ایم که از ستم شما به ستوه آمده‌اند. ابن‌زیاد که در منطق شکست خورده بود، به تهمت و دشنام روی آورد و مسلم را به شراب‌خواری متهم کرد. پاسخ مسلم کوبنده بود: «شراب‌خوار کسی است که خون بی‌گناهان را می‌ریزد».

در آخرین لحظات، مسلم وصیت خود را به عمر سعد که قرابتی دور با خاندان پیامبر داشت، سپرد. او خواست تا بدهی‌هایش را با فروش زره و شمشیرش بپردازند، پیکرش را دفن کنند و پیامی دیگر برای بازگشت امام بفرستند. عمر سعد اما در کمال وقاحت، تمام وصایا را نزد عبیدالله فاش کرد. مسلم را به بالای دارالعماره بردند؛ سرش را جدا کردند و پیکرش را به پایین پرتاب کردند. همزمان، هانی بن عروه، آن پیرمرد مجاهد و رئیس قبیله مذحج را نیز غریبانه در بازار کوفه به شهادت رساندند و پیکر هر دو بزرگوار را در کوچه‌ها کشیدند تا رعب و وحشت را به اوج برسانند.

امروز، بارگاه باشکوه مسلم و هانی در کنار مسجد کوفه؛ سندی بر حقانیت مسیری است که با خون آبیاری شد. در حالی که از عبیدالله و یزید جز لعن ابدی تاریخ چیزی باقی نمانده، نام مسلم بن عقیل به عنوان الگوی وفاداری و نخستین شهید نهضت حسینی می‌درخشد. او مأموریت خود را به کمال رساند و اگر کوفه شکست خورد، نه از کوتاهی سفیر، که از سستی پیمان‌شکنانی بود که دنیا را به آخرت فروختند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha